
رؤیای فتنه و دسیسهسازی در لبنان از طریق دادگاه امریکایی حریری که پایهای برای یک بازی بزرگ منطقهای بود با سقوط حکومت سعد حریری به شکست کشید و ژستهای قانونمداری و ؟؟؟ پذیرش دموکراسی پارلمانی، که از کانالهای آشکار سفارت امریکا برای تحمیل مجدد حریری به عنوان نخست وزیر نیز بینتیجه ماند و نجیب میقاتی به عنوان گزینه میانی و وحدتگرایانه با 68 کرسی پارلمان به قدرت رسید. با قطعی شدن نتایج رایزنیهای فراکسیونهای گوناگون پارلمان لبنان که کورسوی بازگشت مجدد حریری را به خاموشی کشید، تلاشهای آشوبساز از سوی ایادی 14 مارس در برخی مناطق لبنان نیز آغاز شد.اگرچه رسانههای صهیونیستی مانند العربیه در پیگیری سطح نگرانیهای مقامات اسرائیلی، تلاش مأیوسانهای برای بزرگنمایی این آشوبها دارند، ولی تمامی طرفهای داخلی و خارجی به خوبی میدانند که کابینه میقاتی که فصل مشترک مقاومت، سوریه و عربستان است، حذف پیوند لبنان از دادگاه امریکایی را در سرلوحه برنامه خود دارد.
این گام به مفهوم فرو ریختن پایههای بازی بزرگ امریکایی- صهیونیستی در منطقه ارزیابی میشود و به همین دلیل، با شدیدترین واکنشها از سوی رژیم صهیونیستی و امریکا روبهرو خواهد بود.
حاصل سه سال برنامهریزی متمرکز برای بحرانسازی علیه مقاومت و پنج سال بحران مواج در لبنان که رؤیای خاورمیانه جدید امریکایی را ترسیم میکرد، با «مدل مدیریتی حزبالله لبنان» به کف روی آب مبدل شد.
اگرچه میقاتی بر اجرای کابینه مشارکت ملی خود، تأملی در جلب همکاری شکستخوردگان 14 مارس و بهویژه حریری خواهد داشت، ولی از هماکنون روشن است که وی ترجیح میدهد به جای همکاری یک شکست خورده در کابینه، در موضع اپوزیسیون آشوبگر ظاهر شود.
اگر حریری آشوبگران انگشتشمار را به آرامش دعوت میکند ولی بهخوبی میداند که در بالاترین آمادگی خود و حامیان خارجیاش که از اسرائیل و مصر برایشان سلاح ارسال کرده بودند، در سال 2008 کمتر از یک روز دوام نیاوردند.
لذا در مقابل میقاتی که به عنوان گزینه جبهه 8 مارس و مشارکت فراگیر گروههای سیاسی، دوره سیاسی جدیدی را آغاز میکند، امریکا و اسرائیل و بازماندگان بیرمق 14 مارس به دنبال یک برنامه سیاسی و تجدیدنظر در طرحهای خود خواهند بود.
البته دلمشغولیهای صهیونیستها و امریکا چه در مسئله فلسطین و چه در سطح حکومتهای عربی مرتجع که دومینووار در حال لرزش و فروریزی هستند، در شرایط فعلی ابتکار عمل را در اختیار ندارند. حاصل ماهها دسیسهسازی از طریق دادگاه امریکایی، امروز به اقتدار فراگیرتر مقاومت در لبنان و خیزش چشمنواز مردم در کشورهای عربی رسیده و پیروزیهای جدیدی را در دسترس قرار داده است.
آنچه جای تأمل دارد اینکه مدل آشوبسازی با مدیریت امریکایی که پس از انتخابات 88 در ایران اجرا شد، امروز در لبنان امید و امکان تکرار ندارد، ولی همانها که ژست قانونمداری و پذیرش دموکراسی داشتند، به هرج و مرج پناه بردند تا بار دیگر توجه حامیان خارجی خود در تلآویو و واشنگتن و پاریس را جلب کنند. همانگونه که مداخلهگری مقامات امریکایی برای به قدرت رساندن مجدد حریری ناکام و با رسوایی بود، آشوبگری و هرج و مرج مأیوسانه نیز نتیجهای جز استحکام جبهه مقاومت و هوشمندی بیشتر و پیروزی آن در لبنان و منطقه نخواهد داشت.