کد خبر: 434346
تاریخ انتشار: ۰۴ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۹:۳۸
در حالی که آغاز ریاست‌جمهوری باراک اوباما با امیدهایی نسبت به تغییر اوضاع در آینده همراه بود، اما گذر زمان نشان می‌دهد که وی هنوز در اجرای وعده‌هایش مبنی بر بازسازی کامل سیاست خارجی و داخلی ایالات متحده به موفقیت چشمگیری دست نیافته است. این امر که چرا دولت اوباما نتوانسته هنوز به موفقیت بزرگی دست یابد، نباید با تعجب و شگفتی زیادی همراه باشد، زیرا سکانداری کشتی عظیمی چون ایالات متحده، کار ساده‌ای نیست، ضمن آنکه حرکت این کشتی تا حد زیادی تحت تأثیر نیروی جبر نیز هست. در واقع گروه‌های مختلفی، سرنشینان این کشتی را تشکیل می‌دهند که تمام آنها سعی می‌کنند فرمان را به طرف خود بچرخانند و گاهی حتی حاضرند علیه ناخدا و اطرافیان وی نیز دست به شورش بزنند. از سوی دیگر بسیاری از جمهوریخواهان هنوز به خاطر شکست از اوباما در انتخابات ریاست جمهوری، کینه به دل دارند و به همین سبب تمایل زیادی به ابراز مخالفت و حتی تحقیر نخستین رئیس‌جمهور سیاهپوست ایالات متحده امریکا دارند.
علاوه بر این، «آیپک» لابی یهودی نیز به اوباما هشدار می‌دهد که اگر منافع تل‌آویو را در نظر نگیرد، در انتخابات آینده حتماً شکست خواهد خورد. رسانه‌های گروهی امریکا نیز دیگر هیچ ابایی از حمله به رئیس جمهور ندارند.
تمام موارد فوق نشان می‌دهد ماه عسلی که بعد از انتخابات شروع شده بود، مدت‌هاست به پایان رسیده و اینک ایام دشوار کار و حسابرسی آغاز شده است. در این بین به نظر می‌رسد بحران مالی، دغدغه اساسی مقامات سیاسی امریکا باشد، زیرا با توجه به اینکه بحران اقتصادی، یک بحران سیستمی است، بنابراین می‌تواند موقعیت هژمونیک امریکا در جهان را به مخاطره اندازد و به همین سبب نیز نگرانی شدید مقامات واشنگتن را برانگیخته است. در واقع تداوم یا گسترش بیش از حد بحران مالی می‌تواند مرکزیت وال‌استریت در نظام جهانی سرمایه‌داری را خدشه‌دار سازد و نقش دلار به عنوان ارز ذخیره جهانی را کمرنگ سازد. همین امر سطح بالای مصرف و بهره‌وری امریکا را که از پایه‌های کافی تولیدی برخوردار نیست، متزلزل می‌کند.
بدیهی است که اگر چنین روندی آغاز گردد، موقعیت ایالات متحده به عنوان تنها ابرقدرت نیرومند جهانی که سعی دارد تمام بشریت را از خود متأثر سازد و به الگوی زندگی جهانیان مبدل شود، از بین خواهد رفت. در نتیجه این چشم‌انداز برای امریکا از هر نظر نامناسب است، به همین سبب نیز اوباما تلاش زیادی می‌کند که این تحولات اجتناب‌ناپذیر را به تعویق بیندازد یا حتی‌الامکان جلوی فرارسیدن آن را بگیرد.
در این بین محافل نخبه امریکایی و مردم عادی نیز از او انتظار دیگری ندارند، زیرا اگر تغییراتی که او وعده داده است، باعث نشود که امریکایی‌ها به زندگی عادی برگردند، آنگاه هم رئیس‌جمهور با مشکلات متعددی مواجه خواهد گشت و هم تکبر ذاتی امریکایی‌ها که نمی‌توانند این دورنما را درک کنند، دچار سرخوردگی‌های بزرگی خواهد شد.
از این رو اوباما که این واقعیت را درک ‌کرده، تلاش زیادی جهت اصلاح امور به عمل آورده است. او سعی کرده به بانک‌ها و شرکت‌هایی که هنوز ورشکست نشده‌اند، پول تزریق کند، به همدردی با بیکاران بپردازد و چند کار اصلاحی دیگر را نیز سرلوحه برنامه‌های خود قرار دهد.
با این حال نمی‌توان گفت که اوضاع ایالات متحده در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما رو به بهبودی رفته است. کسری بی‌سابقه‌ در بودجه سال آینده امریکا نشان می‌دهد که ایالات متحده به سوی ورشکستگی در حرکت است و شاید به همین دلیل باشد که امریکایی‌ها به انتشار نقدینگی و اوراق قرضه دولتی دست زده‌اند. به هر حال این سیاست فعلاً اجازه می‌دهد که اقتصاد کشور به نحو سریعی از هم نپاشد و دولت بتواند در درازمدت برخی از امور را اصلاح نماید، البته در این بین به نظر می‌رسد هر روز بیش از پیش روشن می‌شود که بازگشت به دوران گذشته تقریباً امکان‌ناپذیر است، به خصوص که در خارج از مرزها نیز چین بر ایجاد ارز جهانی جدید تأکید می‌کند، متحدان امریکا اعلام می‌کنند که امریکا را بیش از این به عنوان «فانوس دریایی» خود تلقی نمی‌کنند و بانکداران آسیایی معتقدند که بالاخره باید به تقسیم میراث «عمو‌سام» بپردازند.
در مجموع دولت امریکا در تمام ابعاد سیاست خارجی خود از امریکای لاتین گرفته تا آسیای شرقی، خاورمیانه، اروپا و سایر مناطق، دارای مشکلات عظیمی است.
این مشکلات که با وقوع بحران مالی و سیاست‌های یکجانبه‌گرایانه دولت پیشین امریکا درآمیخته است، در حال حاضر دولت باراک اوباما را در وضعیت پیچیده‌ای قرار داده است، به همین سبب دولت امریکا از دوستان خود و مابقی جامعه بین‌المللی می‌خواهد که به آن کمک کنند تا از تله‌هایی که خود گسترده است، بیرون بیاید.
این در حالی است که عملا نمی‌توان هیچ تغییر و تحول مشخصی در سیاست خارجی امریکا مشاهده نمود. در واقع وعده تغییرات اوباما فی نفسه نشان‌دهنده حسن نیت و روشن‌بینی ناگهانی محافل حاکم امریکایی نیست.
این فقط واکنشی اجباری به بحران سیستمی در حوزه اقتصاد و رشد معضلات در زمینه سیاست خارجی است، به همین سبب پیش‌بینی منطقی این است که مشکلات فوق هرچه بیشتر نخبگان امریکایی را آزار دهند و «واقع‌گرایی» در سیاست خارجی امریکا را بیشتر کنند. بر این اساس به نظر می‌رسد امریکا با سرعت بیشتری عادت به «تحمیل اراده خود به دیگران» و «توسل به زور» در هر شرایطی را ترک خواهد کرد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار