علي رضائي | مذاكرات استانبول در شرايطي پايان يافت كه بسياري از كارشناسان نتيجه آن را از پيش حدس ميزدند؛ نتيجهاي كه كاترين اشتون مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا پس از دو روز مذاكره آن را علني كرد. به گزارش خبرگزاري فرانسه اشتون با تأکيد بر اينکه «پيششرطهاي هستهاي ايران غير قابل قبول است» گفته است: «من دلسرد شدهام و قراري براي گفتوگوهاي جديد گذاشته نشد» گرچه پيش از مذاكرات، حدس چنين موضعي از سوي 1+5 امكان پذير بود، اما علت آن نيز نه به طور حدسي بلكه يقيني و بدون ذرهاي شك معلوم و پيداست. اكنون علاوه برآنكه بايد اين علل و عوامل را واكاوي كرد، اين سوال نيز شايسته پاسخ است كه دلسردي مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا از موضع ايران در مذاكرات به چه معناست؟سابقه 1+5 در مذاكره با ايرانمذاكرات غرب با ايران نه فقط در استانبول كه در سابق نيز به گونهاي بوده است كه گويي آنان زير چرخش يك اهرم فشار چارهاي غير از نتيجهگيري براساس مسائل ضدايراني ندارند و مباحث را از پيش طوري طراحي كردهاند كه نتيجهاي از روند مذاكرات حاصل نيايد مگر نتايج هميشگي در ضديت با جمهوري اسلامي. مذاكرات ژنو 3 شاهدي زنده بر اين ادعاست. توافق نهايي آن جلسه که توسط خانم اشتون جمعبندي شد، اين بود که دستور کار جلسه بعدي «يافتن نقاط مشترک» و «گفت وگو براي همکاري حول نقاط مشترک» خواهد بود. اين دقيقا چيزي بود که قبل از مذاکرات ژنو 3 توسط ايران اعلام شده بود. اما با اين حال از همان زمان به دليل فشار برخي گروهها در غرب به ويژه صهيونيستها، ضعف خانم اشتون و اختلافات و سردرگمي داخلي کشورهاي 1+5، در پايبندي آنها به توافق به عمل آمده ترديدهايي بروز کرده بود. ترديدهايي كه در مذاكرات استانبول به عينيت رسيد.1+5 در چاه شكستمسيري كه ايران در مذاكرات ژنو3 پيمود مسيري بود كه شكست غرب را آشكارتر از پيش كرد. سعيد جليلي سرپرست تيم ايراني در مذاكرات موكدا بر اين اصول تاكيد كرد كه راهبرد دو شاخه فشار- مذاكره غرب تاثيري بر اراده ايران نخواهد داشت و قطعنامه هاي تحريمي نه تنها منجر به نااميدي ملت ايران نشده بلكه مردم را مصممتر براي پيشرفت كرده است. طرح موضوع ترور اساتيد هستهاي كشورمان در مذاكرات ژنو 3 و روكردن دست صهيونيستها و 1+5 در اين ترورها و رسانهاي شدن اين مسئله در سطح جهاني، مورد ديگري بود كه غرب را به هراس انداخت تا خود را از چاله هاي شكست نجات دهد. هراسي كه البته به تلاش غيرمنطقي انجاميد و چاه شكست را در مذاكرات استانبول براي 1+5 حفر كرد.چرايي دلسردي اشتون مذاكرات استانبول نشان داد كه غرب حتي بر سر توافقاتي كه خود يك طرف از آن بوده هم پايبند نيست. ايران البته فرار غرب از واقعيات و شفافيت درون ايران را پيشتر نيز تجربه كرده بود. تجربهاي كه نه فقط با تكرار 25 باره آژانس بينالمللي اتمي مبني بر عدم انحراف فعاليتهاي هستهاي ايران كسب شده بود بلكه با بيانيه تهران و تاييد اخير نمايندگان 130 كشور درباره صلحآميزبودن تاسيسات هستهاي ايران، رنگ و جلوهاي تازه گرفت. با اين حال 1+5 در مذاكرات استانبول بار ديگر واقعيات درون ايران و اهداف متعالي و مسالمتآميز جمهوري اسلامي را ناديده گرفت و در نتيجه، اشتون حاصل مذاكرات را دلسردكننده اعلام كرد. اما اعلام اين دلسردي به چه معنا بود؟ اگر به شروط ايران براي مذاكره درباره بحث مبادله سوخت هستهاي در راستاي رفع نگرانيها توجه كنيم به راحتي معناي آن دلسردي را خواهيم يافت.هيئت ايراني دو پيش شرط براي مذاكره درخصوص پيشنهاد مبادله سوخت هستهاي به منظور رفع نگرانيها در روند مذاكرات استانبول عنوان كرد:1- به رسميت شناختن حق ايران براي غنيسازي اورانيوم2- لغو تحريمهاي اعمال شده عليه ايران.از سويي براي آنكه اين شروط خود را مستدل و كاملا منطقي نشان دهد به معاهده انپيتي اشاره كرد كه حقوق كشورها در دستيابي به انرژي صلح آميز هستهاي را به رسميت شناخته است. حال به راحتي ميتوان دريافت كه چرا اشتون موضع ايران را دلسردكننده ميخواند، زيرا آنان برخلاف تعهدي كه در مذاكرات ژنو 3 داده بودند كه بحث درباره حقوق هستهاي ايران به هيچ وجه در دستور کار هيچ مذاکرهاي در آينده نباشد، در مذاكرات استانبول قصد ورود به اين موضوع را داشتند كه با هوشمندي هيئت ايراني مواجه شدند و در ادامه مذاكره نيز تاب پذيرش دو پيش شرط منطقي ايران را نياوردند و در واقع با رد آن آب سردي را بر پيكر خود ريختند تا تناقض رفتاري آنان بيش از پيش آشكار شود. رفتار متناقضي كه امروز براي بسياري از دولتها و ملتها عيان شده است و همه ميدانند كه غربيها فارغ از شعارهايي نظير اجراي ان.پي.تي، رفع نگراني بينالمللي و صلح و امنيت پايدار تنها زماني نتيجه مذاكره را خوشايند و غير از دلسردي ميدانند كه طرف مقابلشان براي شنا در آب گرم «از خود باختگي» و «وابستگي» لباس استقلال را از تن به در كند.