کد خبر: 434290
تاریخ انتشار: ۰۳ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۴:۵۷
بای بسم الله
دوست ناشری داشتم که هر وقت اثری تازه منتشر می‌‌کرد، جمع زیادی از خبرنگاران و منتقدان را دعوت می‌‌کرد و به اصطلاح یک مراسم رونمایی خودمانی برای کتاب برگزار می‌‌کرد و به قول خودش راه ورود کتاب به رسانه‌ها را پیشاپیش باز می‌‌کرد.
بعدها که پیگیری می‌‌کردم می‌‌شنیدم که از آن جمع دعوت شده به آن مراسم خودمانی، خیلی‌ها حتی چند خطی محض معرفی نیز از آن کتاب به صفحات رسانه خود نبردند و به اصطلاح یادشان رفته بود که دوست ناشر برای چه آنها را تحویل گرفته و دعوت کرده است.
جالب‌تر از آن اینکه کتاب‌هایی بودند که از طرف این دوستان با تعریف و تمجید زیادی روبه‌رو شده بودند و در رسانه‌ها هم بالطبع حضوری رنگارنگ، اما دریغ از خواننده‌ای که لااقل سرمایه ناشر را بازگرداند و از طرف دیگر کتاب‌هایی که بدون این نوع تبلیغات (که انصافاً همیشه هم بد نیست) از طرف خود مخاطبان با اقبال روبه‌رو شدند.
همه اینها را نوشتم که بگویم کارکرد رسانه‌ها در تشویق مخاطبان خاکستری عرصه فرهنگ در کشور ما مشخص نیست (و گویا قرار هم نیست بشود) از سویی مخاطب در رسانه‌ها عمدتاً به دنبال موضوعی غیر از کتاب می‌‌گردد و از طرف دیگر رسانه نیز تحفه‌هایی بهتر از کتاب گویا برای ارائه مخاطبش پیدا کرده است.
آخرش هم می‌‌شود همان قصه که گفته شد، کتاب و کتابخوانی در کشور نه از دل رسانه‌ها که از سمت خود مخاطبان در جامعه ترویج و جریان می‌‌یابد. از همان حرف‌های در گوشی و یا استفاده از فضای وب برای گفتن این جمله که فلان کتاب را بخوان و یا این کتاب را خوانده‌ای؟!
اطلاع‌رسانی برای کتاب در کشور ما از سوی دستگاه‌های متولی حوزه فرهنگ هنوز که هنوز است از چیزی مثل مصاحبه خبری در رابطه با یک اتفاق در حوزه مسئولیت که تولید روابط عمومی‌های سازمان مربوطه است و یا رونمایی از کتابی که چندین ماه از انتشار آن گذشته فراتر نرفته است و از آن جالب‌تر نحوه انعکاس این نوع خبرها در جامعه است که هر چه که هست، انگار به چشم کسی نمی‌آید و کسی هم دوست ندارد که انگار بیاید.
نگاهی به برخی از فضاهای رسانه‌گون تبلیغاتی در سطح شهرهای کشور، همانند بیلبوردها و بنرهای تبلیغاتی که هر روز به شکل‌ها و طرح‌های مختلف میزبان معرفی یک اثر سینمایی و این روزها نمایشی نیز هست و نیز میزان بازخورد سرمایه‌گذاران در این رابطه از اثرشان این موضوع را روشن می‌‌سازد که مقوله‌ای مثل افزایش سرانه مطالعه در جامعه از طریق اعلام سالانه تغییر شیوه محاسبه این سرانه به دست نمی‌آید. کتاب به عنوان مهجورترین کالای فرهنگی که از قضا صمیمی‌ترین و دوست‌داشتنی‌ترین آنها نیز به شمار می‌‌آید باید به هر شیوه ممکن و البته به بهترین و جذاب ترین آنها به ذهن و اندیشه مخاطبان خود راه یابد.
آیا وقت آن نرسیده با اندکی تخفیف قائل شدن برای حوزه فرهنگ، کتاب را به تبلیغات رسانه ملی، هر چند ناچیز هدایت کنیم؟ آیا آرزوی تبلیغ انتشار یک کتاب در فضای عمومی شهری آرزوی دور و درازی است؟
بدون شک با توجه به گستره جمعیتی شهری مثل تهران، حرکت در این راه حتی به عنوان یک حرکت آزمایشی می‌‌تواند الگوی مناسبی را برای جای‌گیری مطالعه در سبد فعالیت‌های روزانه خانوار ایرانی ترسیم کند. امتحانش اگر چه مجانی نیست، اما به نظر ارزشش را دارد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار