
«چند بار بخوابم و پاشم، قاتل بابام اعدام ميشه ؟!» اين اظهارات دختر خردسالي است كه روز گذشته مقابل هيئت عالي قضايي ايستاد و با چشمان اشكبار درخواست كرد مردي كه پدرش را براي يك تسويهحساب مالي به كام مرگ كشانده است، به اعدام محكوم كنند.
به گزارش خبرنگار «جوان» جلسه محاكمه متهم ـ حسين 25 ساله ـ كه در پي يك تسويهحساب مالي بر سر مواد نيروزاي ورزشي دوست خود را ـ عباس ـ به ضرب گلوله به قتل رسانده بود در شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران برگزار شد. شفيعي نماينده دادستان در ابتداي جلسه متن كيفرخواست را قرائت كرد و گفت: در جريان اين پرونده برابر گزارش يك تيراندازي در بيست و نهم مهرماه سال 87 در فلكه اول خزانه مرد جواني ـ عباس ـ در حالي كه به شدت زخمي شده بود خود را به مغازه يكي از دوستانش در فلكه سوم خزانه رساند و گفت از سوي «حسين» مورد اصابت گلوله قرار گرفته است. عباس با كمك دوستانش به بيمارستان منتقل و تلاش تيم پزشكي براي نجات او آغاز شد. در حالي كه پزشكان براي نجات عباس تلاش ميكردند يكي از همراهان او ـ مهدي ـ به مأموران پليس گفت: وقتي وارد مغازه شدم ديدم عباس روي زمين افتاده است، زماني كه علت را جويا شدم، گفت ميخواستم حسين را با ماشينم به خانهاش برسانم كه اسلحه را روي شكم من گذاشت و درخواست پول و طلا كرد، وقتي من مقاومت كردم شليك كرد. از طرف ديگر در حالي كه مأموران پليس در بيمارستان اظهارات عباس و همراهانش را ثبت ميكردند، حسين با مأموران پليس تماس گرفت و آنان را از ماجراي تيراندازي باخبر كرد. او پس از آنكه خود را تسليم كرد، گفت: من و عباس در كار توزيع آمپول و مواد نيروزاي ورزشي بوديم. شب حادثه در پي اختلاف مالي با او در فلكه اول خزانه قرار ملاقات گذاشتم. عباس با ماشين خود به سر قرار ملاقات آمد.من سوار ماشين او شدم و حدود دو ميليون پولي كه طلب داشتم را درخواست كردم. او پس از شنيدن درخواست من شروع به فحاشي كرد و من اسلحهام را بيرون كشيدم و با تهديد او درخواست پول كردم. عباس خودرو را به كنار ديوار برد، طوري كه راه فرار من بسته شد، من تهديد كردم كه جلوتر برود تا پياده شوم اما عباس به درخواستم توجه نكرد. يك لحظه ديدم دستش را به سمت كمرش برد. تصور كردم قصد برداشتن چيزي را دارد، بنابراين به او شليك و از در سمت راننده فرار كرده و خودم را تسليم پليس كردم. در حالي كه همه نگاهها به تلاش تيم پزشكي براي نجات عباس دوخته شده بود او فرداي روز حادثه براثر شدت جراحت تسليم مرگ شد. با مرگ عباس بار ديگر حسين تحت بازجويي قرار گرفت. او گفت كه به همراه اعضاي باندش دست به سرقت مسلحانه ميزده است. حسين سه نفر از اعضاي باند - حسن 26 ساله، آرش 22 ساله و ابراهيم 27 ساله - را به مأموران پليس معرفي كرد. كارآگاهان پليس با اطلاعاتي كه به دست آوردند، اعضاي باند را دستگير و آنها پس از دستگيري به مشاركت در سرقت اعتراف كردند. در ادامه جلسه روز گذشته نماينده دادستان براي حسين به اتهام مباشرت در قتل، شروع به سرقت، مشاركت در سرقت و جرح با چاقو درخواست مجازات كرد، همچنين براي حسن، آرش و ابراهيم براي مشاركت در سرقت مسلحانه تقاضاي مجازات كرد. اولياي دم نيز با حضور در جايگاه درخواست قصاص كردند.قاضي عزيزمحمدي در ادامه جلسه حسين را به جايگاه فرا خواند و تفهيم اتهام كرد. او اتهامات خود را پذيرفت اما خطاب به دادگاه گفت هرگز از روي عمد دست به ارتكاب قتل نزده است. متهم گفت: دو سال بود كه با مقتول در كار خريد و فروش آمپول و مواد نيروزا بوديم، چندي پيش با پيشنهاد يكي از دوستانم براي تفريح به كرمانشاه رفتيم. من در آنجا به توصيه او يك اسلحه را به مبلغ 800 هزار تومان خريدم و روش كار با آن را از دوستم ياد گرفتم. از آنجا كه همواره در ملاقاتم با مقتول مجبور به حمل پول نقد بودم، تصور كردم براي تأمين امنيت خودمان به آن نياز داشته باشيم. متهم در ادامه گفت: مقتول ميدانست كه من مسلح هستم و زماني كه شب حادثه با او قرار گذاشتم قصد گرفتن طلبم را داشتم. متهم گفت: من سوار ماشين عباس شدم و او قصد داشت مرا به خانهمان برساند كه بر سر گرفتن پولم داخل ماشين با هم مشاجره كرديم. وقتي كه برايش اسلحه كشيدم، عباس تصورش را نميكرد تهديد من جدي باشد از همين رو لوله اسلحه را با دست گرفت و من كه قصد داشتم اسلحه را از او پس بگيرم دستم روي ماشه رفت و شليك شد. قاضي خطاب به متهم گفت: اگر مقتول لوله اسلحه را با دست گرفته باشد بايد آثار سوختگي روي انگشتان او پيدا ميشد اما پزشكي قانوني هيچ اثري را تأييد نكرده است. متهم در ادامه سكوت كرد. در ادامه جلسه قاضي عزيزمحمدي حسن، ابراهيم و آرش را در جايگاه اتهام مشاركت در سرقت تفهيم اتهام كرد. آرش درباره يكي از سرقتها گفت: با نقشه تيمي دست به ارتكاب سرقت ميزديم. او گفت: در يكي از شبهاي ميلاد كه مردم شربت پخش ميكردند با تهيه شربت خوابآور تصميم گرفتيم از يك مغازه سرقت كنيم، بنابراين با شربت خوابآور وارد مغازه مورد نظر شديم و مغازهدار پس از برداشتن شربت آن را خورد، سپس منتظر شديم تا شربت اثر كند و زماني كه او به خواب رفت پولهايش را سرقت كرديم. در ادامه جلسه نماينده دادستان گفت: از آنجا كه متهم رديف سوم و چهارم با قرار وثيقه آزاد هستند، از آنجا كه سرقت آنها مسلحانه و خطرناك بوده است درخواست ميكنم با لغو قرار آزاديشان به زندان بازگردند. قاضي عزيزمحمدي پس از گرفتن آخرين دفاع متهمان با اعضاي دادگاه وارد شور شد و حسين را به قصاص و حبس و ساير متهمان را به حبس محكوم كرد.