کد خبر: 434146
تاریخ انتشار: ۰۲ بهمن ۱۳۸۹ - ۲۳:۴۲
بررسی معضلات مستندسازان سینمای جهان در گفت‌وگوی «جوان» با مرتضی شعبانی
آنچه ما باید از اسلام نشان دهیم همان واقعیت اسلام است برعکس آنچه دشمنان ما به تصویر کشیده‌اند. آنها قصد دارند یک چهره خشن و غیرواقعی از اسلام را به جهانیان نشان دهند. در یک اثر مستند، به همه افراد نمی‌توان پرداخت. چون امکان دارد فیلم یک کار سطحی شود که قطعاً نمی‌تواند اثرگذاری خوبی نیز داشته باشد. طی چند سال گذشته، توجه فیلمسازان و برنامه‌سازان کشورهای غربی به کشورهای اسلامی و در رأس همه آنها، ایران جلب شده است. کشوری که مذهب در تمامی موارد حیات‌اش حرف اول را می‌زند و مردم آن با تکیه بر نیروی ایمانی خود از پس تمامی بحران‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی برمی‌آیند. مردم ایران زمین از سال‌های قبل از پیروزی انقلاب تا به اکنون، با پیروی از رهبران دینی خود توانستند مشکلات سیاسی را به راحتی حل کنند. همین تکیه بر نیروی ایمانی، دیگر کشورها و قدرت‌های بیگانه را بر آن داشته تا با ساخت آثاری ضد اسلامی و خلاف فرهنگ ما، موجی از تبلیغات منفی را علیه ما روانه کنند و افکار دیگر ملل و ادیان را تحت تأثیر خود قرار دهند. با مرتضی شعبانی که در زمینه ساخت آثار مستند در حوزه جنگ و دفاع مقدس و جهان اسلام فعالیت می‌کند به گفت‌وگو نشستیم و به بررسی مسائل و بحران‌های مربوط به این تفکر پرداختیم.آقای شعبانی! لطفاً از آغاز فعالیت فیلمسازی و نحوه آشنایی‌تان با شهید آوینی و روایت فتح مختصری برای ما توضیح دهید.فعالیت فیلمسازی من به سال 1365 برمی‌گردد و پیش از آن به دلیل علاقه‌مندی به عکاسی عمده فعالیت من عکاسی بود. رفته رفته با دوستان روایت فتح آشنا شدم. دوره آموزشی فیلمسازی را گذراندم و پس از آن در سمت دستیار فیلمبردار؛ گروه جهاد که روایت فتح زیرمجموعه‌ای از گروه جهاد بود به همکاری پرداختم و این همکاری تا پایان جنگ ادامه داشت.با شهید آوینی چطور؟ همکاری داشتید؟شهید مرتضی آوینی لیدر گروه جهاد بود و به عنوان کارگردان، نویسنده، تدوینگر و گوینده تمامی برنامه‌ها به فعالیت مشغول بودند. ما عضو کوچکی از آن مجموعه بودیم و به هر حال با شهید آوینی نیز در ارتباط بودیم. اما آن ارتباط تنگاتنگی که بعد از جنگ با هم پیدا کردیم در آن مقطع زمانی جنگ نداشتیم. بعد از پایان جنگ در کارهایی از قبیل مرثیه، بار دیگر کربلا، مجموعه شهری در آسمان و ستاره‌های آسمان گمنامی که در آن سفر به شهادت رسیدند به عنوان تصویربردار در خدمت ایشان بودم.در زمان جنگ خود شما به صورت مستقل کار ساخت فیلم مستند را انجام ندادید؟خیر، کار مستندسازی را به صورت جدی از سال 73 شروع کردم. در واقع اولین کارهایی که در آنها عنوان کارگردان داشتم از آن مقطع آغاز شد.یک مقدار عجیب بود. چون قبل از این همانطور که گفتم کار تصویربرداری و عکاسی انجام می‌دادم. بعد از شهادت آقا مرتضی بار کارگردانی مجموعه روایت فتح را آقای همایونفر و آقای فارسی به دوش گرفتند و بنده نیز تصویربردار بودم. بعد از آن در سال 73 طرحی را دادیم و از آن استقبال نیز شد. این کار تنگه ابوغریب نام داشت که تدوین آن به دلیل اینکه اولین کار مستقل من بود و تا آن زمان تجربه تدوینگری نداشتم دو سال به طول انجامید. بعد از آن آرام‌آرام در کنار تصویربرداری کارها، گهگاهی کارگردانی نیز انجام می‌دادم.پس کار تخصصی شما تصویربرداری است و در کنار آن به ساخت آثار مستند و کارگردانی می‌پردازید؟خیر، در حال حاضر کار اجرایی انجام می‌دهم و در راستای آن هم تصویربرداری و هم کارگردانی آثاری را نیز به انجام می‌رسانم. البته تخصص اصلی من تصویربرداری است. از ابتدای کار نیز به عنوان تصویربردار وارد مجموعه شدم اما به مرور نسبت کارها عوض شد. یعنی اواخر بیشتر کار بنده کارگردانی بود و قسمتی هم تصویربرداری.در ابتدای صحبت‌هایتان فرمودید به عکاسی علاقه‌مند بودید. در زمینه عکاسی کار شما به چه صورت بود، آیا جنبه مناسبتی داشت؟کار من در این زمینه شکل حرفه‌ای نداشت. به شدت به عکاسی علاقه‌مند بودم و اکثر کارهایی که در آن مقطع انجام می‌‌دادم، عکس طبیعت بود. بعضاً در عملیات‌هایی که شرکت می‌کردم نه به عنوان عکاس اما چون رزمنده‌ای بودم که دوربین نیز همراه داشتم و کار عکاسی هم می‌کردم. ولی هیچگاه به شکل حرفه‌ای که امروزه مطرح است عکاسی انجام ندادم.زمینه فعالیت شما مستندهای مذهبی است یا عناوین دیگر؟زمینه بیشتر کارهای من قطعاً دفاع مقدس بوده، ما در روایت فتح عنوانی داریم تحت عنوان بخش جهان اسلام و نهضت‌های جهانی. بنده در این زمینه نیز کارهایی انجام می‌دهم اما اینطور نبوده که فعالیت خود را به این دو مورد محدود کنم. قطعاً مستندات دیگری نیز کار کرده‌ام. هر زمانی که حس شده ساخت مستندی به فرهنگ جامعه کمک خواهد کرد ما درباره آن موضوع فعالیت می‌کنیم.در واقع به فراخور زمان شما کارهایی را می سازید؟ بله.فکر می‌کنید در ساخت فیلم مستند چه عوامل و شاخص‌هایی به برقراری ارتباط ملموس و نزدیک با مخاطب کمک بسزایی می‌کند؟به نظرمن مهم‌ترین فاکتور، اعتقاد است. شهید آوینی می‌فرمودند:«‌ما معتقدیم تنها کسانی می توانند در زمینه جنگ فیلم بسازند که با این جنگ و مبانی اعتقادی و عملی آن پیوندی کامل داشته باشند».بنابر نظر شهید آوینی این یعنی اگر شخصی چنین نباشد هر چقدر متخصص باشد آنچه راجع به جنگ و دفاع مقدس خواهد ساخت، چیزی که باید باشد، نیست و نخواهد شد. ماهیت تمام جنگ‌هایی که در سراسر دنیا اتفاق می‌افتد مانند هم است. ظاهر تمامی جنگ‌ها خشن است. هر دو طرف جنگ هم کشته می‌شوند و هم می‌کشند. به ژاپن و ویتنام نیز نگاه کنیم آثاری از ایثار و از خودگذشتگی در جنگ‌های آنها نیز وجود دارد اما ما چیزی داریم که در هیچ کدام از آنها دیده نشد و این همان مبحثی است که شهید آوینی نیز مطرح کردند. در واقع ما باید این تفاوت‌ها را در فیلم‌ها و آثار سینما‌یی‌مان مطرح کنیم و گرنه ابزار و تجهیزات در اختیار همه است ولی دردی را دوا نمی‌کند. به عقیده شهید آوینی بهترین اثر سینمایی که در آن مقطع زمانی و در زمان حیات ایشان ساخته شد کار ماندگار «دیده‌بان» ابراهیم حاتمی‌کیا بود که در اوج سادگی به زیبایی ساخته شد. البته این از ارزش آثار دیگر نمی‌کاهد اما ممکن است نسبتشان با جنگ کمتر باشد. ما آثار سینمایی زیادی داریم که برای ساختشان هزینه هنگفتی شده اما نسبتشان با جنگ به حداقل‌ها می‌رسد. دیده‌بان در آن مقطع بیشترین نسبت را با جنگ داشت. ما نمی‌توانیم افراد دیده‌بان را عوض کنیم. اگر در خیلی از آثار سینمایی بازیگران، آلمانی یا فرانسوی یا امریکایی باشند در نظر مخاطب هیچ فرقی نمی کند اما دیده‌بان نمی‌تواند یک سرباز آلمانی داشته باشد. دیده‌بان ایرانی است. دیده‌بان بسیجی است.به عقیده من دیده‌بان مثل یکسری آثار اجتماعی سینمای ما اگر در خارج از ایران به نمایش در بیاید، مخاطب همان نگرشی را دارد که به آثاری چون رنگ خدا و بچه‌های آسمان داشتند. یک فیلم خاص ساده ایرانی.شما به عنوان همکار و یکی از افرادی که با شهید آوینی در ارتباط بودید، فکر می‌کنید آیا امثال شهید آوینی با این نگرش زیبا و خاص در ایران تکرار خواهند شد؟این خلاف سنت خداست. خداوند یک چیز را دوبار تکرار نمی‌کند حتی افرادی که دو قلو هستند در خصوصیات اخلاقی و رفتاریشان تفاوت‌هایی وجود دارد.خیر، نه امام خمینی (ره) تکرار می‌شود، نه شهید آوینی و نه شهدای ما. اما قطعاً افرادی خواهند آمد بهتر از ایشان یا چند پله پایین‌تر. خلقت ادامه دارد و انسان‌های زیادی با ویژگی‌های منحصربه فردی پا به هستی می‌گذارند اما شهید آوینی تکرار نخواهد شد.برگردیم به موضوع اصلی گفت‌وگو و آثار مستندی که شما ساخته‌اید. آقای شعبانی حدود سال 83 مستندی ساختید به نام «حمزه» که در رابطه با مناسک حج بود. کمی در این رابطه صحبت کنید و اینکه چطور این سوژه به ذهن شما خطور کرد. از قبل برنامه‌ریزی شده بود یا نه آشنایی شما اتفاقی بود؟خیر، هیچ برنامه‌ریزی خاصی وجود نداشت. در آن سفر من برای یک گروه کار تصویربرداری انجام می‌دادم. طی دو، سه روز با آن گروه به کار مشغول بودم که این سوژه به ذهنم رسید و به آقای همایونفر که در آن مقطع مدیرعامل مؤسسه مشعر بودند سوژه را پیشنهاد کردم و ایشان نیز پذیرفت. من نیز از گروهی که تصویربردارشان بودم، جدا شده و این سوژه را دنبال کردم.پیدا کردن حمزه نیز به این شکل بود که یک روز صبح زود که برای خواندن نماز صبح به مسجدالرسول رفته بودیم جمعی را دیدیم که آداب و رسومشان خیلی شبیه به ما بود اما زبان و چهره‌هایشان با ما متفاوت!مقداری حساس شدم. با مسئولشان که یک شخص ایرانی به نام آقای ناهیدیان بود، صحبت کردیم. این گروه یا امریکایی بودند، یا اهل ترکیه یا امریکایی – ایرانی. در واقع اکثراً دو ملیتی بودند.حمزه چطور؟پدر و مادر حمزه هر دو امریکایی الاصل بودند. مادرش سرخپوست و پدرش سفید پوست بود.برگردیم به نحوه برقراری ارتباط با این گروه.بله، رفته رفته با افراد این گروه آشنا شدیم. بعد از آن با مدیر کاروان صحبت کردیم و تقاضا کردیم جزء کاروان آنها شویم. اینطور شد که تا انتهای سفر همراه این گروه بودم.در واقع می‌خواستم یک روایت از حج این افراد داشته باشم. تجربه این نوع کارها نیز به دوران دفاع مقدس باز می‌گشت که کمک بسیاری به من کرد. اگر در کار هم دقت کرده باشید می‌بینید که این مستند یک شکل روایی دارد. به همین منظور این روایت نمی‌توانست ظرف مدت چند ساعت یا چند روز اتفاق بیفتد. باید تا آخر سفر همراهشان می‌بودیم.حس کردم در قسمتی از ماجرای شما بعداً با حمزه برخورد داشتید. همان قسمتی که حمزه خاطرات سفر را مرور می‌کند و از حس و حال و اتفاقات سفر صحبت می‌کند.این مستند شامل دو بخش است؛ یک بخش که در واقع مکه بود که کامل شد و بخشی که حمزه خاطرات‌اش را مرور می‌کند در امریکاست که البته بخش مربوط به امریکا نیز شامل دو قسمت بود. فیلمی در هنگام ورود حمزه به امریکا در فرودگاه و فیلمی در خود امریکا توسط یک دوست ایرانی گرفته شد. پس از آن فیلم‌های مربوط به سفر و بعد از سفر را ادغام کردیم.آقای شعبانی! در این مستند در رابطه با چگونگی مسلمان شدن حمزه و نوع برخورد خانواده‌اش تصویری مشاهده نشد. درباره این مسئله محدودیتی وجود داشته، چه محدودیت زمانی و چه موضوعی؟خیر، اینطور نبود که محدودیت زمانی یا ممیزی داشته باشیم. سوژه‌ای که در ذهنمان بود راجع به مسلمان شدن و به حج آمدن یک تازه مسلمان و نگاه او به تمامی موضوعات مطرحی که در حج وجود دارد بود. نگاه یک امریکایی مسلمان به مکه، حج، مدینه، بقیع.اینکه به موضوعی بپردازیم که خود مسئله حج را تحت الشعاع قرار دهد به هیچ وجه مد نظر ما نبود. اگر بخش‌های مربوط به امریکا که شاید جذابیت‌های بصری بیشتری داشته باشد را به فیلم اضافه می‌‌کردیم، خود موضوع حج فراموش می شد. به همین خاطر آن بخش را به مستند اضافه نکردیم. در واقع سعی کردیم یک روایت ساده از حج را بیان کنیم.چرا از بین افراد این گروه حمزه را انتخاب کردید؟همانطور که عرض کردم مابقی افراد گروه یک ریشه مسلمانی داشتند. یعنی افرادی که
ایرانی‌-امریکایی بودند قطعاً یا پدر یا مادرشان مسلمان بود. کلاً در این گروه دو نفر امریکایی الاصل بودند. حمزه و همسر آقای ناهیدیان.سوژه اصلی ما یک تازه مسلمان جوان بود البته اتفاقاتی مثل حمزه در دنیا کم نیست. انسان‌های زیادی هر روزه به اسلام می‌پیوندند.در یک کار مستند نمی‌توان به همه افراد بپردازیم. اگر به همه پرداخته شود آنگاه امکان دارد فیلم یک کار سطحی شود که قطعاً نمی‌تواند اثرگذاری خوبی نیز داشته باشد.البته من با مابقی اعضای گروه نیز مصاحبه کردم و آنها نیز حرف‌های خوب و شنیدنی زیادی داشتند.خاطرات این سفر را به حالت مکتوب در نیاوردید؟خیر، در آن سفر ننوشتم اما کاری مدنظرم بود که هیچگاه این اتفاق نیفتاد و الان نیز زمان زیادی از آن گذشته است. مسئله‌ای که هدفم بود به آن بپردازم راجع به نسلی است که اینچنین اتفاقی برایشان می افتد که متأثر از اسلام به مذهب شیعه روی می‌آورند که در واقع این را می‌توان از اثرات امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی بدانیم.در واقع مثل سنگی است که امام خمینی (ره) آن زمان در این دریای متلاطم انداختند و حالا مرکز این دریا که ایران بود، آرام و ساکت شده و رفته رفته این موج‌ها به سواحل دور دست مثل امریکا، آفریقا و جاهای دیگر رسیده است. البته زمان زیادی گذشته که این صدای عدالتخواهی این نگاه متفاوت به دنیا و جهان به گوش دیگران برسد و آنها را تحت تأثیر قرار دهد.همانطور که می‌دانید طرز زندگی و سطح زندگی مردم امریکا کاملاً با ما متفاوت است. اما زمانی که من با این گروه همراه و همسفر بودم نوع زندگی کردن آنها همان شکلی بود که من در زمان جنگ بین رزمنده‌ها و بسیجی‌ها دیده بودم. در واقع این گروه دارای همان روحیه بودند، روحیه تعاون، همکاری و گذشت. این صفات در بین حمزه و دوستانش زنده و برای من بسیار دیدنی و زیبا بود.این موضوع که مردم دیگر کشورها تحت تأثیر امام (ره) و انقلاب اسلامی به اسلام نزدیک می‌شوند برمی‌گردد به تفکر شما یا نه، از خود این مردم شنیده‌اید؟ چون همانطور که مستحضرید متأسفانه انقلاب ما، بین تمام مردم خوب شناخته نشده و در واقع به گونه‌ای دیگر مطرح گردید. البته درحال حاضر شفاف‌سازی‌هایی شده و دید مردم بازتر از سال‌های پیش است اما در حالت کلی نگرش خوبی به انقلاب ایران ندارند. با این اوصاف چطور یک جوان 18 ساله تحت تأثیر انقلاب و امام خمینی به اسلام علاقه‌مند می‌شود؟آنچه شما به آن اشاره دارید و ذهنیتی که مردم امریکا نسبت به انقلاب و فرهنگ ما دارند یک ذهنیت عمومی است نه ذهنیت انسان‌های خاصی که با مسجد، ایران و اخبار ایران سر و کار دارند. فیلم‌هایی از فرهنگ ما ساخته و به نمایش گذاشته شده که حکایت از این دارد که ایران جایی است به مراتب بدتر از افغانستان یا به گونه‌ای تصویرسازی کرده‌اند که ایرانیان انسان‌هایی هستند که بویی از تمدن نبرده و نیمه وحشی‌اند این ذهنیتی است که ممکن است بخش عمده‌ای از مردم امریکا داشته باشند.قطعاً‌ افرادی که عموماً اخبار ایران را پیگیری می‌کنند،‌تلویزیون ما را می‌بینند و با محیط مساجد ما آشنایی دارند چنین تفکری نخواهند داشت.اینگونه افراد رفته رفته با فرهنگ ما بینش ما، نگاه ‌و زندگی امام (ره) و چگونگی انقلاب آشنا می‌شوند و خواه ناخواه رفتار و نگرششان شبیه یک غیر شهروند امریکایی می‌شود. البته جدا از این موارد، مسائل ماورایی وجود داردکه ما از آن بی‌خبریم.شخصی مانند حمزه نیز قطعاً یک ارتباط معنوی پیدا کرده و دریچه‌ای به رویش باز شده است. آقای ناهیدیان می‌گفت روزی در مسجد همراه با خواندن زیارت عاشورا اشک نیز می‌ریختیم. این مسئله یعنی گریه برای حمزه جای تعجب داشت و می‌پرسید شما برای چه گریه می‌کنید؟! اما دقیقاً این اتفاق در مدینه برای حمزه افتاد.فکر می‌کنید فیلم‌ها و مستندهایی که تا الان در مورد انقلاب ما ساخته شده و به گوش دنیا رسیده، توانسته معرف خوبی در مورد انقلاب ما بوده باشد و به واسطه آنها نسل جوان ملل مختلف به انقلاب و دفاع مقدس ما جذب شوند و از آن الگو بگیرند؟ فیلم‌های زیادی ساخته شده و من اصلاً قصد قضاوت در مورد تک‌تک‌شان ندارم ولی اگر نویسندگان و فیلمسازان ما بخواهند آنچه در مورد ما هست را بسازند و منتشر کنند قطعاً این اتفاق خواهد افتاد. فیلم‌هایی مثل رنگ خدا، بچه‌های آسمان در امریکا جزء فیلم‌های پرفروش می‌شوند. چرا؟ چون دریچه دیگری را به مردم امریکا باز کردند. در هالیوود فیلم‌های خشن، ضد انسانی و اکشن ساخته می‌شود که از نظر فنی و تکنیکی در سطح بالایی هستند ولی ما می‌بینیم یک فیلم ساده در امریکا مورد استقبال بی‌نظیری قرار می‌گیرد.این فیلم ساده را تنها اینجا در ایران می‌توان ساخت. چون این نگاه آنجا وجود ندارد! این انسانیتی که در اینجا می‌بینیم را به هیچ عنوان هالیوود نمی‌تواند بسازد. چون تجربه نکرده‌اند. در واقع تجربه این چنین زندگی را ندارند. ما می‌دانیم که فطرت انسان‌ها، فطرتی الهی است. اگر حرف حقی زده شود قطعاً می‌تواند تأثیرگذار باشد. فیلمی مانند بچه‌های آسمان و رنگ خدا با فطرت انسان‌ها سر و کار دارند و به همین دلیل توانست فطرت امریکایی‌ها را نیز تحت تأثیر قرار دهد. البته اینطور نیست که زندگی ساده تنها در قشر متوسط رو به پایین جامعه ما وجود داشته باشد. ما انسان‌های متمولی را می شناسیم که نگاهشان به زندگی همین‌گونه است. یعنی در عین مرفه بودن دارای روحیه گذشت و انفاق هستند. افرادی که به ساخت مدرسه می‌پردازند. فقط این نیست که یک خواهر و برادر کفش‌هایشان را به هم بدهند در تمام شئون زندگی ایرانی چنین ویژگی‌هایی وجود دارد. پس در عرصه فیلمسازی اگر حقیقت و آنچه اتفاق افتاده به نمایش گذاشته شود، قطعاً می‌تواند تأثیرگذار نیز باشد. آنچه از اسلام باید نشان دهیم نیز همان واقعیت اسلام است برعکس آنچه دشمنان ما به تصویر کشیده‌اند. آنها قصد دارند یک چهره خشن و غیر واقعی از اسلام را به جهانیان نشان دهند. ما اصلاً در اسلام خشونتی که آنها مطرح می‌کنند را نداریم! اما آنها القاعده را ساخته‌اند که چهره مسلمانان را در دنیا خراب کنند، اگر بتوانیم چهره واقعی اسلام را در دنیا منعکس کنیم قطعاً موج اسلام خواهی که به نظر من در دنیا مدت‌هاست زنده شده بیش از پیش می‌تواند گسترش پیدا کند و این اتفاق خواهد افتاد.در زمینه همین خشونتی که شما نیز به آن اشاره کردید و متأسفانه روز به روز چهره غیر واقعی و زشتی از اسلام را به تصویر می‌کشند، آیا ما موظف نیستیم که در مقابل هر فیلمی که علیه اسلام ساخته می‌شود، اثری بسازیم که با آن اثر غیر واقعی در جهان مقابله کند ؟متأسفانه برخی فیلم‌های ضد ارزشی و ضد ایرانی که گاهی در بین مخاطب ایرانی داخل کشور نیز اثرات بدی باقی می‌گذارد، روز به روز بیشتر می‌شود. مردم کشور ما قطعاً با اصول اسلام آشنا هستند پس ما باید فیلمی بسازیم که در جهان تأثیرگذار و مخاطبین آن غیرمسلمان باشند.ولی آیا آنها اجازه پخش این چنین آثاری را به ما خواهند داد؟! آنها به دلیل قدرت رسانه‌ای که در دستشان است اجازه پخش این آثار را نخواهند داد و آن را بایکوت می‌کنند. همین الان نیز این کار را کرده‌اند. نه فقط در مقابله با آثار سینمایی ما، بلکه در تمامی زمینه‌ها این بایکوت وجود دارد. الآن هم اخبار مربوط به رهبر انقلاب را به شدت بایکوت می‌کنند.چرا؟چون معتقدند حرف‌های ایشان را نباید منتقل کنند چون اگر این امر به وقوع بپیوندد همان اتفاقی که برای امام خمینی (ره) افتاد، رخ می‌دهد. امام خمینی (ره) در سال 1357 در پاریس که مرکز رسانه‌ای دنیا به شمار می‌آید حضور داشتند. در آن مدت اکثر روزنامه‌ها، خبرگزاری‌ها و رادیوهای فرانسه با امام خمینی (ره) مصاحبه‌هایی داشتند و اخبار مربوط به ایشان منتشر می‌شد.هنگامی که انقلاب اتفاق افتاد تمامی آنها به این نتیجه رسیدند مسئله‌ای را که باید بایکوت می‌‌کردند، در جهان منتشر و به گوش همه رسانده‌اند. در واقع به ضررشان شد. در حال حاضر نیز به همین صورت است، تصویر، مصاحبه، خبر و سخنرانی‌های رهبر را به هیچ وجه پخش نمی‌کنند. اما اخبار مربوط به ریاست جمهوری را نمی‌توانند به گوش مردم نرسانند. زمانی که رئیس جمهور در سازمان ملل حضور دارد و سخنرانی نیز می‌‌کند ناخواسته این اخبار منتشر می‌شود یا به فرض در همین زمینه آثار سینمایی خیلی از کشورهای عربی سنی مذهب، سریال مختارنامه را پخش نمی‌کنند! به دلیل اینکه این نوع آثار مردم را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد. این انحصار رسانه‌ای در جهان وجود دارد اما رفته‌رفته از بین خواهد رفت. شاید آنها بتوانند چند شبکه ببندند اما قادر نیستند تمامی سایت‌های اینترنتی را فیلتر کنند. به مرور اخبار به تمام جهان خواهد رسید و در این میان با وجود تمامی محدودیت‌ها ما موظف هستیم در حد و اندازه و در توان خود به ساخت آثاری ارزشمند بپردازیم، یعنی هر کس به فراخور توانش. شخصی مثل آقای میرباقری با یک اثر فاخر به نام مختارنامه و شخصی مثل من که به ساخت آثارمستند مشغول هستم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار