«اسرائیل تهدید اصلی برای آمریکا به حساب میآید و نه ایران» این جمله ای است که "ری مک گاورن" مأمور سابق سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) که بیش از 27 سال در دوره ریاستجمهوری 7 نفر از رؤسای جمهوری آمریکا فعالیت کرده است، در نشستی در منهتن نیویورک که با موضوع اصلی "ایران" برگزار شد، بر زبان آورد و تاکید کرد که «رسانههای آمریکا افکار را منحرف میکنند و تمام حرفهایی که از رسانههای آمریکایی می شنوید هدایت شده است.»این افشاگری آمریکایی آن هم از زبان یک جاسوس سابق پرده برداری از حقایقی است که گرچه گوشه هایی از آن پیشتر لو رفته بود، اما سوالاتی را ایجاد می کند از جمله آنکه ری مک گاورن در بیان این مباحث چقدر صداقت را ملاک قرار داده و آیا افشاگری وی را باید پذیرفت یا سابقه دوستی آمریکایی ها و صهیونیست ها و خبرپراکنی از رسانه های مشترک شان را؟فرضیه اول؛ ترس آمریکا از اسرائیلنخستین فرضیه قابل برآورد از بیان مامور سابق سیا، ترس آمریکا از اسرائیل را در هسته آزمایش قرار می دهد. برای آزمودن این فرضیه باید ذات تروریستی و جنگ طلب رژیم غاصب اسرائیل را بپذیریم و در این راستا می توان به مصوبه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد اشاره کرد که در جریان جنگ 22 روزه غزه، جنایات جنگی اسرائیل را تایید کرد. علاوه بر این، تاریخ نسبت به این واقعیت شهادت می دهد و ترور اساتید هسته ای ایران توسط سازمان جاسوسی اسرائیل (موساد) که خود بر انجام این ترورها اعتراف کرده اند نیز شاهد استواری بر این ادعاست. حال بر اساس این اصل یعنی خوی جنگی و تروریست بودن اسرائیل و اسناد آشکار تاریخ که بر پرورش یافتن این تروریست ها در دامان آمریکا گواهی می دهد، می توان فرضیه حاضر را آسانتر آزمود و با بررسی عملکرد تروریست هایی که توسط نیروهای آمریکایی پرورش یافته اند، آن را رد یا تایید کرد.عملکرد مشابه تروریست ها در زمان احساس حقارتالقاعده تشکیلاتی تروریستی است که در سال ۱۹۸۸ توسط اسامه بن لادن جهت مبارزه با اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان تأسیس شد. القاعده از سازمان «مکتب الخدمة» که هدف آن مسلحکردن و آموزش مجاهدین اسلامی برای جنگ با شوروی بود گسترش و پیشرفت یافت. این سازمان بیشترین حمایت و پشتیبانی را از ایالات متحده آمریکا کسب می کرد و دلیل آن نیز خصومت آمریکا با شوروی بود. اما با فروپاشی شوروی در سال 1991 میلادی این سازمان تروریستی، کارویژه و علت وجودی خود را از دست داده بود. ولی همچنان برای اهداف دیگری مورد حمایت آمریکا باقی ماند البته فقط در حد یک ابزار و یک عامل برای ترور مخالفان آمریکا. طریقت بقای القاعده در دامان آمریکا به گونه ای بود که گویا سردمدارانش از علت وجود خود یعنی «زندگی فقط برای انجام ترور» احساس حقارت کردند و شاید این احساس حقارت دلیلی برای حمله این گروهک تروریستی به برج های دوقلوی مرکز تجارت جهانی در قلب آمریکا بود. عوامل حوادث 11 سپتامبر سال 2001 اگر آنگونه که آمریکا ادعا می کند، گروهک القاعده باشد، باید پذیرفت که گروه های تروریستی پس از مدتی با احساس حقارت مواجه شده و بعد از این است که به صاحب یا صاحبان خود هم رحم نمی کنند. قاعده ای که القاعده از آن خارج نبود و اگر رژیم غاصب و تروریستی اسرائیل که توحشی صدبرابر القاعده در امر ترور و جنگ افروزی دارد نیز از این قاعده خارج نباشد، این فرضیه صحیح است که اکنون آمریکا از اسرائیل می ترسد و از اقدامات احتمالی تروریست هایی که خود پرورش داده، وحشت دارد. البته این فرضیه با توجه به تفاوت های گسترده ای که میان نظام ساختاری اسرائیل و القاعده وجود دارد کمی سست و ناقص است و در واقع نمی توان صرفا بر اساس روحیات تروریستی هر دوی آنها و عملکرد مشابه تروریست ها در زمان احساس حقارت، آن را تایید کرد.هدف اسرائیل از تجمیع سلاح چیست؟فرضیه دیگری که از بیان مامور سابق سیا دریافت می شود، خروج اسرائیل از جدول برنامه های مدونی است که قبلا با همکاری آمریکا طراحی شده بود. چنانکه این خروج ترسی را بر دل آمریکاییها انداخته و این سوال را برایشان ایجاد کرده که اسرائیل با سلاح های مدرنی که به آنان اعطا کرده ایم چه کار خواهد کرد؟ این سوال زمانی حس خطر را برای آمریکایی ها تشدید می کند که آنان از خود می پرسند مگر قرار نبود اسرائیل در گام آخر این سلاح ها را در برابر ایران و اسلام به کار گیرد؟ پس چرا مائیر داگان رئیس سابق موساد به صراحت ابراز می کند که اسرائیل قصد حمله به ایران را ندارد؟ پاسخ های مرتبط در برابر این سوالات، موارد رعب آوری را برای آمریکا به ارمغان خواهد داشت. رعبی که باعث شد در روزهای اخیر هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا سراسیمه به منطقه خاورمیانه سفر کند تا با حضور در برخی از کشورهای عربی از حس ایران گریزی و اسلام ستیزی آنان مراقبت کرده و افکارعمومی را از برخی واقعیات منحرف کند. واقعیاتی که بخشی از آن را مائیر داگان عنوان کرد و بخش دیگر آن نیز به وضوح پیداست؛ بخش واضحی که تاثیرگذار نبودن تحریم ها و قطعنامه های شورای امنیت علیه ایران را نشان می دهد.خودنمایی کدهای حمله در مقابل اسرائیلجنگ آمریکا علیه عراق که از سال 2003 آغاز شد و همچنان ادامه دارد، سابقه ای روشن از اینگونه ترس های آمریکایی ها است. نگاهی به چگونگی آغاز ادعای ترس آمریکایی ها از عراق و سپس حمله به این کشور در منطقه خاورمیانه کدهایی را نشان می دهد که شبیه آن موارد را می توان در بیان و عملکرد تدریجی آمریکایی ها مقابل اسرائیل فعلی یافت. چنانکه آمریکا قبل از حمله به عراق اینگونه توجیه می کرد که عراق خطری برای صلح و امنیت بین الملل است و این نبود مگر به خاطر سلاح هایی که خود آمریکایی ها در جریان جنگ عراق با ایران، به رژیم بعث فروخته بودند. اما این فرضیه در شرایطی قابل تایید است که به واقعی بودن ترس امریکا از عراق قبل از حمله مطمئن باشیم. ولی اگر بیان آن ترس فقط یک توجیه بوده باشد برای پیگیری اهداف دیگر، آنوقت فرضیه دیگری را باید مطرح کرد.ناامیدی آمریکا از مامورانش در خاورمیانهفرضیه دیگر در این زمینه اینست که آمریکا به تاسی از توجیهاتی که برای آغاز جنگ با عراق ساخت و سپس با جنگ افروزی در خاورمیانه به غارتگری در این منطقه پرداخت، اکنون نیز در پی ساخت توجیهی است تا اسرائیل که همچون عراق نتوانسته اهداف نظام سلطه را به طور تمام و کمال در خاورمیانه پیاده کند، کنار زند و خود ماموریت ناتمام برای نابودی اسلام و جمهوری اسلامی ایران را تمام کند. این هدفی است که شاید آمریکا پس از شنیدن اظهارات مائیر داگان که ذکر آن در سطور پیشین رفت، بر آن قوت بخشیده و در پی تحقق آن باشد. البته تایید این فرضیه نیز در گرو تایید و پذیرش توجیه آمیز بودن دلایل آمریکا برای حمله به عراق و نیز هم قالب بودن شباهت های عراق دیروز با اسرائیل امروز است. عوام فریبی، برنامه تازه اسرائیل و آمریکاولی محکمترین فرضیه ای که در این مبحث می توان آزمود و به تایید رساند، نوعی عوام فریبی و فرافکنی برنامه ریزی شده میان صاحبان و سران ظلم در جهان است که اکنون به منظور گسترش ظلم در جدولی مدون طراحی شده است. این هدف دنبال نمی شود مگر برای خروج از بار اتهامات حقوق بشری و جرائم جنگی. چنانکه اکنون در یک سمت شاهدیم رئیس سابق سازمان جاسوسی اسرائیل بر حمله نکردن رژیم متبوعش به ایران تاکید می کند و در طرف دیگر در روزهایی نسبتا همزمان یکی از مامورین زبردست سازمان جاسوسی آمریکا ابراز می دارد که اسرائیل تهدید اصلی برای آمریکا به حساب میآید و نه ایران. این اظهارات که اسرائیل سعی دارد نوک پیکان حملات خود را از ایران به سمتی دیگر بچرخاند و سپس آمریکا این چرخش را کامل کرده و سینه خود را آماده برای برخورد تیرهای اسرائیلی می کند، بیش از هر حدس و گمانی، فرضیه هماهنگی و همکاری آمریکا و اسرائیل را تایید و از یک حرکت برنامه ریزی شده اما کاملا نمایشی پرده برداری می کند که طی آن قرار است آمریکا به عنوان بزرگترین حامی و از پایه گذاران اسرائیل، خود را از جنایاتی که این رژیم غاصب در فلسطین و غزه و سایر نقاط جهان مرتکب می شود، تبرئه کرده و جدا نشان دهد. بر این اساس احتمال می رود که زین پس، القای فکری مقامات آمریکایی بعد از اعتراضات جهانی علیه جنایات آشکار اسرائیل و همدستی آشکار امریکا در این جنایات، اینگونه باشد که کشور ما نیز در خطر حملات اسرائیل به سر می برد. این پروتکل صهیونی طوری دنبال می شود که فقط افکار عمومی و به عبارتی ملت ها به ویژه مردم مسلمان در منطقه خاورمیانه تحت تاثیر قرار گیرند. بنابراین در سطح دولتی، آمریکا همچنان با تمسک به دلایلی دیگر دست از حفظ اسرائیل و وتوی محکومیت های بین المللی آن رژیم غاصب برنخواهد داشت و حتی در صورت موفقیت در راه فریب و گمراهی مردم معترض و فرونشاندن خشم افکار عمومی، بعید نیست که حمایت های دولتی را افزایش دهد و در پی اقناع و رضایت مجموعه های دولتی منجمله اتحادیه عرب از مساله اسرائیل برآید و به تکاپو افتد. طرف دیگر این برنامه ریزی فعالیت و تقلای اسرائیل است که با بیان یک سری مباحث نظیر اینکه قصد حمله به ایران را نداریم، تنها سعی دارد از خشم بزرگترین قدرت مقابل خود که ایران است بکاهد تا انفعال جمهوری اسلامی در برابر صهیونیزم را رقم زند و سپس با کم شدن اعتراضات ظلم ستیزانه ای که محورش ایران است، تشعشعات سیاه فجایعی که آفریده را در جامعه جهانی و افکار عمومی کمرنگ کند و از این مسیر منافع خود را در فلسطین و نوار غزه حفظ کند و روز به روز با حمایت آمریکا افزایش دهد.البته تایید این فرضیه که هماهنگی برنامه های اسرائیل و آمریکا را اثبات می کند، چاره ای مقابل ما نمی گذارد غیر از آنکه بخش هایی از اظهارات خودافشاگرانه ری مک گاورن مأمور سابق سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) را بپذیریم که گفته است: «رسانههای آمریکا افکار را منحرف میکنند و تمام حرفهایی که از رسانههای آمریکایی می شنوید هدایت شده است.»!!
منبع:ندای انقلاب