
بازار تولید آثار سفارشی در ادبیات کشور ما هر روز شکل و بوی تازهای به خود میگیرد. بد برداشت نکنید، آثار سفارشی که میگوییم به معنی این نیست که هر اثری که به سفارش نهاد یا مؤسسهای نوشته شود یا در آستانه یک مناسبت مذهبی یا ملی تولید میشود بیشک فاقد کیفیت است، بلکه منظور اندیشهای است که این آثار را تنها از منظر تبلیغی و نه کیفیت در ارائه (هم از نظر محتوا و هم از نظر ظاهر ارائه) به مخاطبانش ارائه میدهد.
دوست نویسندهای که سال گذشته مجموعه چند جلدی قصههای عاشوراییاش را با سر و صدای زیادی رونمایی کرد، امسال لوح فشرده صوتی آن را ارائه میکند و حتماً سال دیگر آن را به صورت کلیپهای چند رسانهای منتشر میکند.
نفس کار بد نیست که یک اثر مکتوب به چند شکل و سیاق و از قضا در آستانه مناسبتی که ذهن مخاطب آمادگی بیشتری برای روبهرو شدن با موضوع کتاب دارد، ارائه شود اما زمانی که میبینیم نویسنده و صاحب اثر طی چندین سال جز مشغول بودن به این موضوع دست به خلق اثر تازهای نمیزند و حرف تازهای ندارد به یک قرینه ذهنی نام اثر سفارشی در ذهنم مینشیند و...
بسیاری از مناسبتهای مذهبی، آیینی و ملی کشور ما و حتی سایر اقوام تا به امروز به کرات و از زاویههای مختلف ظاهری دستمایه نگارش داستان و سرودن شعر قرار گرفتهاند و حتی در ارتباط با آنها جشنوارههای ادبی متعددی نیز پدید آمده است با این وجود نگاه نکردن متحول و تغییر محتوا و ساختار داستانی و شعری باعث شده است تا کمترین اقبال عمومی در رابطه با آنها صورت بگیرد.
بسیاری از ظرفیتهای فرهنگی کشور ما به دلیل محتوای غنی اندیشه سامان دهنده آن این قابلیت را دارند که حتی در قالب یک عبارت یا جمله برای مدتها ذهن مخاطب را به خود مشغول کند، اما صاحبان قلمی که عمدتاً با نگاهی سنتی به قلم زدن مشغول هستند، این قابلیت که ساختارهای جدید چون داستانهای فلش و چند کلمهای و حتی مینی مالهای داستانی را در استخدام کشف لایههای درونی این ظرفیت ها در بیاورند به فراموشی سپردهاند و به یاد نمیآورند که مخاطب آنها خود صاحب صلاحیتترین فرد برای انتخاب ساختار و زبان روایی است که نتیجه کار آنهاست.
در واقع برخی چنان خود را اسیر مبانی و تئوری و تاریخ پیدایش یک گونه ادبی یا حفظ یک اصالت ادبی کردهایم که فراموش کردهایم که در دنیای باز اطلاعات اگر مخاطب نیاز و عطش خود برای آشنایی با زبان و شیوههای بدیع روایت برآورده شده را نبیند خود به سادگی دست به انتخاب میزند و نتیجه آن نیز به کنار گذاشتن بسیاری از قلمهای منفعل است.
مخاطب جزوی از بدنه اجتماعی است که نویسنده مدعی نوشتن برای اوست. او به خوبی از آنچه میخواهد خبر دارد و برای رفع خواسته خود در اجتماع دست به انتخاب میزند.
ارائه داستانی مدرن، کوتاه و بدیع بسیاری از ظرفیتهای معنوی و ملی کشور فرصتی است گشوده و در عین حال گذرا برای جلب مخاطبان خاکستری کتاب به سمت مطالعه آثار داخلی و تلنگر زدن به آنان برای همراه شدن با آن. برگزاری جشنوارهای داستانی به منظور متمرکز شدن روی این باور کمترین امکانی است که میتواند به تحقق این باور منجر شود.