برگزاری جلسات داخلی و خارجی از کمیتههای X تا کنفرانس برلین و اقداماتی نظیر نظرسازیها و فروش اطلاعات به ویژه در موضوع هستهای به بیگانگان، افراط ورزی در مطبوعات و رویارویی با ارزشهای دینی و بومی و اختلافات قومی و جناحی همه و همه موضوعاتی بودند که افکار عمومی را نسبت به ماهیت واقعی مدعیان اصلاح طلبی آگاه ساخت. بنابراین با برملا شدن چهرههای براندازانه و دوگانه برخی جریانهای همسو با دشمنان انقلاب اسلامی و مخالفان نظام مردمسالار دینی در نیمه دوم دهه سوم انقلاب اسلامی ایران، حذف و ناکامی این جریان را به دنبال داشت. ابتدا در اسفندماه 1381 در دومین دوره انتخابات شوراهای اسلامی و سپس در اسفندماه 1381 در هفتمین دور انتخابات مجلس شورای اسلامی و در نهایت مرگ سیاسی آنها در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، 18 خرداد 1384 توسط همان مردمی که آنها را انتخاب کرده بودند،رقم زده شد تا تاریخ و آیندگان بدانند در انقلاب اسلامی ایران که میراث هزاران شهید و تلاش و همت مردم دینی و انقلابی و رهبری پیامبرگونه حضرت امام خمینی (ره) است، اگر چه ممکن است گروهها و جریانات سیاسی با شعار و لعاب دموکراسی و دینی به صحنه تبلیغات و انتخابات وارد شوند و اعتماد و آرای مردم را به خود جلب نمایند،اما اگر پس از کسب پیروزی راهی غیر از آن را طی کنند، با درایت و هوشمندی سیاسی ملت و هدایت و رهبری مقام معظم رهبری خیلی زود از صحنه خارج خواهند شد. اعطای مجوز انتشار مطبوعات، بدون نظارت و برخورد و تذکر توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان متولی آن و حتی حمایت و دفاع از عملکرد برخی مطبوعات که با برخورد قوه قضائیه روبهرو گردید از وجود یک ارتباط ارگانیک فکری بین متولیان مطبوعاتی بخشی از حاکمیت در این دوران خبر میدهد که در بخش بعدی به آن اشاره میگردد.