
بازخوانی پرونده مطبوعات دوره اصلاحات به مرحله شناخت جریانهای وابسته به این گروه رسید. در این شماره نیز بخش دیگری از نظرات وابستگان این جریان را مرور میکنیم.
در بحث استراتژی آرامش فعال، بهزاد نبوی چنین پنداری از جریان اصلاحطلبی دارد. جنبش اصلاحی یعنی حرکت گام به گام. جنبشهای اصلاحی محدودیتهایی هم دارند و کندی حرکت اصلاحات در ذات نهفته است و اگر جنبش اصلاحی غیر از این عمل کند یک جنبش براندازانه میشود تا وقتی جنبش اصلاحی وجود دارد، استراتژی آن غیر از آرامش فعال نمیتواند باشد.
میثم سعیدی نیز میگوید: «آرامش فعال به مفهوم پرهیز از برخوردهای اساسی است. طی روند اصلاحات قانونی، هزینهبر است و به سعه صدر و مدارا نیاز دارد.»
احمد شیرزاد در اجلاس دفتر تحکیم وحدت 1379 میگوید:«ما برنامه داریم، ولی فعلاً صلاح میدانیم با چراغ خاموش حرکت کنیم.»
مطبوعات از مهمترین ابزار روش آرامش فعال محسوب میشود که موتور محرکه آن آرامش فعال به شمار میآید: «طرح نظری اصلاحات و مقالاتی که مؤلفههای اصلاحات را تعیین مینماید، از جمله اموری است که حتماً باید در این دوره مورد توجه قرار گیرد.»
سعید حجاریان میگوید: «با استفاده از فضای مطبوعاتی باید در این مرحله، مطالبات معیشتی مردم را با مطالبات سیاسی خود گره بزنند.»
او همچنین دو سال قبل از این مینویسد: «نخستین وظیفه ما مثل هر استراتژیست نظامی این است که با ایجاد سنگرهای مستحکم مانع تک و پیشروی حریف شویم و همچنین خطوط تدارکاتی لجستیکی و مواصلاتی را تقویت کنیم تا اجازه ندهیم به سنگرهایمان حمله شود. در نبرد مردم سالار و انحصارطلبی نیاز داریم نهادهای جامعه مدنی مستحکمی را در جبهه خودمان به وجود بیاوریم. همه روزنامهها و نهادها، سنگر مقاومت هستند و مطبوعات، مهمترین معبر مواصلاتی محسوب میشوند. اگر این کار را نکنیم هر آن امکان دارد جبهه مردمسالاری بر اثر فشار انحصار از هم بپاشد و فضا به عقب برگردد. نیروهای ضعیفالنفس از این سو به آن سوی جبهه بروند و همه دستاوردهای دوم خرداد نابود شود.»
کسب پیروزی جریانهای موسوم به دوم خرداد در دهه اول شوراهای اسلامی شهر و روستا و به دنبال آن تسلط بر مجلس ششم، احساس پیروزی کامل آنها را فراهم آورد.
سعید حجاریان پس از دستیابی اصلاحطلبان به مجلس ششم میگوید: «ما از اول هم باید به دنبال مجلس میبودیم، چراکه قوه مجریه مسئول نان و آب مردم است، اما مجلس اختیارات قانونگذاری، نظارت و بودجه را دارد.»
در مرحله دوم، جریان افراطی این ائتلاف همگام با دشمن بیرونی ضمن رد هرگونه حرکت مسالمتآمیز سیاسی، خواستار عبور از خاتمی شده و او را فاقد راهبری اصلاحات معرفی میکنند و با نظریه انسداد سیاسی، لزوم تغییر در ساختار نظام را جلب میکردند: «امروز ضرورت پالایش اصلاحات از کسانی است که اصلاحات و اصلاحطلبان را نردبانی برای ارتقای به قدرت قرار میدادند. در همه جای دنیا قانون اساسی مرکز و محلی است برای حل منازعات سیاسی، حالا اگر خود قانون اساسی محل نزاع میشود، دیگر فلسفه وجودی آن بیمعنا خواهد شد.»
در همین راستا خانم گیل لاپیدوس از متخصصان امور شوروی سابق در سمینار (ایران در هزاره سوم، فرصتها و چالشها) و چگونگی کمک و حمایت از روند اصلاحات در ایران در دانشگاه استنفورد، در اردیبهشت سال 1379 اظهار میدارد: «شاید تعجب کنید که چرا من در سمینار مربوط به ایران شرکت میکنم. وضعیت کنونی ایران خیلی شبیه زمان گورباچف است. گورباچف میخواست هم پاپ و هم لوتر باشد. این امر ممکن نبود. برای پیشبرد اصلاحات در ایران باید خاتمی را کنار گذاشت.»
محمد برقعی از عناصر ضدانقلاب مرتبط با سیا نیز مینویسد: «کسی که نمیتواند کاری انجام دهد، باید کنار رود. خاتمی تا به حال کاری برای پیشبرد اصلاحات نکرده است.»
نهضت آزادی نیز به دلیل فقدان ظرفیت ایستادگی در خاتمی در مقابله نظام، خواستار دستگیری و محاکمه آقای خاتمی شد.
آنها معتقد بودند: «آقای خاتمی! اگر نمیتوانید از ما حمایت کنید که ظاهراً هم نمیتوانید بهتر است کنار بروید. مقدمه عبور از حاکمیت مستقر، عبور از خاتمی است.»
سعید حجاریان درباره حاکمیت دوگانه میگوید: «در صورتی که حاکمیت همزمان نهادهای سنتی و دموکراتیک، با تقسیم کار همراه نباشد، پایدار نمیماند و با کودتا یا انقلاب به حاکمیتی یگانه تبدیل میشود.»
«فاصله مطالبات مردم با حرکت رئیس جمهور به حدی رسیده است که خاتمی ردپای اصلاحات را گم کرده و از افکار عمومی عقبافتاده است و زمان آن فرارسیده است که جریان نوخواهی از خاتمی سبقت گرفته و سرعت خود را با مطالبات معوقه ملت تنظیم کند.»