کد خبر: 431178
تاریخ انتشار: ۱۵ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۱۰
حوادث پس از انتخابات دهمین دوره ریاست‌جمهوری، نشانه‌ها و علائم بسیاری از جنگ عظیم در حال انجام بین نظام سلطه با محوریت امریکا و نظام مقدس جمهوری اسلامی را به خوبی آشکار ساخت. جنگی که در حال انجام است جنگ نرم نام داشته و این جنگ از بسیاری جهات متفاوت از جنگ سخت با تکیه بر قدرت نظامی است.
جنگ نرم متکی به قدرت نرم بوده و رسانه در قدرت نرم دارای نقش و کار ویژه‌های منحصر به فرد است. در میان انواع رسانه‌های گروهی، مطبوعات از یک جایگاه ویژه‌ای برخوردار هستند. در سال‌های گذشته و به ویژه از دوران شکل‌گیری جریان مدعی اصلاحات در ایران (خرداد 1376) برخی از مطبوعات داخلی به عنوان پایگاه دشمنان خارجی در راستای تهاجم فرهنگی و جنگ نرم دشمنان عمل کرده و بنیان‌های فکری، باورهای دینی و آرمان‌های انقلاب اسلامی و بسیاری از سیاست‌ها و دستاوردهای انقلاب اسلامی را مورد هجوم قرار دادند.
در شرایط کنونی یکی از بهترین راه‌های شناخت دیدگاه‌ها، مواضع و عملکرد احزاب و گروه‌های دوم خردادی مدعی اصلاحات، بررسی مطبوعات آنان است. روزنامه جوان از این پس به بررسی مطبوعات دوره اصلاحات هجمه‌های متعدد آنان به ارکان نظام جمهوری اسلامی خواهد پرداخت.

جبهه دوم خرداد – احزاب و گروه‌ها، مطبوعات
مهم‌ترین اتفاق در تحولات سیاسی دوران قبل از دهه سوم انقلاب و دوران سازندگی و توسعه اقتصادی و شرایط پس از جنگ را می‌توان تجزیه گروه سیاسی اکثریت حاکم و اسلام‌گرای جامعه روحانیت مبارز و تشکل‌های همسو نام برد که ابتدا مجمع روحانیون مبارز و سپس کارگزاران سازندگی فعالیت خود را آغاز کردند. سیاست دولت سازندگی بر توسعه و افزایش رشد اقتصادی را می‌توان از دیگر نتایج تحولات آن دوران نام برد. این روش لازمه‌اش تکیه دولت بر ثروتمندان و سرمایه‌داران برای ورود به عرصه اقتصادی و استفاده از فرصت‌های دولت و همچنین نیاز برای جذب سرمایه خارجی بود که تبعات سیاسی و فرهنگی فراوانی برای کشور در پی داشت و زیر ساخت‌های اقتصادی و فرهنگی جامعه دینی و سنتی ایران را دچار تهدید می‌کرد. برنامه سیاست تعدیل اقتصادی دولت سازندگی منجر به شکاف بین فقیر و غنی شد. به خصوص که با شعار زندگی بهتر، نشاط بیشتر و محدودیت‌های کمتر تبلیغ می‌شد تا جایی که مقام معظم رهبری در آذرماه 1372 انقلاب را در معرض شبیخون فرهنگی دیده و نسبت به آن هشدار دادند. با وارد شدن شوک شدید اقتصادی به مردم که نرخ تورم را در اوایل دهه 70 حتی به 51 درصد هم رساند، رهبر معظم انقلاب خواستار توقف این روند و اصلاح واقعی قیمت‌ها شدند. تأثیر این روند در انتخابات مجلس چهارم در سال 1371 و انتخابات ریاست جمهوری دوره ششم در سال 1372 و مجلس پنجم در سال 1374، کاهش حضور شرکت‌کنندگان بین 5 تا 10 درصد را در پی داشت که بیانگر نارضایتی مردم از روند اداره کشور بود.
فضای سیاسی کشور در اولین انتخابات منتهی به آغاز دهه سوم انقلاب اسلامی ایران شاهد شکل‌گیری سه گروه و آرایش جدید سیاسی بود:
1- جریان متعلق به گروه‌های همسو با جامعه روحانیت مبارز و شامل جمعیت مؤتلفه،‌جامعه اسلامی مهندسین، زینب، دانشجویان، اصناف و بازار تهران، پزشکان و کارگران با معرفی کاندیداتوری آقای ناطق نوری
2- جریان متعلق به جمعیت دفاع از ارزش‌ها با معرفی کاندیداتوری آقای محمدی ری شهری
3- جریان سوم متعلق به جناح موسوم به خط امام (ره) و شامل مجمع روحانیون مبارز، سازمان مجاهدین انقلاب،‌دفتر تحکیم وحدت، انجمن اسلامی معلمان،‌کارگزاران سازندگی با معرفی کاندیداتوری سیدمحمد خاتمی همچنین که مردم در دوره ششم انتخابات ریاست جمهوری در21 خرداد 1372 دلیل عوارض حاصل از برنامه‌های توسعه اقتصادی به دنبال تحول و تغییر در کارکردها با چهار میلیون رأی به چهره ناشناخته احمد توکلی متمایل شدند، در انتخابات دوره هفتم ریاست جمهوری دوم خرداد 1376 نیز به دنبال چهره‌ای جدید با عنوان نماد تحول و تغییر در روند چارچوب نظام بودند که گروه‌های سیاسی جریان سوم که به آن اشاره کردیم با هدف حذف رقیب و به خصوص جریان اول و جناح اکثریت از عرصه سیاسی با هم به یک اتحاد استراتژیک دست زدند و موفق به کسب 20 میلیون آرا با انتخاب سیدمحمد خاتمی گردیدند. جریانات سیاسی پس از دوم خرداد 1376 آرایش جدیدی به خود گرفتند و عنوان شورای هماهنگی جبهه دوم خرداد را که متشکل از 18 گروه و حزب سیاسی بود، برای خود برگزیدند که شامل: مجمع روحانیون مبارز، حزب مشارکت اسلامی،‌سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی،‌انجمن اسلامی معلمان ایران، جمعیت زنان جمهوری اسلامی ایران،‌خانه کارگر، حزب اسلامی کار،‌مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم، حزب همبستگی ایران اسلامی، حزب کارگزاران سازندگی،‌مجمع اسلامی بانوان، مجمع نیروهای خط امام (ره)، مجمع نمایندگان ادواری مجلس شورای اسلامی، دفتر تحکیم وحدت،‌انجمن روزنامه‌نگاران زن، انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها و جامعه اسلامی پزشکان ائتلاف خط امام (ره) بود.
از آنجا که طیف‌های شرکت کننده در این ائتلاف و حتی با حضور گروه‌‌های خارج از حاکمیت هر یک با مقاصد خاصی وارد شده و تنها وجه اشتراک آنها حذف جناح مقابل بود که پس از دستیابی به اهداف خود و به خصوص تشکیل مجلس ششم شورای اسلامی در سال 1379 توسط همین بخش از حاکمیت و به دست گرفتن دو نهاد قانونگذاری و اجرایی در کشور شاهد شکاف و آغاز مشکلات در این جریان هستیم که عدم تقارن باورها و اندیشه‌ای در بین جریان‌های تشکیل دهنده آن به خصوص اتخاذ رویکرد افراطی برخی از آنها را از دلایل اصلی فروپاشی این جبهه می‌توان ذکر کرد. این اختلافات به دلیل عدم وجود استراتژی و برنامه منسجم برای حل مشکلات مردم تا جایی پیش رفت که مخالفت بخشی از درون جبهه دوم خرداد را به دنبال داشت؛ خود معتقد بودند که اصلاح طلبان درون قدرت در دولت و مجلس خوب می‌دانند که چرا جنبش سیاسی اصلاحات از بدو پیروزی خود در دوم خرداد 76 فاقد یک حزب منسجم، دارای برنامه و با پوشش دموکراتیک و فراگیر بود، تنها مقوله‌ای که تاکنون دیده نشده است، استراتژی بود و از طرفی غرب و امریکا از روزهای اول پیروزی این جریان به دنبال اجرای مدل اصلاحاتی بودند که منافع آنان را تضمین کند.

تقسیم‌بندی جریان‌های موسوم به دوم خرداد
پس از پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات دوره هفتم ریاست جمهوری در دوم خرداد 1376 هر کدام از این گروه‌ها، مدعی خلق دوم خرداد و پرچمدار اصلاح‌طلبی شدند که تقسیم‌بندی زیر را براساس ادعای خود آنان ذکر می‌کنیم:
گروه‌های مدعی اصلاح‌طلبی
1- مجمع روحانیون مبارز
2- سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی
3- دفتر تحکیم وحدت
4- حزب کارگزاران سازندگی
5- حزب مشارکت
6- گروه‌های منحله ملی – مذهبی مانند نهضت آزادی و جبهه ملی
7- ضدانقلابیون فراری و گروه‌های مخالف در خارج از کشور
پنج گروه اول به همراه گروه‌های همسو،‌جبهه دوم خرداد (18 گروه و حزب) را تشکیل دادند و دو گروه اخیر با شعار و زیر پرچم اصلاح‌طلبی و با نشان خود، فعال بودند. به طور کلی جبهه اصلاح‌طلبان پس از انتخابات سال 1376 به سه دسته کلی تقسیم می‌شوند.

الف: گروه اول
این گروه نظیر مجمع روحانیون و شامل جریاناتی بود که خود را خودی می‌دانستند ولی عناصر غافل و مغرض در آنان نفوذ کرده بودند.ویژگی‌های گروه اول
1- معتقد به نظام جمهوری اسلامی و حکومت دینی و قانون اساسی و اصل ولایت فقیه
2- در بحث ولایت فقیه معتقد به آنچه در قانون اساسی آمده است، هستند و جریان تندروی این گروه که شامل موسوی‌خوئینی‌ها، بیات، هادی‌غفاری و منتجب‌نیا می‌شد، اعتقادی به ولایت مطلقه فقیه، برخلاف منش آنها در زمان حیات حضرت امام‌خمینی‌(ره) نداشته و به تضعیف شورای نگهبان و صدا‌و‌سیما می‌پرداختند. بعضاً در مقابل بیانات مقام‌معظم‌رهبری همچون موضوع «تعطیلی پایگاه‌های دشمن در مطبوعات» واکنش نشان داده و تعطیلی آنها را به بسته شدن فله‌ای مطبوعات تعبیر کردند.
(روزنامه سلام، ارگان این گروه بود) که مواضع اتخاذ شده در مورد ولایت فقیه، نحوه مشروعیت نظام، جایگاه مردم در نظام و صدور انقلاب با گذشته آنها کاملاً متفاوت بود.
چرا که نفوذ سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در گرایش اینها، با موضع‌گیری‌های روزنامه سلام در مسائل سیاسی که همه موارد تکرار مواضعی بود که قبلاً در نشریه عصر ما ارگان سازمان مجاهدین درج می‌شد.
علی افشاری از دفتر تحکیم وحدت در نشست انسداد سیاسی در دانشگاه امیرکبیر در تاریخ 6/9/1379 درباره مجمع روحانیون مبارز چنین می‌گوید: اما آنچه بیش از همه چیز رنج آور است، سست عناصر و رفیقان نیمه راهی هستند که همراه با اصلاح طلبانی که پس از رسیدن به قدرت از برنامه‌های خود عبور کرده‌اند و مفتون قدرت شده‌اند. ب: گروه دوم
شامل کارگزاران و سایر گروه‌هایی است که تنها معتقدند راه سهیم شدن در قدرت با پرداخت هزینه فراوان می‌شود که پس از دوم خرداد دچار آسیب جدی سیاسی شده و بیشتر تلاش خود را معطوف به وزنه‌ها‌ی سنگین سیاسی و طیف سنتی دوم خرداد و حتی گروهی از اصولگرایان کردند. ج: گروه سوم
1- این گروه معتقد به نظام جمهوری اسلامی، قانون اساسی و حکومت دینی و اصل ولایت فقیه نیستند.
2- معتقد به تغییر ساختار نظام و تغییر حکومت از طریق براندازی سیاسی هستند. این گروه شامل جریان افراطی در سازمان مجاهدین انقلاب، حزب مشارکت و دفتر تحکیم وحدت و افرادی از مجمع روحانیون مبارز می‌گردید که با پروژه فتح سنگر به سنگر برای رسیدن به تمامی مراکز قدرت فعال بودند.
محسن آرمین در اجلاس دفتر تحکیم وحدت در خرم آباد در سال 1379 می‌گوید: اصلاح طلبی یعنی تغییر و تحول در ساختار نظام از طریق راهکارهای قانونی که ابزار آن حفظ آرامش و حرکت تدریجی و آهسته آهسته است.
محسن کدیور هم در همان اجلاس می‌گوید: ما اصلاحات خودمان را که تغییرات در نظام و رهبری است از طریق نمایندگان مجلس انجام خواهیم داد و در بیانیه پایانی این اجلاس چنین بیان می‌شود: حاکمیت نه تنها صلاحیت تعریف و حدود، اهداف و روش‌های اصلاحات را ندارد بلکه خود یکی از موضوعات اصلی اصلاحات است.
افراطیون سیاسی جریان موسوم به دوم خرداد عمدتاً شامل نیروهای با سابقه و با گرایشات چپ روانه در حلقه کیان تحت نظریه‌های فلسفی سروش قرار گرفته و خط اجتماعی خود را وامدار افرادی نظیر حسین بشیریه، جلایی‌پور و علوی تبار می‌دانستند.
راهکارهای سیاسی آنها را نیز معمولاً چهره‌های ملی – مذهبی و سران نهضت آزادی ارائه می‌کردند. روش‌های براندازی سیاسی این گروه تحت عنوان آرامش فعال و حرکت چراغ خاموش، فتح سنگر به سنگر، فشار از بالا چانه‌زنی از پایین، انسداد سیاسی و خروج از حاکمیت انتخاب شد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار