
تاریخ بشر پُر است از زنهایی که هم جامعهساز و تاریخساز بودهاند و هم زمینهساز انحطاط و انحراف یک جامعه و شخصیتهایی که در آن میزیستهاند. یک زن، دختر علی بن ابیطالب(ع) میشود و با شهادت امام معصوم(ع)، آنچنان آتشی به جان سران کفر و نفاق و خواص بیبصیرت زمان میاندازد که بنای حکومت دینستیز بنیامیه در اندک زمانی از هم میپاشد یا یک زن همسر زهیر بن قین است که زهیر دورافتاده از حسین بن علی (ع) را به رستگاری مطلق و جاودانه میرساند و یک زن، جاریه، همسر عمر بن سعد است که فرزند فاتح جنگهای صدر اسلام را در جنگ با امام معصوم تشویق و ترغیب میکند و او را به چاه ویل سقوط هول میدهد و تا همیشه تاریخ، لعن و نفرین را بر او و خاندان او ارزانی میدارد.
تاریخ پر است از این مصادیق عبرت آموز. یک روز زنی رسالت خاندان نبی مکرم اسلام و بار هدایت جامعه را همچون زینب کبری(س) به دوش میکشد و در همان روزگار، زنی دیگر شاه کلید انحراف شیوخی از اعراب میشود که شاید هیچگاه تهجد شبانه آنها ترک نمیشد. تاریخ قبل و پس از انقلاب نیز مملو است از مصادیق زنهای رستگار و منحرف که ذکر برخی از آنها میتواند امروز آینه تمامنمایی برای حرکت آینده ما باشد.
1- مسعود بهنود که صرفنظر از اندیشههای منحرف و کینهتوزانه او به انقلاب اسلامی، نمی توان برخی آثارش را نادیده گرفت، در کتاب «این سه زن» به نقش سه زنی در تاریخ پهلوی پرداخته است که هریک منشأ تغییر و تحول بودهاند.
«ایران تیمورتاش»،«مریم فیروز»و«اشرف پهلوی» از جمله زنانی بودند که در پیدایی و هدایت تاریخ پهلوی و نهادینه کردن برخی اندیشهها و تفکرات باطل نقشآفرین بودند که فساد اخلاقی اشرف پهلوی زبانزد بود و همگان میدانند تا چه میزان این زن در انحطاط حکومت منحوس پهلوی تأثیرگذار بوده است.
در همین مقطع، زنانی بودند که با هدایت همسران و فرزندان خویش در مسیر حرکت دین و اضمحلال حکومت پهلوی مردانه ایستادند. پس از انقلاب نیز قریب به اتفاق زنان در زمره زنان وظیفهشناس بودند که تمام هستی خود را نثار انقلاب و دین کردند که مادران و همسران شهدای انقلاب و جنگ تحمیلی از جمله آنها به شمار میآیند.
2- انقلاب اسلامی ایران نیز در کنار برخی از مردان و زنان منحرف، دو زن را در خود دیده است که هم از لحاظ ایدئولوژی و هم از جهت عملکرد برای انحراف جامعه یک هدف مشترک را دنبال میکنند. مریم قجر عضدانلو که پس از ازدواج تشکیلاتی در سالهای پایانی جنگ تحمیلی با مسعود رجوی به «مریم رجوی» تغییر نام داد، اولین نمونه از زن منحرف در مرحله شکلگیری نهضت انقلاب اسلامی بود.
هیچگاه این صحنه از پیوند زناشویی مریم قجر عضدانلو با مسعود رجوی که تلویزیون عراق آن را به نمایش گذاشت و مریم قجر در حضور همسرش «ابریشمچی» بدون سیر مراحل جدایی به لحاظ شرعی به عقد رجوی درآمد و با کف زدنهای ممتد«مسعود- مریم» این دو مثلاً شرعاً به عقد هم در آمدند را فراموش نمیکنیم. مریم رجوی از همان روزهای آغازین انقلاب، بهدنبال انحراف او و همفکرانش، از قطار انقلاب اسلامی پیاده شد و با اتخاذ مواضعی مسلحانه و انجام جنایتهای بیشمار، رودر روی نظام اسلامی ایستاد.
مریم رجوی را تنها نباید با فرماندهی او در اقدامات نظامی علیه جمهوری اسلامی شناخت، بلکه باید او را با راهاندازی کمپینهای ضدایرانی درخارج، هدایت عناصر داخلی در حوادث سال گذشته انتخابات و بسیاری از رفتارهای براندازانهای شناخت که از همان سالهای اولیه انقلاب تا کنون دنبال میکند. در حوادث پس از انتخابات با هدایت این عنصر نفاق که از سران فتنه خارج از کشور به حساب میآید، جماعتی گول خورده به خیابانها ریختند و همان شعاری را میدادند که او طراحی و طی دستورالعملی به سران فتنه ابلاغ نموده بود.
شاید آن روز که شعار«ما همه با هم هستیم» از حلقوم مریم رجوی از پاریس بیرون آمد و فردای آن روز در کف خیابانهای تهران توسط عدهای آشوبطلب نشخوار شد، از ماهیت و پشت پرده هماهنگی زهرا رهنورد با رجوی بیاطلاع بودیم ولی رصد همه شعارها و اقدامات مریم رجوی در آن سوی مرزها و سخنان و موضعگیریهای تند رهنورد در داخل کشور نشان داد بین این دو، یک پیوند ناگسستنی وجود دارد و درست از زبان رهنورد آن چیزی را آدم میشنود که از حلقوم کثیف این تروریست فراری شنیده میشد.
زهرا رهنورد همسر موسوی فتنهگر که شکست در انتخابات سال گذشته را بهانهای برای تسویه حساب با نظام و امام راحل قرار داده است، در گفت و گو با سایت «رسا» مطالبی را بیان کرده است که تداعیکننده رفتار مریم رجوی از سالهای اولیه انقلاب اسلامی تاکنون است.
رهنورد در این سایت پس از ناامیدی از حضور در کف خیابانها اظهار نموده است:«تنها حضور در خیابان کافی نیست، بلکه جنبههای تئوری و جنبههای تشکیلاتی را نیز باید به این حضورهای خیابانی افزود» و در جای دیگر، با پرخاشگری نسبت به جمهوری اسلامی همچون مریم رجوی، جمهوری اسلامی را حکومتی بسیار سرکوبگر و خشن معرفی کرده و مدعی شده است که هیچ ابایی از زندانی شدن ندارد و وقیحانه مدعی است که پیروزی در انقلاب اسلامی خیلی زود صورت گرفت و به دلیل اینکه این پیروزی فاقد زیرساختهای لازم بود، خیلی زود در همان هفت- هشت سال اول رو به انحطاط رفت.
ادعای انحطاط جمهوری اسلامی آن هم پس از هفت سال یعنی در دوران تلألو انقلاب اسلامی و تحت زعامت حضرت امام(ره)، کنه اعتقاد این زن و همفکران او را به انقلاب اسلامی حتی در زمان حیات امام(ره) میرساند.
امام راحل به مدت 10 سال این انقلاب را مدیریت کردند و از سال 60 یعنی تقریباً چهار سال پس از انقلاب سکان نخست وزیری این کشور در دستان همسر رهنورد بوده است. سؤال اینجاست؛ او که معتقد به انحراف انقلاب اسلامی در هفت سال اول تشکیل آن بود، چرا به همسرش اجازه داد بهرغم عدم اعتقاد به انقلاب اسلامی به مدت هشت سال،مدیریت این کشور را بر عهده داشته باشد؟ آیا دیدگاه امروز این زن برآمده از نفاق دیروز او نبوده است و او نیز همچون مریم رجوی دریک مسیر گام بر نمیدارند؟
3- دستگاه قضایی در سالهای اولیه انقلاب اسلامی به دلیل شرایط بحرانی کشور و عدم استقرار نهادهای نظام، با غفلتی که انجام داد موجب فرار مریم رجوی و سران منافقین از کشور شد، بنابراین امروز بر دستگاه قضایی است بار دیگر غفلت نکرده و از خروج یک زن منافق دیگر و عوامل همسو با او جلوگیری نماید و با دستگیری و مجازات او به جهت اقدام آشکار علیه امنیت ملی کشور و سوءاستفاده از دوران مسئولیت همسرش در جایگاه نخستوزیری، او را به پای میز محاکمه بکشاند.
قطعاً امروز تاریخ مصرف مریم رجویها پر شده و حنای منافقین دوران اولیه انقلاب برای این ملت دیگر رنگی ندارد لذا بر حکومت اسلامی است اکنون که چهره نفاق جدید برملا شده است، آنها را به سزای عملشان برساند.