
اصلاح طلبان این روزها چنان از خود و تعلق خود به نظام و انقلاب گفته و از عملکرد های افتخار آفرین خود طی سالیان حاکمیت خود سخن به میان می آوردند که بی شک بررسی عملکرد آنان،واقعیت دیگری را به نمایش می گذارد.
در این مقال خواهیم کوشید به بررسی اجمالی مواضع و عملکرد اصلاح طلبان بپردازیم.
الف) عملکرد دولت اصلاحات
1- وضعیت اقتصادی: در این دوران روند رشد شاخص اقتصادی کند، توزیع عادلانه ضعیف و انضباط مالی دولت غیرقابل قبول بوده است؛
2- عدم قاطعیت دولت در مواضع خارجی و داخلی: با شعارهای دولت اصلاحات همچون آزادی، جامعه مدنی، تساهل و تسامح، گفتوگوی تمدنها و ... در صحنه عمل و در مواجهه با قدرتهای جهانی، نوعی عدم قاطعیت و وادادگی را از جمله در جریان پرونده هستهای و تعلیق فعالیتهای هستهای را در آن دوران شاهدیم.
3- ایجاد امید در اردوگاه دشمن: مواضع و عملکرد اصلاحطلبان، دشمنان قسم خورده را به تعریف و تجلیل و حمایت از تجدید نظرطلبان واداشت.
4- ساختارشکنی: رفتارهای ساختارشکن از جمله عبور از قانون اساسی، تشکیک در حاکمیت دین و اصل ولایت فقیه، تاخت و تاز به نهادهای نظام از سوی اصلاحطلبان برانداز... است.
ب) عملکرد مجلس ششم
1- تنش سیاسی: برآیند عملکرد چهارساله آن حکایت از دامن زدن نمایندگان به تنشهای سیاسی و جنجال علیه نظارت استصوابی شورای نگهبان، طراحی لایح دو قلوی افزایش اختیارات رییس جمهور، طرح رفراندوم، حمله به نهادهای نظام از تریبون مجلس و... بوده است.
2- تحصن در مجلس: از نقاط تاریک و غیرقابل دفاع آنها؛ تحصن 80 نماینده در صحن مجلس در اعتراض به ردصلاحیتها و طراحی الگوی انقلاب مخملین به همراه مطبوعات زنجیرهای، ماهوارهها و... است.
3- استعفای نمایندگان و مدیران دولتی: طرح استعفای 12 عضو هیئت دولت و صد تن از مسئولان نظام از فضاسازیهای دیگر آنان بود.
4- رابطه با باندهای اقتصادی فاسد: رابطه برخی از نمایندگان مجلس ششم با مفسد معروف اقتصادی "شهرام جزایری " و دریافت مقادیر هنگفتی پول از او و صدور کارت ویژه تردد برایش.
5- بیتوجهی به مشکلات معیشتی مردم: تقدم توسعه سیاسی بر توسعه اقتصادی و طرح "لشکر قابلمه به دستان " و نیز بحث "صف مردم برای دریافت مرگ موش مجانی " از سوی برخی نمایندگان مجلس ششم.
ج) عملکرد در رابطه با پرونده هستهای
1- نرمش در مقابل استکبار: چراغ سبزهای برخی نمایندگان به دشمن و پیشنهادهای ذلتبار برخی از آنان
2- عقبنشینی از حق مردم و تعلیق فعالیتهای هستهای: دیپلماسی منفعلانه در پرونده هستهای و عدم ایستادگی در برابر فشارهای خارجی، منجر به تعلیق دو ساله فعالیتهای هستهای شد.
3- ترساندن مردم: القای شرایط بحرانی و فضاسازی احتمال حمله آمریکا به ایران و همچنین طرح سه فوریتی برخی نمایندگان برای الزام دولت به امضای سریع پروتکل الحاقی NPT از تریبون مجلس و ترساندن مردم از عواقب پیگیری پرونده هستهای
د) عملکرد در حوزههای فرهنگی و اقتصادی
1- حمله به مبانی دینی با تکیه بر شعارهای تساهل و تسامح
2- شکستن و زیر سوال بردن جایگاه ولایت و رهبری
3- ترویج فساد و بیبندوباری از طریق پیگیری سیاستهای غلط نهادهای فرهنگی کشور
4- کاهش خودباوری جوانان
5- راهاندازی شورشهای اجتماعی همچون 18 تیر 78
6- ترویج اشرافیگری
7- جایگزین کردن گفتمان لیبرالیسم و سکولاریسم به جای گفتمان اصیل انقلاب
8- قانون شکنی با زیر سوال بردن نهادهای اسلامی نظام
و) عملکرد در حوزه رسانههای زنجیرهای
1- حمله به مقدسات اسلامی از جمله اعلام کردند "در جامعه مدنی میتوان علیه خدا هم راهپیمایی کرد "
2- حمله به نهادهای انقلابی نظیر سپاه، بسیج، وزارت اطلاعات، قوه قضائیه و...
3- زیر سوال بردن ارزشهایی همچون دفاع مقدس
4- افشای اسناد محرمانه و سری نظام
5- تقویت اختلاف قومی و مذهبی
6- ترویج فساد در مطبوعات
7- ترویج افکار فمینیستی و سکولار
8- تدوین و راهاندازی تئوری براندازی نرم(انقلاب مخملین)
9- انعکاس اخبار رسانههای خارجی بدون تغییر، به عنوان بلندگوی دشمن
جمعبندی
1- اصلاحات پروسهای درون ساختاری است که نظام در طی سه دهه گذشته با آن مواجه بوده، تحولخواهی بیش از هفتاد درصد مردم ایران بر اساس اصلاحات درون ساختاری است نه اصلاحات ساختار شکن
2- تقلیل حماسه بزرگ دوم خرداد به اصلاحات و تجدیدنظر طلبی، به میزانی که برای سکولارها جذابیت داشته به میزان بیشتری برای مردم خستهکننده و ملالآور بود. شکافهای طبقاتی، تندرویها، افراطیگریها و حریم شکنیها از سوی اصلاحطلبان افراطی، تقابل با ارزشهای دینی و انقلابی، تضاد ایدئولوژیک، اختلافات درونی، غفلت از مطالبات حقیقی مردم، فقدان استراتژی، رفتار اپوزیسیونی، رابطهسالاری، قانون شکنی، رواج روح اشرافیت و کاهش سادهزیستی و دهها مولفه دیگر باعث از دستدادن پایگاه اجتماعی و در نتیجه افول اصلاحطلبان در جامعه شد.
3- اگر چه اصلاحطلبان در انتخاب راهبرد اصلاحطلبی اشتراک نظر داشتند اما قرائتها و برداشتهای متفاوت و طیفهای مختلف جریان اصلاحطلبی که دارای تضادهای بیشماری بود، موجب شده برخی از آنان در ذیل گفتمان جمهوری اسلامی خواه و بعضی دیگر در طیف اصلاحطلبان دموکراسی خواه قرار گیرند.
4- در طیفبندی اصلاحطلبان از طیفهای سکولار که معتقد به نقش حداقلی دین در اداره جامعهاند تا طیفهایی که معتقد به نظام جمهوری اسلامی، آرمانهای امام راهحل و ولایت فقیه در چارچوب قانون اساسیاند، در جبهه اصلاحطلبان قرار میگیرند که باید آنان را از هم متمایز کرد. همچنین باید اصلاحطلبی برخاسته از اسلام و نظام اسلامی را از اصلاحطلبی که درصدد تغییر و براندازی نظام دینی است، تفکیک نمود.
5- تفسیر ناروا و انحرافی از اصلاحطلبی، به انحراف این حرکت تکاملی انقلاب انجامید که به اعتراف اصلاحطلبان "بین خواست آن بیست میلیون رای و آنچه قریب به یک دهه، تحت نام اصلاحات انجام گرفت به اندازه یک دره عمیق شکاف وجود داشت ". به این ترتیب حرکتی که میتوانست در جهت سازندگی کشور، بهبود معیشت مردم و در نهایت به پیشرفت و روند تکاملی انقلاب اسلامی کمک کند، با گرفتار آمدن در دست عدهای فرصت طلب و برخی عناصر نفوذی که خود رابه دروغ خالق حماسه دوم خرداد میخواندند مصادره گشت و به انحراف کشیده شد و سرانجام نیز درصدد ستیز با نظام و ارزشهای دینی و باورهای اعتقادی این ملت برآمد و هم از اینرو حمایت ملی و مردمی خود را به کلی از دست داد.
6- در پایان باید گفت اصلاحطلبان اگر چه در رویکرد و گفتمان اصلاحطلبی، مهندسی مناسب و به موقعی در فضای سیاسی ایران در سال 76 ایجاد کردند، اما متاسفانه عملکرد، مواضع و رفتارهای نامناسب عمده اصلاحطلبان خصوصاً طیفهای رادیکال واپوزیسیونی،عامل دوری آنان را در نزد افکار عمومی فراهم کرد.