کد خبر: 429264
تاریخ انتشار: ۰۴ دی ۱۳۸۹ - ۱۸:۱۵
سرگذشت یك انحراف
دكترمحمد رضا توكلی صابری | در قاب تصویر خوب كه نگاه می‌كنی، اشك مجال نمی‌دهد. پیری سالخورده، جوانی نابینا و رنجور را به دوش می‌كشد، مادر پیرش اسكناس‌های كهنه و مچاله شده را از گوشه گره چارقدش باز می‌كند و زمزمه كنان در كیسه پلاستیكی كه دو نفر از دستیاران این شیاد در دست دارند، می‌اندازد به امید شفای پسر بیمارش و. . . . هیچ شكی وجود ندارد كه كه انرژی درمانی هیچ بنیان علمی و پزشكی ندارد و هیچ یك از مراكز علمی و پزشكی دنیا و همچنین امریكا مانند وزارت بهداشت، سازمان نظام پزشكی و مؤسسه بهداشت ملی امریكا آن را تأیید نكرده و اصولاً استفاده از آن را برای هرگونه درمان خطرناك اعلام داشته‌اند. انجمن امریكایی برای پیشرفت علوم نیز با آن به شدت مخالفت كرده و هیچ بنیاد علمی برای آن قایل نیست. انرژی درمانی به هیچ وجه جزو جایگزین‌های پزشكی (Alternative medicine) نیست. انرژی درمانی پدیده‌ای امریكایی است كه در سال‌های اخیر عموماً از امریكا به ایران آمده و تكنیك‌ها و تاكتیك‌های آن از بعضی از فرقه‌های بسیار بنیادگرای مسیحی اخذ شده است. دانش پزشكی از زمان بقراط، پدر علم پزشكی، پیشرفت بسیاری كرده است. اكنون تعویض و پیوند اندام‌های درونی انسان كاری عادی شده است. در حالی كه در آغاز قرن بیستم باز كردن شكم انسان تصورناپذیر بود و كوچك‌‌ترین جراحتی باعث عفونت و مرگ می‌شد. در آغاز قرن بیستم با شناخت ساختمان و مكانیسم عمل ژن‌ها جهش بزرگتری پیش آمد و انسان امكان یافت تا به دستكاری موجودات زنده، از جمله خودش بپردازد و تكامل موجودات زنده را خود هدایت كند. مهم‌‌ترین كار بقراط این بود كه حرفه پزشكی را از حیطه خرافات زمان خویش به در آورد و پوشش علمی بر تن آن كرد. بقراط در تشخیص بیماری‌ها روش علمی را بنیان گذارد و مشاهده و معاینه دقیق بیمار، ارزشیابی صادقانه از وضع او و پذیرش محدودیت‌های دانش پزشكی را توصیه می‌كرد. بقراط نوشته است: «مردم صرع را یك پدیده الهی می‌دانند، فقط به این خاطر كه آن را نمی‌فهمند، اما اگر هر چیزی را كه نمی‌فهمند، الهی بدانند، پایانی برای چیزهای الهی نخواهد بود». به خاطر اهمیت نقش بقراط است كه هنوز هم پس از 25 قرن دانشجویانی كه دوره تحصیلات خود را به پایان می‌رسانند به سوگندنامه بقراط قسم می‌خورند و این سوگندنامه راهنمای اخلاق حرفه پزشكی است. ابن سینا پزشك و فیلسوف ایرانی در كتاب «قانون» در زمینه طب كه قرن‌ها كتاب درسی دانشگاه‌های جهان بود و بعضی از بخش‌های آن هنوز هم نمونه كلاسیك نثر علمی و بینش علمی است به شرح و درمان بیماری‌ها و در كتاب «شفا» در زمینه منطق كه هنوز هم كتاب درسی حوزه‌های علمیه است به منطق و فلسفه پرداخته است. با اینكه به نظر می‌رسد كه عنوان هریك از این كتاب‌ها باید برای كتاب دیگر انتخاب می‌شد، اما ابن سینا به عمد و با ظرافت خاصی چنین انتخابی كرده است. در حالی كه موضوع هریك را از دیگری جدا نگه داشته و آنها را در هم نیامیخته است. ابن سینا با اینكه در تمام زمینه‌های علوم مهم زمان خودش مانند پزشكی، منطق، الهیئت، عرفان و فلسفه كتاب نوشت اما هیچگاه این موضوعات را درهم نیامیخت و مرز بین روش‌ها و شیوه‌های كار را در هر یك از این جنبه‌های معرفت انسانی از همدیگر جدا نگه‌داشت. وقتی به مسائل پزشكی می‌پرداخت به طور عینی و تجربی برخورد می‌كرد و مانند پزشكی حاذق و دانا شرح می‌داد و وقتی به عرفان و الهیات و فلسفه می‌پرداخت همانند فیلسوف و عارفی صادق به تبلیغ و نشر مسائل فلسفی و اخلاقی مبادرت می‌ورزید. بعضی از قسمت‌های كتاب اشارات و تنبیهات او از زیبا‌‌ترین متون عرفانی است. همه این مدعیان خارج از روش‌ها و شیوه‌های دانش پزشكی كار می‌كنند، اصولاً توجهی به آنها نداشته و توضیحی نمی‌دهند كه چگونه و چرا حركت دست آنها بر بیماری‌ها اثر می‌گذارد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار