
جعل عنوان، نخستين گام بسياري از مجرمان براي رسيدن به اهداف پليدشان است. اخاذي، كلاهبرداري، سرقت، سوءاستفادههاي عاطفي و... از جمله جرائمي هستند كه در كنار جعل عنوان به وقوع ميپيوندد. به عقيده مسئولان انتظامي اگر شهروندان در مواجهه با افرادي كه منصب و شغل خاصي دارند، تحقيق كنند در دام اين تبهكاران گرفتار نميشوند. در سالهاي اخير مرور پروندههايي با اين موضوع در مراكز انتظامي نشان ميدهد نخستين حلقه از زنجيره اينگونه جرائم همان ادعاهاي واهي و جعل عناوين است.
سرهنگ خالقيفرد، معاون مبارزه با سرقت پليس آگاهي ناجا معتقد است هرچه قانون كامل و پليس هم توانمند باشد تا زماني كه مردم آگاه نبوده و همكاري لازم را نداشته باشند نميتوان از وقوع جرم آنطور كه بايد جلوگيري كرد.جناب سرهنگ به نظر جنابعالي چه زمينههايي موجب ميشود كه برخي مجرمان با توسل به آن به خود جرأت دهند با پوشيدن لباس پليس يا ديگر مأموران امنيتي در حالي كه به تجهيزات پليسي هم مجهز هستند، از مردم اخاذي يا زورگيري كنند؟اين بحث را از دو جنبه ميتوان توضيح داد؛ جنبه خوشبينانه و بدبينانه. در حالت اول ميدانيم كه هرگاه جايي اسم پليس ميآيد اكثر شهروندان به آن احترام ميگذارند و اقدامات پليسي را تمكين ميكنند، از طرفي هم همه مجرمان به اين قضيه كاملاً واقفند، به همين دليل به راحتي با معرفي خود تحت عنوان مأمور پليس اهدافشان را دنبال ميكنند. و اما از منظر دوم هم بايد بگويم ما از مردم انتظار داريم در اينگونه موارد به محض مراجعه يك فرد به آنها در پوشش مأمور بايد حتماً احراز هويت آنها ثابت شود پس اگر فردي خود را مأمور معرفي كرد در درجه اول بايد احراز هويت شود، از طرفي تمام مأموران نسبت به اين قضيه توجيه شدهاند كه به مردم اين حق را بدهند تا از آنها كارت شناسايي يا حكم مأموريت بخواهند حتي اين امكان را بدهند تا با پليس 110 تماس گرفته و مطمئن شوند، البته در بعضي مواقع زمان باعث سوخت يكسري مسائل در اجراي مأموريت مأموران ميشود، اما اينكه مأموري بخواهد بدون مقدمه در خيابان جلوي فردي را كه مرتكب هيچگونه خلافي نشده و خودش هم مطمئن است خلافي نكرده را بگيرد اين دور از حقيقت است . در هر صورت اگر اين اتفاق براي كسي افتاد حق دارد ابتدا از مأمور كارت شناسايي و حكم مأموريت درخواست كند كه مأموران نيز توجيه شدهاند تا به مردم درست پاسخ دهند. اگر فرد خواست به پليس 110 اطلاع دهد مأمور بايد اجازه بدهد در غير اين صورت مطمئن باشيد مأموري كه تندي كرد، عجله داشت يا عكسالعملهاي همراه با استرس از خود نشان داد، مأمور قلابي است.ما در پروندههاي جاري لزومي نميبينيم بازرسيها در خيابان انجام شود چون رسيدگي به هر جرمي آداب و شرايط خاص خودش را دارد و هيچگاه براي پيگيري يا شناسايي متهم يا مجرم پليس اين شگرد يا اين روش را استفاده نميكند.مجرماني هم كه اين كار را انجام ميدهند، بيشتر در خارج از شهر و حاشيههاي اطراف شهر دست به ارتكاب اين جرم ميزنند، چون مطمئن هستند فرد توان مقاومت را ندارد، كسي به آنها كمك نميكند، موبايل فرد از آنتندهي خارج ميشود و تا رسيدن مأمور پليس 110 زمان زيادي ميطلبد. از طرفي پيشنهاد رشوه يا حل مشكلات با دريافت پول كاملاً مشكوك و غيرقانوني است كه همين امر نشاندهنده قلابي بودن مأمور است.
به نظر شما در دسترس بودن لباس پليس ميتواند دليلي براي ارتكاب اين جرم باشد؟خريد و فروش البسه نظامي منع قانوني ندارد، به هر حال دستيابي به آن براي مجرمان آسان است و هيچ قانوني هم براي منع آن وجود ندارد، مانند چاقوهاي نامتعارف. با اينكه يك موجي را در پي داشت تا قانوني براي آن وضع شود، مشاهده كرديم كه هيچ قانون و لايحهاي به داد نرسيد و غالب سرقتهاي خشن بر اثر استفاده از همين چاقوهاست. از طرفي بيشتر بيسيمهايي كه مأمورنماها دردست دارند پلاستيكي و طرح بيسيم است، چون ميدانند اگر دستگير شوند علاوه بر جرم سرقت تحت پوشش مأمور به جرم داشتن بيسيم و اينكه آن را از كجا تهيه كردهاند، جرمشان سنگينتر خواهد شد و از آنجا كه غالب شاكيان آنها مردم عادي هستند اين افراد خود را درگير اين مسائل نميكنند، چون ميدانند يك فرد عادي از اين وسايل حساب ميبرد و قدرت تشخيص هم ندارد كه آيا واقعي است يا قلابي، بنابراين ميطلبد مقامات مسئول در رابطه با اين مجرمان مجازاتهايي را پياده كنند كه بازدارنده باشد. از طرفي بالغ بر 46 درصد دستگيريهاي خشن مربوط به مجرمان سابقهدار است كه اين سابقهدار بودن نشان ميدهد به سختي و براساس اقدامات خاص و تحليل قواي مأموران پرتلاش ما دستگير شدهاند، اما دوباره پس از تحمل چند ماه يا مدت كمي حبس، آزاد ميشوند. از طرفي مقابل اين سابقهدارها افراد بيسابقه هم هستند كه اگر اين دو گروه در زندان در كنار هم به سر ببرند، زمينههاي ارتكاب جرم آنها بعد از آزادي دوچندان ميشود، مردم اگر به حقوق خود كه قانون برايشان تعيين كرده، آگاه باشند، قطعاً از پيشرفت اهداف مجرمان جلوگيري خواهند كرد، چون خيلي از مسائل به پليس و دستگاه قضايي ارتباطي ندارد، بلكه به خود سازمانها يا ارگانهاي ديگر برميگردد. بهعنوان مثال مديري كه كارمندش دست به سرقت ميزند، هيچگاه بازخواست نميشود كه اين شيوه كاملاً اشتباه است، چون اوست كه بايد محكوم شود زيرا فقط حقوق و مزايا نيست كه بايد در اختيار پرسنلش قرار دهد بلكه بايد آموزشها و اطلاعات كافي در رابطه با احقاق حق آنها را هم جزو سياست كاري خود قرار دهد بنابراين اين لجامگسيختگي در برخي مجموعهها ديده ميشود و فكر اين نيستند كه پليس هم بايد ابزار كار داشته باشد يا نه؟ چون هميشه آخر كار به پليس متوسل ميشوند.
وجود اين شرايط باعث ميشود مردم نسبت به پليس بياعتماد شوند يا اين بي اعتمادي كمكم به جامعه غالب شود نظر شما چيست؟بايد بگويم جامعه ما در مقايسه با كشورهاي ديگر امنيت بيشتري دارد در كشورما اين امنيت آنقدر است كه پليس با تمام توانش آن را كنترل ميكند يعني از لحاظ برخورد با مجرمين علمي رفتار ميشود. مأمور پليس هيچگاه از اينكه كسي را دستگير كند خوشحال نميشود، بلكه زماني باعث افتخار است كه زمينههاي سرقت در كشور از بين برود.برخي از شهروندان هنگامي كه به حق و حقوقشان نميرسند با اين روش كه پليس را زير سؤال ببرند خودشان را تخليه ميكنند، اما آمارها گوياي اين است كه بيشتر افرادي كه در شرايطي قرار ميگيرند كه طرف خود را مأمور معرفي ميكند بدون هيچ عكسالعملي تسليم ميشوند در حالي كه ميتوانند مخالفت كنند يا از عابران ديگر تقاضا كنند كه شاهد ماجرا باشند يا نسبت به احراز هويت مأمور پيش رويشان اقدام كنند تا دچار مشكل نشوند بنابراين اينطور نيست كه چند نفر امنيت مملكت را زير سؤال ببرند چون خودشان مورد سرقت يا اخاذي قرار گرفتند در حالي كه ميتوانستند آگاهانهتر عمل كنند. بنابراين مجرمان از اين وضعيت وانفسا استفاده ميكنند و به راحتي به اهدافشان ميرسند.
جناب سرهنگ چرا مجرمان پس از دستگيري و طي كردن دوران محكوميت بار ديگر جرائم خود را با خشونت بيشتر دنبال ميكنند؟ و اين چرخه همچنان ادامه دارد در صورتي كه بيشتر آنها خشن و داراي سابقههاي سنگين هستند و وجودشان در جامعه بسيار خطرناك است؟اينكه به متهم زنداني مرخصي ميدهند روالي نيست كه فقط در كشور ما اجرا ميشود. پليس دستگير ميكند، دادسرا براساس قوانيني كه هست آنها را آزاد ميكند، اما در رابطه با بعضي كشورها به خاطر خطرناك بودن اين مجرمان حكمهايي برايشان صادر ميشود كه بازدارندگي بيشتري را نسبت به كشور ما در پي دارد و البته كشور ما نسبت به گذشته پيشرفت زيادي كرده، ولي در مجموع زنداني بودن متهم تنها راه حل نيست چون طولاني شدن حبس هم يكسري مشكلات را به دنبال خواهد داشت كه وضع سنگينتر از قبل ميشود. از طرفي هنگامي كه يك دستگاه قضائي اعلام ميكند سرقت يا قتلي اتفاق افتاده يك بازتاب منفي در ميان مجرمان و يك بازتاب مثبت در امنيت جامعه به وجود ميآيد. پس صحيح نيست هر جرمي اتفاق ميافتد آن را بيش از حد پروراند بنابراين افرادي كه قوانين را به خاطر اينكه خودشان به حقشان نرسيدند، زير سؤال ميبرند شهروند نيستند. پس در اين بين دستگاه قضائي بايد طوري تصميم بگيرد كه اينگونه آثار را در جامعه به دنبال نداشته باشد و تبعات منفي و گستاخانه نيز در پي آن نيايد.
پليس همواره به شهروندان هشدار ميدهد كه مراقب مأموران قلابي باشيد، لطفاً بفرماييد مردم چطور بايد تشخيص دهند اين مأمور واقعي است يا قلابي؟از آنجا كه مأموران قلابي كاملاً از لحاظ ظاهري شبيه پليس واقعي هستند، اما يكسري عكسالعملها و مشخصاتي دارند كه مردم عادي به راحتي نميتوانند آن را تشخيص دهند. مثلاً همه اين افراد از ماشين پياده نميشوند چون بايد آماده فرار باشند، حركات عجيب و غريب انجام ميدهند، استرس دارند و با عجله ميخواهند كارشان را تمام كنند، از طرفي بيشتر آنها كارتي را كه نشان ميدهند فقط كلمه حفاظت اطلاعات يا پليس آگاهي در آن قيد شده زيرا ميدانند اگر كارتي را جعل كنند بعد از دستگيري بازتاب بدي را به دنبال دارد بنابراين شباهتي ميان كارتهاي واقعي با آن كارتها ديده نميشود و فقط با چاپ اينگونه كلمات به علت عدم آشنايي مردم با اين كارتها قصد ترساندن شهروندان را دارند، با ماشين شخصي دست به سرقت ميزنند صرفاً با يك چراغ گردان در صورتي كه پليس در اجراي مأموريتش از ماشين فرم استفاده ميكند مگر در شرايط خاص، معمولاً آرم و علائم لباس آنها با هم فرق دارند مثلاً آرم روي يقه با جيب فرق ميكند اين در حالي است كه اگر شهروندان كاملاً با اين مشخصات پليس آشنا باشند، قطعاً در اينگونه مواقع دقت خواهند كرد و سريعاً متوجه قلابي بودن آنها ميشوند، اين افراد از ماشين پياده نميشوند و طوري با تحكم و قدرت صحبت ميكنند تا طرف مقابل از آنها بترسد، اگر مأمور واقعي باشد حتماً اجازه ميدهد كه فرد با پليس 110 تماس بگيرد و موضوع را اعلام كند. چون مرتكب خلافي نشده و اين حق اوست بنابراين مأموران ما توجيه شدهاند كه در كمال خونسردي با شهروندان همكاري كنند، اتهام زدن، شيوه اصلي مأمورنماهاست، مجرمان در پوشش مأمور با ماشينهاي پرشتاب دست به اين كار ميزنند و بيشتر با پژو و 206 همراه با يك چراغ گردان جلو افراد را ميگيرند و هنگامي كه فرد مقاومت ميكند پا به فرار ميگذارند. اين مسائل را هر شهروندي بايد بداند و به آن آگاه باشد و اين را بداند كه پليس خدمتگزار با قدرت و تلاش مضاعف در حفظ و برقراري امنيت جامعه ميكوشد و هميشه و فقط در گرفتاريهاي مردم شريك است. بنابراين زماني خوشحال ميشود كه شهروندي به حق و حقوقش دست يابد پس از مردم انتظار داريم با اينگونه مسائل و اينكه چه حق و حقوقي در جامعه دارند، آشنا شوند كه لازمه آن فرهنگسازي قوي است كه رسانهها در آن نقش بسزايي دارند زيرا پليس ميخواهد شهروندان اين مسائل را بدانند نه مجرم اما در جامعه ما بالعكس است مجرمان از تمام حقوق شهروندي آگاهند و ميدانند با چه شگردهايي ميتوانند عموم را فريب دهند اما مردم ما آگاه نيستند.هشدارهاتبهكاران تحت عنوان مأموران نهادهاي دولتي و ارگانها نيز اخاذي ميكنند، بنابراين در برخورد با افرادي كه خود را اينگونه معرفي كرده و سعي در بازرسي بدني يا رؤيت محتويات كيف شما دارند هوشيارانه عمل كنيد.در صورت بروز هرگونه سرقت، پليس را فوراً از ماجرا با خبر كنيد.خودرو و موتوسيكلت پليس به رنگ ناجاست، بنابراين افرادي كه با لباس سازماني و خودروي شخصي به شهروندان مراجعه ميكنند قابل اعتماد نيستند. شهروندان با ديدن آنها پليس 110 را از ماجرا باخبر كنند.شهروندان در مواجهه با اين شرايط بايد ابتدا كمي تأمل كنند و دست و پاي خود را گم نكنند و سريعاً به خواسته طرف مقابل يعني آن مأمور پاسخ مثبت ندهند.وقتي كه فرد مطمئن است هيچگونه جرمي مرتكب نشده بايد آرامش خود را حفظ كند.اگر خواسته مأمور غيرمعقول است، شهروندان بايد از آنها بخواهند كه به نزديكترين مركز انتظامي بروند كه بهتر است ضمن درخواست از يكي دو نفر از عابران براي اطمينان با پليس 110 تماس بگيرند، چون در تمام اين موارد كه شهروندان اينگونه عمل كردهاند مأمور قلابي پا به فرار گذاشته است.زماني كه پليس به يك فرد مظنون ميشود، علاوه بر اينكه خودرواش خودروي فرم پليس است داراي كارت شناسايي يا حكم مأموريت هم ميباشد و اگر شهروندان از آنها بخواهند صبر كنند تا با 110 تماس بگيرند هيچ مشكلي به وجود نميآيد و مأمور پليس خودش پيشگام خواهد شد، در غير اين صورت اگر فرد از بازرسي خود جلوگيري كند و با جوسازي در مقابل پليس مقاومت كند در اين مورد مقام قضائي برابر گزارش پليس ميتواند اين فرد را مجازات كند، زيرا كسي كه جرمي مرتكب نشده، نبايد نگران باشد كه با پليس مواجه شده، در بعضي موارد اين بازرسيها و بازجوييها براي امنيت كل جامعه است كه با رفع سوءظن فرد سريعاً آزاد ميشود البته اين زماني است كه پليس واقعي همراه با خودروي پليس و مدارك هويتياش اقدام كند.وقتي كه فرد مطمئن است هيچگونه جرمي مرتكب نشده، آرامش خود را حفظ كند.چنانچه افرادي به عنوان پليس يا مأمور ستاد مبارزه با مواد مخدر به شما مراجعه كردند تا زماني كه كارت شناسايي معتبر آنها را رؤيت نكرده و هويتشان برايتان محرز نشده از قرار دادن كيف مدارك و پول در اختيار اين افراد به شدت پرهيز كنيد.