
وحید ماندگاری | سپهر سیاسی کشور ایامی است که در حال تجربه یک شرایط جدید و بدیعی است. این شرایط که پس از فتنه سال 88 شکل گرفته و آرام آرام در حال تثبیت خود میباشد، همان جبههبندی و بلوکبندی جدیدی است که از شرایط سنتی و رایج پیشین عرصه سیاسی فاصله گرفته و آرایش نیروها و عناصر مختلف را در این ساحت، دستخوش تغییرات نوینی کرده است. این جبههبندی جدید که شامل پنج محور عمده میباشد در یک دامنه گسترده قابل تعریف و تفسیر بوده و دارای دو قطب اصلی و سه محور حایل در این دامنه میباشد.
دو قطب اصلی این دامنه که دارای تضادهای عمیق ایدئولوژیکی- سیاسی میباشند، امروزه عرصه اصلی بسیاری از حوادث و اتفاقات در حال وقوع و قابل پیشبینی در آینده میباشند که بیگمان بررسی دقیق و عمیقی را طلب میکند. اما این دو محور و سه محور در حال طواف میان این قطبها چه بوده و چه خصوصیاتی دارند.
الف- قطب فتنه
یک قطب این دامنه بیشک جریان سیاسی است که بر پیشانیاش نام «فتنه» حک شده است. این جریان که در حقیقت شکل و ظهور جدید جریانی قدیمی و معارض با اهداف انقلاب اسلامی است، در فتنه سال 88 طغیان خود را علیه انقلاب به نمایش گذاشت و از فرصتی که انتخابات برای آنان پدید آورد بهره جسته و سعی کرد کشور را به سمت خواست دشمنان که همان تسخیر بیگانگان بود، درآورد.
این فتنه که تا قبل از سال 88 با نقابیاز «یاران» و «خویشان» به فعالیت مشغول بود با برانداختن نقاب و به دست گرفتن نیزه عصیان و تزویر «نامها» و «نشانهای» عاریتی خود از انقلاب را به میدان آورد، غبار فتنه را اندود و تردیدها و باورها را نشانه رفت.
همه داعیههای انقلابی مورد ادعای خود را به دستان ناپاک سپرد و تیغ بر صورت و سیرت بنیانگذار جمهوری اسلامیکشید. یزیدوار عاشورایی آفرید و اشعری گونه از مردان خداجو نام به میان آورد. قطب فتنه بیشک یک سر این دامنه است.
ب- قطب بصیرت
قطب مقابل فتنه اما قطب بصیرت است که با تنظیم رفتار خود با مدار رهبری به آگاهیبخشی مشغول و پرده از پردههای رنگارنگ فتنه برکشید. در فضای غبارآلود فتنه چشم به هدایت ولایت داشت و به هنگام عمل کرد. اقتضای زمانه را دریافت و فرزند زمانه خویش شد. از گفتن و خروشیدن نهراسید و اسیر طبلهای توخالی فتنه نشد. جان به دست گرفت و بصیرت را توشه همت خود کرد و عاشورایی در 9 دی آفرید. اما این همه ماجرای جبهه جدید سیاسی کشور نیست. در میانه این دو قطب سه محور دیگر نیز وجود دارند که با مواضع و رفتارهای خود در هروله میان این دو قطب هستند. این محورها عبارتنداز:
1- محورحمایت نرم
این محور خصوصیات رفتاریاش خود گواهی به میل سیاسی آن برای نزدیکی به قطب فتنه است. عناصر این محور پایی در ردههای پائینی حاکمیت دارند. اینان نه حاضر به تأیید صددرصدی فتنه هستند و نه تکذیب قاطع آن. دوگانه سخن میگویند. لفافه جان کلامشان است. علقه شدیدی به فتنه دارند اما اقتضائات پراگماتیستی(عملگرایانه) و منفعتطلبانه و نگرانی از آگاهیهای مردمی آنان را به دایره حمایت نرم این جریان کشانده است. اینان هنوز در دل خود امیدواریهایی به پیروزی فتنه دارند و جایی برای سرسپردن.
2- محورمخالفت نرم
عناصر این محور با احتیاط از فتنهگران گفته و مخالفتهای خود را علنی مطرح نمیکنند. به بازی سیاسی باور دارند و برای خودشان جایگاهی قائل. به باور اینان مخالفت صریح با فتنهگران گرد افراطپیشگی به رخت آنان میفشاند و آنان را نشانهدار میکند.
3- محور سکوت
ماجرای این محور اندکی با دیگر محورها متفاوت است. این محور در قبال اتفاقات سال 88 سکوت را برگزید و به زعم خود میانه را برگزید. شتر دوساله را که نه باید سواری دهد و نه شیر، نصبالعین خود قرار داد. اما این محور خود نیز به دو بخش تقسیم میشود. یک طیف آن «متحیران» هستند. قدرت تشخیص ندارند. راه را نمیبینند و افقها برایشان نامعلوم است. از سویی اسیر نامها هستند و تکرار تاریخ را چندان باور ندارند که «طلحه و زبیر»ها دراین عصر هم موجودند.
طیف دیگر این محور اما «عافیت طلبان هستند». اینان سکوتشان از جنس دیگری است. نگاهشان فرصتگرایانه است. به دنبال مصادرهاند و هر جمع و جمعشدگی را با هر علقه و عقیدهای، برای انبان میخواهند و برای فربه شدن حامیانشان درآینده. چندان هم برایشان عجیب و غریب نیست که این حامیان برای بودن با آنان به مسلخ بردن اعتقاداتشان را طلب میکنند.
آری، سپهر سیاسی کشور این ایام در گیرو دار فعالیت این پنج محور میباشد. محورهایی که نیروهای دلسوز انقلاب باید با بصیرتی دیگر به آنان مواجه شده و راه آینده خود را برگزینند تا در فتنههای دیگر پیروز میدان باشند. به بیان دیگر سربازان و پاکبازان انقلاب اسلامی باید با شاخص قرار دادن این محورها به تکلیف انقلابیخود عمل کرده و با توسل به ریسمان ولایت باردیگر پیروز فتنههای آینده باشند.