کد خبر: 428026
تعداد نظرات: ۵ نظر
تاریخ انتشار: ۲۸ آذر ۱۳۸۹ - ۱۴:۵۲
در پی گزارشات مردمی مبنی بر فعالیت یک شرکت هرمی به نام کیونت (QNET) در سطح شهرستان دامغان و جمع آوری اطلاعات مورد نیاز در خصوص فعالیت های این شرکت هرمی عوامل ناجا 6 نفر از اعضای اصلی این شرکت را دستگیر نمودند .
به گزارش«جوان آنلاین»،سران شرکت کیونت برای جذب اعضاء جدید فعالیت این شرکت را در سه شاخه ارائه وسایل مخابراتی، پزشکی و خدمات توریستی معرفی می نمودند.
این شرکت برای جذب زیرمجموعه اقدام به دیدار چهره به چهره و تا حد امکان به صورت انفرادی به تبلیغ و جذب جوانان می پرداخته و بعد از جلب نظر طرف مقابل، وی را به محل استقرار خود دعوت و به صورت انفرادی نحوه عضویت و چگونگی سرمایه گذاری را همراه با نمایش فیلم برای فرد مورد نظر توضیح می دادند.
در طی بازرسی عوامل ناجا از مکان شرکت کیونت تعداد 2000 جلد جزوه و اسناد دیگر و اسامی 1700 نفر از افرادی که نشان شده بودند جهت عضوگیری و اسامی 60 الی 70 نفر از اعضای این شرکت را کشف نمودند.
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۵
احسان
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۱:۱۶ - ۱۳۹۶/۱۲/۰۳
1
12
من رو هم چند ماه پیش کشوندن تهران به بهانه استخدام و ۲روز من رو تو شهر تهران چرخوندن و بردن کافی شاپ و مرکزخرید تیراژه و مرکزتجاری کوروش و دربند و بالاشهرو حرفهای خوشگل میزدن و ماشین های باکلاس رو بهم نشون میدادن و میگفتن ازاینا میخوای داشته باشی؟ میگفتن فقط ازاین کارمیتونی بخری و …شب اول رفتیم توپخونه تهران تو مسافرخونه به بهانه اینکه خوابگاه دارن و باید هماهنگ کنن نمیشه رفت و فردا شب میریم ،روز دوم نصفه شب ساعت ۲ بود رفتیم جنوب تهران بین یافت آباد و راه آهن بود دقیق یادم نیست و ۵ روز هم من رو تو یک خونه که یک اتاق ۹ متری و یک هال ۳۰ متری و یک آشپزی اون کوچک که تو همون هال بود نگه داشتن و در آخر گفتن کارمون به دلاره باید اندازه ۱۷ میلیون تومن دلار جور کنی ،همه ش من رو میبردن تو اتاقو ۳ نفری نوبتی باهام حرف میزدن و میگفتن رفتی تو هال با بقیه حرف نزن چون هنوز وارد کار نشدی لولت نمیرسه واینا…،چندتا برگه هم بهم دادن و گفتن اینهارو به خانواده ت و اطرافیانت بگو تا احساساتی بشن و پول رو ۱۰۰% بهت میدن، این کار رو نکردم و بالاخره بعد از ۱هفته موندن تو اون خونه مجبور شدن ولم کنن چون به حرفهاشون عمل نکردم ،دوباره من رونصف شب ساعت ۱:۴۰بود ازخونه بی سرو صدا بردن بیرون و ازکوچه پس کوچه بردن تا مترو راه آهن تا آدرس رو یاد نگیرم، تقریبا ۳۰ دقیقه پیاده راه رفتیم و از اونجا با سواری خطی رفتم آزادی تابرگردم شهرستان،به جز من و اون ۳ نفر ۵ نفر جوون که اکثرا متولد ۶۹ و ۷۰ بودن هم اونجا بودن ،بچه های مثبت و سالم و لیسانس به بالا بودن و از تبریز و شیراز و آبادان و اهواز و کردستان اومده بودن تهران برای کار که گول اونارو خورده بودن و چند ماهی بود که اونارو تو اون خونه حبس کرده بودن به بهانه اینکه بیرون روحیه شون خراب میشه وهمه چیز انرژی منفی بهشون میده و دخترارو میبینن و دچار حاشیه میشن و باید ذهنشون پاک بمونه و اینا…،کسی که من رو کشونده بود تهران رفیقه دورانه دانشگاهم بود اسمش محمد حدیدی هست و متولد اردبیله و پدر و مادر ۸۰ و ۷۰ ساله داره و ۸تا خواهرداره که یکیشون تو اردبیل دندانپزشکه ومیشناسمش ،تک پسر و بچه آخره بچه اردبیله سمت میدان قیام کافی نت داشت قبلا،تو کار بازرگانی صادرات عسل بود و اسمش تو اتاق بازرگانی اردبیل هست و تو پیام نور اردبیل معماری خونده و میگفت دامادموش رییس اداره اطلاعات سیستان بلوچستانه و هیچکس جرات نمیکنه من رو بگیره و پشتش به دامادش گرم بود ،یکی از رفیقاش که اون هم اردبیلی بود اسمش افشین و آفیسردارشون بود مهندسی مکانیک خونده بود باهامون بود و گفت آدم باتجربه ای هست و از بچگی رفیقن باهم کل اون چند روزی که تهران بودم باهامون بود. یکی از سرشاخه هاشون که میگفت ۲ساله توکاره و اونجا بهش میگفتن بالاسری و اسم واقعیش نواب شهریاری بود و تو شناسامه اش دیدم ولی به ۲ اسم حاج امان و حاج آرش صداش میکردن همه و میگفت ساپورتر هست و درآمد ۸ تومن در ماه داره پرزنتم کرد ،متولد ۱/دی/۶۵ و بچه فیروزآباد ولی میگفت تو شیراز با مادر پیرش تنها زندگی میکردن و پدرش وقتی ۳ ساله بوده فوت کرده و ۲ساله که مادرشو تنهاگذاشته و رفته تهران تو اون کار و گفت ۴ روز باید با ما بمونی تا کار رو ببینی ،اون چند روز که تو خونه شون بودم چندبار باهام حرف زد و کار رو کامل برام توضیح داد که ۱۲ تا لول دارن و خودش لول ۸ بود ومیخواست با حرفهای احساساتی و اینکه باید به داد خانواده ت برسی و و این کار تنها راه موفق شدنت تو ایرانه و این حرفها گولم بزنه که ۱۷ میلیون براشون جور کنم،اگه من اون پول رو جورمیکردم و وارد کارمیشدم به هرکدوم اونها پورسانت میرسید ،رفیقم ۳۰۰دلار پورسانت معرفی نفر و۴۵۰ دلار به رفیقش افشین که بالاسریش و آفیسر بود و به سرشاخه شون ۹۰۰دلار پورسانت میرسید .چون بالاتر از افشین بود و دوبل میشد پورسانتش .تو اون چند روز چیزی حدود ۳۰۰ هزارتومن هزینه ام شد . این تجربه من بود و اینهاروگفتم بهتون که مراقب باشید تا تو دامشون نیفتید ،چون تجربه رو تجربه کردن خطاست .این نوع از تجارت تو ایران جواب نمیده چون نه فرهنگش وجود داره و نه اصولی انجام میشه و عواقب جبران ناپذیری داره ،موفق باشید .
Alireza
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۱۹ - ۱۳۹۸/۰۲/۱۷
1
1
عجب
محسن
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۱۳ - ۱۳۹۹/۰۵/۱۰
1
0
باید اطلاع رسانی بشه تو شبکه های خبر که جونا تو دامشون نیفتن من هم تو دامشون افتادم بعده دو هفته ازادم کردن
پاسخ ها
اصغر
| Germany
۱۴:۲۶ - ۱۳۹۹/۰۶/۰۷
تو تلوزیون حتما باید هر ماه آگاهی بدن. من هم از قربانیان این کار بودم. تا حالا فکر میکردم چجور افراد رو شست و شوی ذهنی میکنن و میارن داعش که تو کیونت فهمیدم
عاباس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۲۶ - ۱۳۹۹/۱۱/۱۳
1
0
هر کسی رو با استراتژی خاصی دعوت میزنن و میکشن تهران شمال و مشهد بیرون یه افیسر یا ساّبورتر میاد 3موج میره اگه طرف بو ببره کار با دلار واسش باز میشه بو نبره همش میگن دوره کار داره متوجه میشی روز اول فالو کاذی میرن و میگن تجارت سرعت بیدا کرده بعد کلیب های روانشناسی میزارن و با ذهنت بازی میکنن و میگن نترس خود باوری میدن در کل جلد کارو بهت نشون میدن داخل کار میشی میبینی اوهووو این که میگفنتن نیست
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار