
محمود موافق | شاید این نکته از سفر پر برکت رهبر انقلاب به قم که در آن اشاره به گسترش اباحهگری با توسل به فرقههای ضاله همچون بهائیت، عرفانهای کاذب و کلیسای خانگی شده از جمله مواردی بود که آنچنان که باید و شاید مد نظر اندیشمندان حوزههای فرهنگ به خصوص بحث فرقهها قرار نگرفت اما به عنوان کسی که در این حوزه کمی مطالعه و پژوهش نمودهام بر خود فرض میدانم که در پی تحقق منویات رهبر انقلاب باشم تا با استعانت از ذوات مقدسه معصومین بر دنیای تاریک این خفاش صفتان نوری تابیده شود؛ درباره آنچه از آن به سه گانه انحراف یاد میکنیم در ادامه میخوانید.
قبل از ورود به بحث به صورت کلی باید به چند خصوصیت و پرسشهای اساسی درخصوص فرقهها پاسخ داده شود:اما ریشه واقعی اینگونه پرسشها کجاست؟ کلمه «سکت» از ریشه لاتین «سکتار» به معنی «قطع کردن و جدا کردن» گرفته شده است در دوران معاصر، فرقه به گروهی از افراد اطلاق میشود که نوعی «مذهب جدید» خلق میکنند. طی 25 سال گذشته به دنبال روی آوردن مردم به سوی معنویات و به منظور جلوگیری ازگرایش مردم به سوی ادیان الهی، 2500 فرقه جدید ساخته شده است که با یک حساب سرانگشتی یعنی تقریباً هفتهای دو فرقه نو ظهور به منصه ظهور رسیده است. آنچه مسلم است فعالیت اینگونه فرقهها در راستای قداستزدایی از پیامبران و نادیده گرفتن رسالت است تا از این طریق اقدام به براندازی ادیان آسمانی کنند. محوریت ادیان الهی خداوند بوده و محوریت ادیان جدید هر چیزی به جز خداوند است تا آنجا که قصد براندازی پرچم خدا را داشته و در آرزوی مرگ خداوند هستند؟! البته در این خصوص مباحث نظری بسیاری از جمله جوانب معرفتشناختی، تعمقهای روانشناختی، تحلیلهای آسیبشناختی و منظرهای دینشناختی از طریق روشهای تاریخی و حوزه منابع مکتوب برای مطالعه و بررسی وجود دارد.فرقههای نوظهور، موضوعاتی از قبیل بیاعتمادی به تاریخ قدسی و سنتی به منزله تکذیب پیامبران و دعوتهای آنان، عدم قطعیت وحی، فروشکستن و تزلزل مابعدالطبیعه جامع به معنی عدم اعتقاد به نقش و تأثیر اراده خداوند در وقایع را مطرح میکنند. از دیگر موضوعات مطرح شده در این امر میتوان به قداستزدایی از پیامبران و نادیده گرفتن رسالت آنها، گسست نرم از ادیان تاریخی که با ورود به این ادیان آنها را به سوی نابودی و پوچی سوق داده و سپس مسیر خود را از آنها جدا میکنند، اشاره کرد. از شاخصهای مشترک ما بین این فرقههای نوظهور میتوان به نوگرویدگان جوان و نسل اولی، عضوگیریهای غیرمعمول، بنیانگذاران فرهمند، هزار پاره کردن حقیقت، وجود مرزهای مشخص با دینداران الهی، در توهم خدا شدن از سوی اعضا و سران، پراکندهگویی و التقاط و بهرهگیری از زبانها و نمادهای مشترک اشاره کرد. آنچه در این سلسله گزارشها به آن خواهیم پرداخت در وهله اول معرفی و ساختارشناسی اینگونه فرق و در مرحله بعد دلایل بطلان تفکر فرقه گرایی و آسیبهایی است که اینگونه تفکرات انحرافی بر پیکر جامعه وارد میکنند.شاید بتوان گفت یکی از روشهایی که فرقه گرایان برای جذب و یارگیری در فضای فرقهای بهره میبرند، استفاده از روشهای کنترل ذهن است. یکی از مهمترین اهداف بهرهگیری از شیوههای کنترل ذهنی در اعمال فرقه ای، مختل کردن هویت فردی- اعتقادات، رفتار، افکار و احساسات فرد- و جایگزین کردن هویت کاذب و انحرافی است. یکی از نکاتی که فرقهگرایان روی آن بسیار کار کرده و شگردهای پیچیدهای برای آن به کار میبرند عضوگیری فرقهای است. در اغلب اوقات فردی که طعمه قرار گرفته است به هیچ وجه متوجه نمیشود که در حال دعوت به یک فرقه انحرافی است، بلکه فکر میکند که دارد به تجربیاتی گوش میکند که دوستش میخواهد او را در آن شریک کند.
به طور معمول عضوگیری فرقهای از سه روش زیر انجام میشود:1- از طریق یک دوست یا خویشاوند.2- یک غریبه که دوست دوستان شماست عموماً از جنس مخالف.3- برنامههایی که فرقهها حامی مالی آن هستند و نوعاً به صورت اقدامات عامالمنفعه است. و اما فرقه جیزز اونلی (شاخهای از کلیسای خانگی).«جیزز» در زبان انگلیسی به معنی «عیسی» است و قید «اونلی» به این معنی است که این فرقه انحرافی، مسیح(ع) را در جایگاه خدا قرار داده و بر این باور است که تنها مسیح(ع) همه چیز است و غیر از او به عنوان مبدأ آفرینش کائنات چیزی را نمیتوان متصور بود و جالب اینکه این فرقه حتی اعتقادات مسیحیان درباره تثلیث (پدر، پسر و روحالقدس) را زیر سؤال برده و حتی پاپ، رهبر کاتولیکهای جهان را نیز تکفیر کرده و فرد بیدینی مینامند. آنچه واضح است، جیزز اونلی جزو هیچیک از مذاهب شناخته شده مسیحی یعنی کلیسای کاتولیک، پروتستان و ارتدوکس و حتی زیرشاخههای آنها نیز نیست، بلکه پیرو عقاید و برداشتهای گروهی از واعظان بدعتگذار امریکایی است که در قرن بیستم متولد شده است. با توجه به بدعتهایی که این فرقه انحرافی در دین حضرت مسیح(ع) ایجاد کرده از جمله در خصوص غسل تعمید مسیحی، آموزههای مهم درخصوص شخص مسیح(ع) و رابطهاش با خدا و نیز در رابطه با تثلیث، روش آنان از سوی تمام کلیساهای جهان مردود اعلام شده و کلیسای جهانی از کسانی که مطابق تعلیمات اشتباه این فرقه تعمید گرفتهاند، خواستهاند که دوباره و این بار به روش درست و براساس کتاب مقدس، تعمید بگیرند. «ب. خ» در حالی خود را ناظر این فرقه معرفی میکند و صاحب کلیسای ایران مینامد که از طرف کلیسای رسمی مسیحیت در ایران نیز افکار و اندیشههای بدعتگرایانه آنها محکوم و خارج از حوزه مسیحیت راست دین به حساب میآید. ضمن اینکه عقاید مشترک آنان درباره غسل تعمید و تثلیث آشکارا روشن میسازد که پیرو فرقه انحرافی جیزز اونلی هستند و اسم مندرآوردی کلیسای ایران تنها برای پوشش نهادن بر این واقعیت است. «ب. خ» از طرف پدر ایرانی و مسلمان و از طرف مادر، مسیحی است. مادر وی، مسیحی و تبعه کشورکنگوست و نامبرده نیز دارای تبعیت مضاعف کشور فرانسه است. «ب. خ» در سال 85 در شهر رشت پس از محرز شدن اعمال فرقهگرایانه، بازداشت و متعهد میشود که پس از آزادی، دیگر دست به اعمال فرقهگرایانه نزند، ولی وی سال گذشته و با سوءاستفاده از فضای به وجود آمده پس از انتخابات، در فارس دست به اقداماتی میزند که موجب بازداشت دوباره او به دست سربازان گمنام امام زمان(عج) میشود. همسر وی نیز در کرج در حالی که در یک خانه تیمی متعلق به فرقه، مشغول آموزش آموزههای غیردینی بود، بازداشت میشود. «ب. خ» پس از کوچ به فارس، شخصی با نام «ی. ن» را به اصطلاح به عنوان جانشین خود در رشت معرفی میکند. «ی. ن» که تنها از 9 کلاس سواد ابتدایی برخوردار است تا پیش از جذب به این فرقه در رشته نقاشی ساختمان مشغول فعالیت بوده است. بنابر برخی اخبار که به آن دسترسی پیدا کردهام، این فرقه در حال حاضر در گیلان 800 نفر عضو دارد. در ادامه برای بیشتر آشنا شدن با این فرقه انحرافی، به نکاتی در این زمینه اشاره میشود:
جامعه هدف برای جذب در این فرقه1- دختران و پسران فراری از خانه.2- افراد معتاد که در مراحل ترک اعتیاد هستند به ویژه در کمپهای بازپروری.3- افرادی که دارای مشکلات عاطفی و احساسی هستند.4- بعضاً افرادی که نارضایتیهایی از عملکرد سیستم حکومتی دارند.
تشکیلاتکلونیهایی که این فرقه تشکیل میدهد معمولاً گروههای 10 تا 20 نفره هستند که هر کدام به صورت مستقل عمل کرده و در نهایت زیر نظر یک فرد هماهنگکننده در آن استان عمل میکنند که از آن به «شبان» تعبیر میشود.
سرپلهای ارتباطی و رسانهای1- این فرقه معمولاً از سوی کشورهای آذربایجان و ارمنستان تغذیه تبلیغاتی و مالی میشوند. 2- ارتباطهای آشکار و پنهان با شبکههای ماهوارهای دارند. 3- در فضای مجازی نیز به واسطه عناصر داخل و خارج از کشور خود، میکوشند که حضوری مؤثر داشته باشند.
شیوههای اغوااز مهمترین شیوههای اغوا توسط این فرقه، تبلیغ این موضوع است که شما با گرویدن به این فرقه از آزادی عمل برخوردار شده و تمام قیود شرعی و عرفی از اعمال شما برداشته میشود. این در حالی است که مسیحیان واقعی نیز دارای اصول شرعی هستند که پیروان راستین آن، ملزم به رعایت آن هستند.
ویژگیهابرخلاف کلیساهای رسمی که خود را در مسائل سیاسی دخیل نمیکنند، این فرقههای انحرافی شدیداً سیاسی شده و به سوی خشونتگرایی حرکت میکنند. در پایان جهت تنویر افکار خوانندگان عزیز در خصوص اینکه چرا به این گروهها فرقه گفته میشود، به شاخصههایی اشاره میشود که تمام اندیشمندان و متفکران این حوزه بر آن متفقالقول هستند:1- تشکیل محافل مخفیانه.2- ارتباط با کشورهای بیگانه.3- خشونتگرایی و ترور درونگروهی.4- گرفتن تعهد سرسپردگی از کسانی که جذب این گروهها میشوند. 5- استفاده از روشهای کنترل ذهنی برای جذب افراد.