
از بررسی پیشینه تاریخی روابط کشورهای غربی با ایران طی دو قرن اخیر، این نتیجه حاصل میشود که غربیها (زمانی به رهبری انگلستان و زمانی تحت سردمداری امریکا) در سیاستهای استراتژیک خود در قبال ایران سه اصل را مد نظر داشتهاند:
1- ایران به عنوان یک سرزمین حائل بین امپراتوری شوروی (روسیه) و خلیجفارس و منطقه خاورمیانه باید در چارچوب مرزهایش حفظ شود.
2- به ایران نباید اجازه داده شود که آنقدر قدرتمند گردد که خود به تنهایی یا در ائتلاف با قدرت دیگری منافع استراتژیک غرب را در منطقه خلیجفارس و خاورمیانه به خطر اندازد.
3- در تهران همیشه باید یک دولت «دوستانه» متمایل به غرب بر سر کار باشد که به هیچ وجه سیاستهای محوری غرب در منطقه را به چالش نکشد.
طی دو قرن اخیر هر زمانی که فرد یا دولتی مردمی- ملی در جهت کسب استقلال سیاسی و اقتصادی سعی در به چالش کشیدن منافع غرب را در ایران و منطقه داشته است با اقدامات خصمانه و همه جانبه غرب روبهرو گردیده و سفارتخانههای آنان به عنوان پیشقراولان جاسوسی و اعمال خرابکارانه سعی در تخریب و براندازی آن فرد یا دولت کردهاند. نمونههای فراوانی وجود دارند؛ مرگ نابهنگام عباس میرزای نایب السلطنه، کشتن قائممقام فراهانی و امیرکبیر، براندازی حکومت دکتر مصدق و به انحراف کشیدن مسیرجنبش مشروطیت ایران و حمایت از افراد و دولتهای «دوستانه» در تهران از نمونههای بارز چنین سیاستهایی است.
اکنون نیز بیش از 30 سال است که حکومت جمهوری اسلامی ایران که با منافع و سیاستهای استراتژیک غرب در منطقه و ایران سرسازش ندارد، دچار سیاستهای خصمانه و هجمه همه جانبه غرب است. امروزه تهاجم و اقدامات خصمانه بسیار دامنهدارتر از گذشته است؛ تحریمهای اقتصادی، مالی و تجاری، تبلیغات دامنهدار و جنگ نرم، جنگ تمام عیار فیزیکی و عملیات انتحاری هدفمند و حتی حذف فیزیکی افراد کلیدی پروژههای صنعتی و هستهای ....
هدف اقدامات و سیاستهای خصمانه، آشکار و مشخص است، تضعیف حکومت اسلامی و جایگزین کردن آن با افراد و دولتی که «دوستانه» باشد یا حداقل استحاله حکومت اسلامی از درون به گونهای که با افراد و گروههای تازه وارد غرب بتواند به توافقات دوستانه نایل آید.
بنابراین دخالت سفارتخانههای خارجی در جریان انتخابات و اغتشاشات پس از آن در همین راستا قابل تجزیه و تحلیل است. کشورهای غربی به خوبی واقفند که بدون ائتلاف با نیروهای داخلی کاری از پیش نخواهند برد و تنها راه ضربه زدن به نظام و استحاله آن از درون، حمایت از نیروهایی است که تحت لوای عقلانیت سیاسی با جمهوری اسلامی مخالفند و در صورت کسب قدرت غرب به راحتی میتوانند به توافق و همزیستی با آنان نایل آیند.
در واقع غرب به طور کلی زمانی به اهداف سیاسی خود در ایران نایل خواهد آمد که دولت تهران نسبت به غرب نگرش«دوستانه» داشته باشد و کاری با سیاستهای استراتژیک غرب در منطقه نداشته باشد و آنها را به چالش نطلبد.
حذف فیزیکی دانشمندان ایرانی نیز که در خدمت پروژههای صنعتی، هستهای و علمی کشورند ترکیبی از جنگ نرم و سخت است که با دو هدف انجام میشود؛ الف: ضربه زدن به روند پیشرفت پروژه با محروم کردن آن از افراد کلیدی که در جریان کل پروژه از ابتدا تا انتها بودهاند و لذا کند کردن پیشرفت آن.
ب: ایجاد ترس و یأس در افراد درگیر در پروژهها و به نوعی جدا کردن افراد مؤثر از پروژههای حساس. بدیهی است این احساس یأس و کنارهگیری فقط در افراد سست ایمان اتفاق خواهد افتاد.
شکی نیست که موفقیت سرویسهای جاسوسی بیگانه بدون حمایتهای پوششی سفارتخانههای خارجی امکانپذیر نیست و نقش سفارتخانه را نمیتوان نادیده انگاشت. در مقابل اینگونه سیاست خصمانه غرب، جمهوری اسلامی ایران چه میتواند بکند؟
در دورههای مختلف تاریخی زمانی سیاستهای غرب نسبت به یک دولت ملی یا فرد مردمی موفقیتآمیز بوده است که بین نیروهای خارجی و معاندین و دشمنان داخلی دولت ائتلاف به وجود آمده است. زیرا افراد مردمی یا دولتهای ملی بسیار قویتر از دشمنان داخلی یا عملیات خصمانه خارجی به تنهایی بودهاند. ولی چنانچه ائتلافی صورت میگرفت، دولتهای ملی قادر به مقاومت نبودهاند. به همین جهت است که دولتهای غربی سعی دارند که از نیروهای معاند داخلی حمایت کنند. بنابراین وظیفه دولت جمهوری اسلامی ایران است که سیاست جذب حداکثری و دفع حداقلی را که مورد تأکید مقام معظم رهبری نیز هست جدی بگیرد و امید دولتهای غربی را از ائتلاف با نیروهای داخل به یأس مبدل کند. سیاست عقلایی و مدارا در داخل موجب میشود که ابزار عملیات خصمانه را از سفارتخانهها بگیرد و آنان را در رسیدن به اهداف خود ناکام گذارد.
ضمناً از بسیج مردمی در جهت عملیات ضد اطلاعات خارجی استفاده کند و با انجام اقدامات تأمینی و امنیتی از افراد کلیدی پروژههای علمی و صنعتی محافظت کند. استفاده از بسیج مردمی در این راستا راهبردی است که میتوان با تمسک به آن حتی جلوی عملیاتهای انتحاری نظیر آنچه اخیراً در چابهار رخ داد را گرفت.