کد خبر: 427890
تاریخ انتشار: ۲۸ آذر ۱۳۸۹ - ۰۷:۳۲
«همین‌قدر بدانیدکه پدر پیرتان بیش از دو سال است در اعلامیه‌ها و پیغام‌ها تمام تلاش خود را کرده است تا قضیه بدین جا ختم نشود، ولی متأسفانه موفق نشد. از طرف دیگر وظیفه شرعی اقتضا می‌کرد تا تصمیم لازم را برای حفظ نظام و اسلام بگیرد، بنابراین با دلی پرخون حاصل عمرم را برای مصلحت نظام و اسلام کنار گذاشتم. ان‌شاالله خواهران و برادران در آینده تا اندازه‌ای روشن خواهندشد. سفارش این موضوع لازم نیست که دفاع از اسلام و نظام شوخی‌بردار نیست و در صورت تخطی هر کس در هر موقعیت بلافاصله به مردم معرفی خواهد شد (صحیفه امام جلد 21 ص 350)».
مطالب فوق بخشی از سخنان حضرت امام‌(ره) است که 48 روز قبل از ارتحال جانسوزش خطاب به نمایندگان مجلس شورای اسلامی و وزرا نوشتند. اکثریت قاطع نمایندگان مجلس آن روز (مجلس سوم) که مورد خطاب امام(ره) هستند، کسانی بودند که بعداً به اصلاح‌طلب معروف شدند و جملات حضرت امام خطاب به آیت‌الله منتظری را تعمداً فراموش کردند. نوع تقابل آیت‌الله منتظری با امام(ره) و نحوه مواجهه امام با «حاصل عمر خویش برای مصلحت نظام و اسلام» عبرت امروز و فردای همه نیروهای انقلاب است.
مصلحت نظام جمهوری اسلامی که حضرت امام آن را همراه مصلحت اسلام می‌آورد به ما آموخته بود که «دفاع از اسلام و نظام شوخی‌بردار نیست» بنابراین تقابل آیت‌الله منتظری با استاد و امام خویش عبرتی بزرگ برای کسانی است که سال‌ها کوله‌بار مبارزه برای انقلاب و خط امام را به دوش گرفته‌اند، اما در سیره امام راحل هیچ چک تضمین شده‌ای برای مصونیت به آنان داده نشده است.
امام(ره) دیروز آیت‌الله منتظری را تأیید می‌کرد، از امروزش (اواخر دوران امام) خون دل خورد و آینده وی را پیش‌بینی کرد. «شما در آینده مشغول نوشتن چیزهایی خواهی شد که آخرت خود را به باد خواهید داد». امید است وی مورد مغفرت الهی قرار گیرد که در غیر این صورت، بسیار سخت خواهد بود، زیرا پیش‌بینی امام محقق شد و صدها صفحه خاطرات که توهین به امام نیز در آنان به وفور یافت می‌شد را روی اینترنت قرار داد تا به زعم خویش استاد و امام خویش و انقلابش را به مردم معرفی کند. جرم امام چه بود؟ جرم امام این بود که از وی خواهش می‌کرد بگذار به جرم یک متهم رسیدگی شود، شاید هم تبرئه شود. یکی از الطاف الهی در حق امام و انقلاب ورود مرحوم حاج‌احمد خمینی به این صحنه و مستند کردن «رنجنامه» بود که اگر نبود معلوم نبود تجدیدنظرطلبان امروز چه چیزی را به جای نظرات امام نسبت به آیت‌الله منتظری به خورد توده مردم می‌دادند.
هم آنهایی که تا امام در قید حیات بود، آیت‌الله منتظری مورد غضبشان بود، به وی نامه می‌نوشتند و وی را نکوهش می‌کردند، بعد از امام و فقط به قصد لجاجت با مسیر بعد از امام، به استعلام‌های فقهی از وی روی آوردند، در فتنه از وی استمداد و استفتا می‌کردند و در تشییع جنازه وی اراذل را برای شکستن حرمت قم به این شهر اعزام کردند. نحوه برخورد مدعیان دیروز امام با آیت‌الله منتظری بعد از فوت امام، یکی دیگر از عبرت‌های روزگار ماست که چگونه از تقابل وی با امام ابراز برائت می‌کردند و از تقابل وی با رهبری بعد از امام حمایت یا با سکوت از کنار آن می‌گذشتند.
میرحسین موسوی که همه برخوردها با منتظری و بیت ایشان در زمان صدارت وی بر دولت و وزارت اطلاعات وقت انجام شده، پس از عبور از قانون و رهبری با آیت‌الله منتظری مکاتبه می‌کرد و استمداد می‌طلبید و لابد از وی می‌خواست که: چه نوشته‌ای که راه امام را به انحراف کشیده‌اند؟! آنان که دستور جمع کردن عکس‌های آیت‌الله منتظری از در و دیوار سپاه و جهاد سازندگی را داده بودند، چگونه در دادگاه از وی دفاع می‌کردند...
این عبرت و تجربه امروز پیش‌روی ماست. آیا تجربه مذکور کافی نبود تا برخی از بزرگان در فتنه 88 به جرگه مردودین نپیوندند؟ آنان که خود را در قامت فقیه و مجتهد می‌دانند و ذیل نام امام(ره) به نفاق با رهبری و نظام روی آوردند، بدون شک در همان مسیری هستند که آیت‌الله منتظری وارد شد و دیر یا زود به قطب‌بندی‌های مذکور کشیده خواهند شد.
مگر از شجاعت لازم برای هبوط از برزخی که خود ساخته‌اند، برخوردار باشند و اسب سرکش منیت را مهار کنند و به آبشخور حق وارد سازند.
سفر چند هفته گذشته مقام معظم رهبری به قم نشان داد که قم پرطراوت‌تر از گذشته پیشتاز مسیر انقلاب اسلامی است و یکپارچه‌تر از گذشته است و «آنتی تز»‌دشمنان در قم در مقابل «تز» انقلاب اسلامی رنگ باخت و اسلام سیاسی با قرائت امام همچنان معیار مسیر انقلاب اسلامی است.
عبرت دیگر ماجرای آیت‌الله منتظری که بسیار شبیه به ماجرای سران غائله سال گذشته است، افول عزت اجتماعی و مردمی است که چگونه خداوند عزت خود را از آنانی که در مقابل امام خویش سرکشی کردند، می‌گیرد و در سایه استغاثه امام که از خدا برای خود طلب مرگ می‌کرد، عریانی نصیب تقابل‌کنندگان می‌شود و مردم با غور در اعماق تاریخ تا عاشورا می‌روند و تجربه آن را امروزی می‌کنند تا به سرنوشت آنانی که در کربلا بین دو طرف گیر کرده بودند، دچار نشوند.
عبرت دیگر مربوط به فوت آیت‌الله منتظری است که چگونه فوت فردی در قامت مرجعیت به صحنه عربده‌کشی کسانی مبدل می‌شود که نه فقه را می‌شناسند و نه تقلید را و نه فقیه را. عبرت آن است که مرگ حاصل عمر امام(ره) به بستر و جولانگاه ضدانقلاب با انقلاب خمینی تبدیل می‌شود و... این عبرت خاص بزرگان است و عاقبت به خیری برای بزرگان سخت‌تر از مردم امی است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار