
اردوکشی خیابانی فتنهگران در روز عاشورای حسینی در ششم دیماه 1388 فراز تعیینکنندهای در روند حوادث و تحولات بعد از انتخابات دهم ریاستجمهوری بود. عوامل بیرونی و داخلی فتنه که در بهرهگیری از مناسبتهای مهم مذهبی، سیاسی و... نظیر روز قدس، 13 آبان و 16 آذر و... ناکام مانده بودند و ریزش تدریجی بدنه خیابانی را در کمال ناباوری نظاره میکردند، مناسبت روز عاشورا را برای کشاندن عوامل خیابانی مناسبترین فرصت دیدند، چراکه حرکتهای دستجات در آن روز، محلی و خودجوش و به زعم آنها غیرقابل کنترل بود و از سوی دیگر مردم نیز درآن ساعاتی که آنها اعلام کرده بودند در حسینیهها و مساجد مشغول عزاداری بوده و بنابراین خیابانها عرصه مناسبی برای آنها بود تا بتوانند با تجدید سازمان در یک مواجهه کاملاً برنامهریزی شده در برابر نظام، شکستهای قبلی را جبران کنند. در این برنامهریزی نقش همه سایتها و رسانهها کاملاً مشخص و به صورت همپوشانی برای بزرگنمایی تحرکات هدفگذاری شده بود و البته برای نیروهای عملیاتی که وظیفه تخریب و آتش زدن و... را عهدهدار بودند نیز برنامهها کاملاً تعیین شده بود.
مطابق این الگو زمانی که آنها در روند عملیات تخریبی خود در مراحل اولیه موفق میشوند بر برخی از عوامل انتظامی و امینی غلبه پیدا کنند، بلافاصله در سایتها و شبکههای بیگانه در یک همپوشانی خبری از «آزاد» کردن آن دم زدند. مثلاً وقتی موفق شدند کیوسک نیروی انتظامی را در میدان ولیعصر از بین ببرند در سایتها و شبکههای خود اعلام کردند که ولیعصر آزاد شد یا میدان فردوسی آزاد شد و پل کالج آزاد شد... جرس سایت اتاق فکر فتنه سبز در لندن در آن روز در گزارشی از خیابانهای تهران مینویسد: ستون دود و آتش خیابانها را فراگرفته و میدانهای اصلی شهر فتح شدهاند. نشانههای این سازماندهی از روزهای قبل آشکار بود، چراکه دشمنان موفق شده بودند در یک فراخوان گسترده، شبکههای مجازی و اجتماعی و عوامل گروهکهای ضدانقلاب نظیر سلطنتطلبها، مارکسیستها و... را با هدف براندازی نظام سازماندهی کنند. این نکتهای بود که عبدالله مهتدی، رئیس گروهک کومله آن را مدتی بعد افشا کرد. او پس از آنکه میرحسین موسوی با صدور بیانیهای اعدام پنج نفر از عوامل بمبگذاریها در شهرهای مختلف کشور را که از عوامل سلطنتطلب و پکک بودند، محکوم کرد، در بیانیهای خطاب به موسوی با تشکر از صدور این پیام با اشاره به تحرک روز عاشورا اجماع آن روز ضدانقلاب با فتنه سبز را نمادی از همبستگی همه گروهها دانست که باید تداوم یابد. همان روز آسوشیتدپرس از قول مریم قجر عضدانلو رئیسجمهور (؟!) خودخوانده منافقین میگوید: اعضای مجاهدین (منافقین) روز یکشنبه (عاشورا) به همراهی و هماهنگی با دیگر معترضان در تهران پرداختند. همه افراد و گروههایی که دنبال براندازی جمهوری اسلامی هستند باید متحد شوند. این فراخوان برای هماهنگی میان همه مخالفان رژیم است.
اما به رغم تحرکات و سازماندهیها، آنچه اهمیت داشت، اعمال خشونت وحشیانه علیه هر کسی که احتمال میرفت حامی نظام باشد، بود که البته با اهانت به مقدسات و شعارهای هتاکانه نیز همراه بود. آتش زدن ساختمانها و وسایل نقلیه عمومی، موتوسیکلتهای نیروی انتظامی، حمله به دستجات مذهبی و تخریب نمادهای عاشورا در طول خیابانهای محل تجمع حامیان فتنه، کارنامه کسانی است که موسوی در بیانیههای بعدی خود از آنها به نام گروهی «خداجو» نام میبرد. حادثه روز عاشورای گذشته اگرچه «لحظه سقوط» فتنه سبز و حامیان مدعی اصلاحطلبی بود، اما لحظه تاریخی 9 دی نیز از بطن آن ولادت یافت. جهش تاریخی در بصیرت تودههای اجتماعی پس از مشاهده هتک حرمتهای سران فتنه و حامیان آنها نسبت به ارزشهای دینی و انقلابی و مهمترین آن یعنی «نهضت حسینی» بود و این همان نکتهای بود که شوری برپا کرد و حماسه 9 دی و به تبع آن حماسه 22 بهمن سال گذشته را رقم زد. حادثه روز عاشورای سال گذشته در خیابانهای مرکزی تهران هدف دیگری را نیز دنبال میکرد و آن کشاندن تحرکات و آشوبها از نقاط شمال شهر و مرفهنشین به مناطق مرکزی و جنوب شهر بود تا این هدف نیز القا شود که حامیان فتنه تنها در بخش محدودی از شهر تهران نیستند بلکه در همه جا حضور دارند. پس از روز عاشورا بود که مرزبندیها روشنتر شد و تودههای اجتماعی و برخی از خواص که تاکنون تصور دیگری نسبت به فتنه و فتنهگران داشتند، صف خود را کاملاً جدا کردند و این جدایی نیز البته در میان طیفها و گروههای منتسب به این جریان که هنوز دغدغه دین و ارزشهای اسلامی را داشتند آشکار شد.