کد خبر: 427438
تاریخ انتشار: ۲۳ آذر ۱۳۸۹ - ۰۷:۴۰

حماسه‌ای که از کربلا و از بستر شن‌های داغ و سوزان آن سرزمین پاک سر زد، به نوعی الهام‌بخش وضعیت حال ما خواهد بود؛ حماسه‌ای که موجب رهایی بشر در طول اعصار گذشته تاکنون شده است و صدها میلیون انسان آزاده و حق جو را به سوی کانون رهایی بخش جهان اسلام و بشریت رهنمون کرده است، اما در کنار نقشی که فرهنگ عاشورا برای ما به ارمغان آورده است، امروز که 1371 سال از آن واقعه جانسوز می‌گذرد، وقتی منابع مختلف تاریخی به ویژه حوادث پس از شهادت اباعبدالله الحسین (ع) را مورد مطالعه قرار می‌دهیم، اولین مقوله‌ای که توجه همگان را به خود جلب می‌کند، دشمنی‌های بنی‌امیه و بی‌وفایی یا عقب‌نشینی کوفیان است. صرف نظر از دشمنی بنی‌امیه و عداوت آنها باخاندان علوی در آن مقطع از تاریخ اسلام که ریشه آن را می‌توان به راحتی از نگاه این جماعت به حکومت پس از رحلت پیامبر اسلام (ص) تشخیص داد، نوع رفتار کوفیان در این حادثه دلخراش درس‌آموز است، زیرا همواره این سؤال مطرح است که چرا کوفیان به رغم دعوت از حسین بن علی (ع) از در دشمنی با آن حضرت برخاستند و با شمشیرهای آخته، ننگ بشریت را بر خویش خریدند؟
آیا کوفیان شاخه‌ای که از کاخ‌نشینان شامی بودند که در یک حلقه تکمیلی، آفریننده این حرکت مذموم تاریخ شدند؟
به تعبیر دیگر، کوفیان آیا ریشه‌های زائد قبیله قدرت‌طلب بنی‌امیه بودند که در این سرزمین سکنی گزیده بودند؟
عجیب آنجاست که هر چه در تاریخ عاشورا کنکاش می‌کنیم و پیشینه عملکرد کوفیان و شخصیت آنها را مطالعه می‌کنیم، درمی‌یابیم که قاطبه این جماعت کسانی بودند که در دوران حیات پربرکت پیامبر اسلام (ص) زبانزد خاص و عام در ایمان، شب زنده‌داری، اخلاق، جهاد و ... بودند؛ کسانی که با رحلت ختمی مرتبت به جهت کمرنگ شدن لطف و صفای مدینه از سرزمین حجاز کوچ کرده و سکونت در عراق و مشخصاً کوفه و بصره را اختیار کردند.
از همین رو بود که امیرالمؤمنین علی (ع) به رغم علاقه زیاد به مدینه، سکونت در عراق و در کنار دوستان خویش بودن را بر اقامت در مدینه ترجیح دادند، اما چه شد که در فاصله 20 سال همین کوفه که جایگاه بزرگانی همچون «کمیل بن زیاد» بود، تبدیل به شهادتگاه امیرالمؤمنین علی (ع) شد و آنانی که در ابتدای حکومت آن بزرگوار لبیک گوی پیام او بودند، بستری را فراهم کردند که حوادث سال‌های 41 تا 61 هجری رقم بخورد؛ حوادثی که اوج شقاوت آن را می‌توان در حادثه عاشورا سراغ گرفت و منجر به شهادت دردانه رسول خدا (ص) و اسارت اهل بیت آن بزرگوار شد. شاید در بررسی بروز این رفتارها بتوان یک عامل را بیش از همه برجسته دید و آن عدم درک پیام اصلی اسلام و دعوت رسول خدا به ترک دنیا و توجه به آخرت و ننازیدن به سوابق قبیله‌ای و احیاناً همراهی با رسول خدا (ص) در دوره‌‌ای بوده باشد. به بیان دیگر عمق دین برای کسانی که داعیه دینداری داشتند به درستی برای این جماعت چشم و گوش بسته فهم نشده بود که در غیر این صورت هیچ گاه در مقابل ندای «هل من ناصر ینصرنی» امام خویش، گردن‌کشی نکرده و شمشیر از نیام بیرون نیاورده و پسر رسول خدا را به مسلخ شهادت نمی‌کشاندند یا حداقل، سکوت و بی‌تفاوتی اختیار نمی‌کردند.
آن روز کوفیانی که بعضاً روزگاری ادعای همراهی با پیامبر (ص) و حتی امیرالمؤمنین علی (ع) را داشتند، لبیک امام را نشنیدند یا با شنیدن آن ترجیح دادند برای بقای چند روزه خود در دنیا و ارتزاق از زندگی نکبت‌بار آن، سکوت اختیار کنند و پس از شهادت آن اسوه بشر و با درک از فاجعه رخ داده به قصد جبران مافات برآمدند که دیگر با چنان وضعیتی آنان را یارای لبیک گفتن نبود. این قاعده زندگی است که در فرصت مغتنم، تصمیم مقتضی گرفته شود که چه بسا پس از گذشت آن فرصت، هیچ گاه زمان قابل بازگشت نخواهد بود. آن روز اباعبدالله (ع) بیش از آنکه تشنه آب باشد، تشنه لبیک بود؛ امری که از زمان امیرالمؤمنین علی (ع) تا زمان شهادت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) مورد غفلت جامعه اسلامی آن روز قرار گرفته بود. اگر آن روز پشیمان‌شدگان و سکوت‌کنندگان عاشورا که خود را از اصحاب رسول خدا (ص) یا امیرالمؤمنین علی (ع) معرفی می‌کردند، به ندای امام خویش و مسلم بن عقیل، حبیب بن مظاهر و ... لبیک می‌گفتند و در مقابل گردن‌کشی و خشونت آل‌امیه که با شعارهای پرطمطراق به دنبال انحراف حرکت اسلام بودند، می‌ایستادند و به وظیفه خود در آن مقطع حساس عمل می‌کردند، نیازی نبود که پس از شهادت آن حضرت، انگشت حسرت بر دهان بگیرند.
امروز نیز بیش از هر زمان دیگر به لبیک امام عصر خویش نیازمندیم؛ لبیکی که از رهگذر آن عزت، جلال و عظمت جامعه اسلامی محقق خواهد شد و وابستگی و ذلت رخت برخواهد بست. رفتار کوفیان برای همه نخبگان به ویژه نخبگان حوزوی که حوادث عاشورای سال 61 هجری و پس از آن را به درستی رصد کرده‌اند، می‌تواند عبرت‌آموز باشد تا هیچ گاه در دام انحراف اموی‌های زمان گرفتار نیایند. حوادث پس از انتخابات 88 به خصوص حادثه تلخ عاشورای سال گذشته گویای این واقعیت است که همراهان دیروز انقلاب اسلامی و بریدگان امروز، همان مسیری را می‌روند که در سال 60 و 61 هجری مؤمنان به انقلاب پیامبر در فاصله 50 سال پس از ارتحال بنی مکرم اسلام طی کردند؛ مؤمنانی که در مقابل شیطنت‌ها و انحرافات آل امیه کم آوردند یا درشهادت پسر رسول خدا شرکت جستند یا حداقل با سکوت خود زمینه آن جنایت بزرگ یزیدیان را فراهم کردند. امروز فقط لبیک به خامنه‌ای عزیز در جایگاه جانشین شایسته امام راحل می‌تواند نسخه نجات بخش از کید اصحاب فتنه سبز موسوی باشد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار