
بیانیه موسوی به بهانه ماه محرم اگرچه فاقد هرگونه مطلب جدیدی است و «همانگویی» و تکرار مطالب مطروحه قبلی است، اما حاوی گافهای جالبی است که پسینه ذهنی و نگاه وی را برملا میسازد. این گافها در راستای هدف نگارش بیانیه نیست بلکه مطالبی است که خود نیز متوجه آن نیست، اما تحلیل و کنکاش در آن حکایت از بیدقتی یا نوع شخصیت وی دارد.
1- در قسمتی از بیانیه آمده است: «انقلاب اسلامی در سرزمینی با فرهنگ و تمدنی دیرینه و مردمانی که پیشتاز بودن خود را پیش از آن با انقلاب مشروطه، نهضت ملی شدن نفت و قیام پانزده خرداد به اثبات رساندهاند.» این اولینبار است که یک مدعی مکتب امام، قیام 15 خرداد را با ملی شدن نفت و مشروطه همسو میداند. 15 خرداد فریادگر اسلام ناب بود، اما در انقلاب مشروطه علمای تراز اول به جرم عدول از مشروطه انگلیسی بر سر دار رفتند. امام، شیخ فضلالله که مقابل آن مشروطه بود را میستود یا مشروطهخواهان را ؟! آیا کسانی که به قول امام عینک به چشم سگ میزدند و نام او را حجتالاسلام میگذاشتند از جهت ماهیت و هدف همتراز با بنیانگذاران قیام پانزده خرداد بودند؟ آیا ملت ایران در انقلاب مشروطه نقش داشتند؟ و خروجی آن (رضاخان) محصول عملکرد مردم در انقلاب مشروطه بود؟
2- در بخش دیگری با اشاره به حکومت پهلوی مینویسد: «حاکمان مستبد آنچنان در حلقه محدود متملقان و ثناگویان خود محصور بودند که به جای آن که صدای ترک خوردنهای فزاینده مشروعیت حاکمیت خود را بشنوند در اوهام خویش به دنبال شنیدن صدای حمایت از قدرتهای ماورایی بودند.» این اولینبار است که فردی مدعی امام و انقلاب اسلامی برای حکومت پهلوی مشروعیت قائل است، مشروعیتی که خود شاه صدای ترک خوردن آن را نشنیده است و علاوه بر آن اگر حکومت شاه مشروع بوده چه لزومی به قیام امام بوده است و اگر مشروع بوده چرا موسوی در توصیف حکومت وی از «حاکمان مستبد» نام میبرد؟ این پریشانگویی نشان از نفاق در کلام نیست؟
3 ـ در بخش دیگر آمده است که «میلیونها مردمی که در روزهای تاسوعا و عاشورا (1357) به میدان آمدند، خواستههای بیش از صدساله خویش را در ندای مردی بازشناختند که پایمردیاش را در راه «آزموده بودند».
واقعاً موسوی از کجا فهمیده است که عمق تاریخی مردمی که در عاشورا و تاسوعای 1357 به خیابانها آمدند یکصد سال است، آیا ریشه انقلاب اسلامی به مشروطه منحرف انگلیسی برمیگردد؟ مردم در عاشورای 1357 در مسیر شیخ فضلالله نوری بودند یا نقطه مقابل آن؟ قیام عاشورای 1357 ریشه در عقده 1400 ساله اسلام و تشیع دارد که مظلومانه در طول قرنهای متمادی از حق تشکیل حکومت دینی محروم بودند، نه ریشه صد ساله که به تقیزادهها، آخوندزادهها، میرزاآقاخان کرمانی، شیخ ابراهیم زنجانی، میرزاملکمخان و... ختم میشود.
4 ـ درخصوص دفاع مقدس نیز دو گاف دارد؛ یکی از آنها این است که نخستوزیر خودخوانده امام دوبار امام را خطاکار معرفی میکند و از اعتراف به خطا توسط امام لذت میبرد و به اصطلاح آن را نقطه قوت امام(ره) میداند. گاف دوم این است که «جبهه و پشت جبهه، کارخانه و مزرعه و مدرسه و دانشگاه، خانه و اداره و همه و همه صحنه تلاش و جهاد برای پاسداشت از این سرزمین بود» واقعاً انگیزه شهدای ما در دفاع مقدس «پاسداشت سرزمین بود»؟ طبق اعلام رسمی بنیاد شهید بیش از 90 درصد شهدایی که وصیتنامه دارند، انگیزه رفتن به جبهه را دفاع از اسلام دانستهاند نه خاک و سرزمین. علاوه بر آن امام میفرماید: «اینکه بگوییم در قبال خون شهیدانمان خرمشهر یا شهرهای دیگر را آزاد کردیم، پایین آوردن ارزش شهادت است و خیال باطل ملیگراهاست ما بر سر خاک و جغرافیا با کسی دعوا نداریم» بنابراین از دیدگاه امام، شهید شدن برای خاک بیمعناست و تقلیل جایگاه شهادت است. شهادت در کلام امام «اوج سلوک الی الله است و شهید کسی است که فقط برای خدا (نه برای خاک) سر در طبق اخلاص گذاشته باشد.» بنابراین ورود موسوی به جرگه ملیگراها را نیز باید تسلیت گفت و با فریاد بلند گفت: حقیقت تفکر این مرد همین است. از کوزه همان برون تراود که در اوست.
5 ـ در جایی دیگر آورده است «(مردم) نشان دادند که در نزد آنان، باور دینی به منزله راهنمایی است که در تندبادهای پر شن و خاک روزگاران، آنان را به منزلگه مقصود نزدیک میسازد. از همینرو بود که هرگاه خود را از راه دور میدیدند، برای تصحیح مسیر اقدام میکردند، دوم خرداد و 22 خرداد نشان از همین هوشیاری دارد. به زعم موسوی در انتخابات 27 خرداد 1384 و سوم تیر 1384 و مهر 1360 که مقام معظم رهبری بیش از 16 میلیون رأی آوردند، مردم هوشیار نبودند. در سوم تیر مردم هوشیار نبودهاند، چون هاشمی رأی نیاورده است. به تصریح موسوی، از بیش از سی انتخابات، فقط مردم در دو مورد آن هوشیار بودهاند و خود را از راه دور دیدهاند، زیرا در این دو انتخابات ایشان و خاتمی حضور داشتهاند، در انتخابات دیگر نه مردم هوشیار بودند و نه آنان که انتخاب شدهاند، شایسته بودهاند؟!
در پایان بیانیه مذکور خواستار «حفظ نهادهای مدنی سنتی» شده است. تولید مفهوم جدید «مدنی سنتی» از نوآوریهای موسوی است که به شکل مدرن، سنتنوازی میکند و حالا که جنبشهای اجتماعی و سیاسی کردن همه صنوف جواب نداده باز به ساختارهای مذهبی برگشته است و دنبال زینبی میگردد که حسیناش را معرفی نمیکند. در جای دیگر آورده است «شمارش آرا را کنار گذشتند و پیروزیشان را اعلام کردند» احتمالاً منظور موسوی مصاحبه ساعت 11 شب 22 خرداد است که قبل از شمارش انجام شد که «بنده برنده قطعی قطعی انتخابات با اختلاف زیاد هستم» و دلیل این پیروزی را همسرش اعلام کرد: چون نگذاشتند رأیهای آذربایجان و لرستان که مربوط به داماد و فرزند بودند را بشمارند.