کد خبر: 427132
تاریخ انتشار: ۲۱ آذر ۱۳۸۹ - ۱۷:۴۵
حاشیه‌نگاری از شبهه‌افكنی‌های یكی از مدعیان اصلاح‌طلبی در شهر شیراز
محمد‌مهدی اسلامی | سال گذشته در سفری كه برای تهیه ویژه نامه شاهدیاران برای شهیدآیت الله دستغیب به شیراز داشتیم، اگرچه مجموعه‌ای نفیس از رشادت‌ها و مبارزات، اندیشه‌ها و سلوك آن شهید در مقابلمان قرار گرفت، اما یكی از اصلی‌ترین موارد مورد تأكید همگان، اطاعت‌پذیری ایشان از رهبری بود. جالب آنكه یكی از مصاحبه‌شوندگان به تابلویی كه در اتاق نصب كرده بود، اشاره و تقاضای مكرر نمود كه این سخنان شهید دستغیب در كنار مصاحبه‌ها درج گردد،‌سخنانی كه چنین بود:«كیست كه این ناله مرا به گوش عمامه [به] سرهای ایران برساند؟ هر كسی می‌خواهی باش ! خودت را مجتهد می‌دانی، مقدمات‌خوان می‌دانی، نمی‌دانم، هر چه خودت را می‌دانی، بر تو واجب است امروز تبعیت از یك نفر. تو حق نداری درمقابل رهبر حرفی بزنی، تماماً باید تبعیت كنند. طبقات دیگر هم به این قسم. دانشجویان عزیز! آی دانشگاهی‌ها! هوشتان باشد! گرگ‌ها بین شما و رهبر الهی جدایی نیندازند، شما را گروه گروه نكنند و شما را طعمه خودشان قرار ندهند. وسیله پیشرفت دشمن نشوید. هر عمامه‌‌سری كه از رهبر مكرم فاصله بگیرد، لعنت خدا بر او باد.تمام عمامه‌سرها همه باید مطیع یك رهبر، نایب امام باشند. یكی هم بر دیگری هیچ تقدم ندارد. همه باید فرمان ببرند، همه باید اطاعت بكنند.حتی مكرر گفته‌ام كه حسن و حسین(ع) یكی‌شان امام بود: حسن امام، حسین ماموم. هیچ وقت حسین تا حسن بود در عرض نبود. تابع بود. هر چه به او می‌گفتند، می‌گفت: «هرچه حسن بفرماید.» دو تا امام نمی‌شود، دو تا نایب امام هم غلط است، دو تا رهبر هم غلط است.وای به امتی كه از رهبر الهی خود فاصله بگیرد، هلاك است، هلاك است، طعمه دشمن است، الان می‌دانید امریكا در كمین است، انگلیس در كمین است، شوروی در كمین است. همه منتظرند كی این ملت بی‌سرپرست ‌شود. امیدوارم تمام دشمنان این آرزو را به گور ببرند. انگلیس و امریكا نیست و نابود گردند.»این جملات دردمندانه آن شهید را كه هنوز تازگی و معنا دارد، در لابلای دیگر سخنانش نیز می‌توان جست. آنگاه كه در خطبه‌های نمازجمعه فریاد می‌زد: «ولایت فقیه، ولایت علی است؛ ولایت امام ونایب امام است. در زمان حضور امام، ‌ولایت از آن اوست و در زمان غیبت وی، ولی امر، امام است و در مقابل طاغوت زمان قرار گرفته است» و با شهامت خطاب به فردی كه در آن زمان در مقابل امام ایستاده بود، ادامه ‌داد: «‌آقای بنی‌صدر هم رهبر تمام گروه‌های ضد اسلام شده است. خداوندا! ‌هرکس یار و کمک امام خمینی است، یارش باش و هرکس دشمن این امام و مخالف این امام و بی‌تفاوت به این امام است، ‌خدایا به خودش واگذارش کن».این شجاعت وی در حمایت از ولایت، سابقه در قیام 15 خرداد داشت كه به تفصیل گذشت. او حتی در روزهای پرخفقان 1356، پس از سال‌ها سختی زندان و تبعید، دلیرانه در برابر توهین به امام ایستاد و در مسجد جامع شیراز چنان خروشید كه ساواك را به لرزه آورد، سخنان وی در اسناد ساواك چنین منعكس شده است: «....اظهار نموده اگر کسی منکری را ببیند و او را نهی نکند، گناه کبیره انجام داده است. در این مملکت اگر کسی نهی از منکر کند، مجرم است. از اول این هفته، از موقعی که روزنامه اطلاعات را به دستم دادند و این فجایع را دیدم، خدا می‌داند چقدر زجر کشیده و خون دل خورده‌ام. یک نفر به نام محمد رشید- به قول من نارشید- در روزنامه اطلاعات مطلب زننده و توهین‌آمیزی به مرجع تقلید ما آیت‌الله خمینی ( صلوات مردم ) که مرجع تقلید میلیون‌ها مسلمان شیعه در سراسر جهان است، نموده است، آن وقت توقع ندارند تعدادی مسلمان در قم اعتراض کنند؟ حال که عده‌ای اعتراض کرده‌اند، خون عده‌ای سید بیگناه ریخته شده است. در خاتمه هم برای سلامت خمینی صلوات فرستاده است.‌» البته این رابطه دوسویه بود و بنیانگذار كبیر انقلاب بارها از علاقه خود به آن شهید بزرگوار یاد كرده بود. به عنوان نمونه هنگامی كه نِقار و اختلافى بین بعضی از علماى شیراز از جمله منسوبین آیت‌الله دستغیب بعد از شهادت آن شهید رخ داد، امام راحل در حكمی كه برای آیت‌الله جنتی برای حل اختلاف بین علماى شیراز صادر فرمودند، با تصریح به این علاقه اشاره فرمودند: «اینجانب با علاقه‏اى كه به مرحوم مجاهد عالی‌قدر، شهید معظم آقاى دستغیب دارم و به خانواده محترم ایشان علاقه‌مندم، به حكم وظیفه از بیت ایشان تقاضا دارم همان طور كه سیره مرحوم شهید دستغیب بود، در رفع این گونه غائله‏ها تلاش نمایند...» اما امام راحل (ره) علت این علاقه را نیز شرح داده بودند. ایشان در دیداری با برخی از ائمه جمعه در فاصله اندكی بعد از شهادت آیت‌الله دستغیب فرمودند: «آقاى دستغیب را شاید شما آقایان كمتر بشناسید، لكن من مى‏شناسم ایشان را. ایشان یك مرد وارسته به تمام معنا و معلم اخلاق، مرشد مردم و هرچه در صحبت‌هایش هست، معنویات و دعوت به خدا و دعوت به اسلام است.» پس بدیهی بود كه این علاقه شهید به آن پیر فرزانه، فراتر از تمام ویژگی‌های ممتاز امام خمینی (ره)، متوجه جایگاه ولایت فقیه بوده است. با چنین حساسیتی البته سؤالاتی نیز داشته‌ایم كه برخی از آنها از برابر دیدگان خوانندگان محترم آن یادمان گذشته است، اما دریغم می‌آید به یكی از حواشی این مصاحبه‌ها اشاره‌ای نكنم. یكی از كسانی كه در این راستا به سراغش رفتم، فردی بود كه برخلاف تصور عموم، فرزند آن شهید نیست، گرچه از منسوبین اوست و بسیار ابراز نزدیكی به آن شهید می‌كند. ایشان ابراز تمایل كرد تكرار مكررات دیگران را نگوید، از ضرورت پرهیز از هوای نفس گفت، از اینكه آیت‌الله دستغیب برایش مهم نبود كه به او مرجع بگویند یا نه، به دنبال رهایی از توهمات بود و... در میان سخنان حرف بدین نقطه رسید كه برخی شبهه می‌كردند كه اگر فردا امام خمینی نباشد، تصویب اصل ولایت فقیه ما را با مشكل مواجه می‌كند. از ایشان پرسیدیم كه نظر آن شهید در این خصوص چیست. پاسخ او به فراخور مقتضای سیاسی امروز خودش و نه واقعیت بود. عین پاسخ او چنین بود: مهم همین است، ایشان گفت الان را شما نگاه كنید. الان كسی هست كه دارد مردم را به توحید می‌خواند، مردم را به وحدانیت می‌خواند، حالا چون آینده این جور است، الان را ول بكنیم. خب در آینده مردم هستند و یك كاری می‌كنند.این سخن در حالی گفته شد كه مشهور بود ایشان سخنانی كاملاً متمایز از این بیان كرده است. برای احراز اطمینان، به اسناد مراجعه شد و حقیقت رخ نمود و پرده از مظلومیت آن شهید كه برخی سعی دارند از نام او سوء استفاده كرده و تفكرش را تحریف كنند، برداشته شد. شهید دستغیب در جلسه چهل و سوم مجلس بررسی نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مورخ بیست و یكم مهرماه 1358در ادامه بحث پیرامون اصل 87 ، به عنوان اولین ناطق چنین سخن گفته بود: «اگر كسی اشكال كند چنانكه اشكال هم كرده‌اند و گفته‌اند كه بلی، مثل امام خمینی كجا دیگر پیدا می‌شود، در دوره‌های قبل نبوده، ایشان نابغه بوده است و بعد از این هم دیگر مثل ایشان پیدا نخواهد شد، ممكن است یك فقیهی بعد از ایشان بیاید و چطور و چطور بشود، آن وقت ما دچار دیكتاتوری روحانیت خواهیم شد.تمام اینها شبهه‌های واهی است، البته بدانید و می‌دانید. جسارت نكنم، تذكر است. هرگاه اكثر خلق حاضر شدند به اطاعت از ولی امر و فقیه عادل، والله خدای‌تعالی مثل خمینی و بهتر از او برایشان پیدا خواهد كرد ما ننسخ من آیه او ننسها نأت بخیر منها او مثلها...این حرف شیطانی است كه پس از آیت الله خمینی چه كار خواهیم كرد. همان كسی كه آقای خمینی را به وجود آورد، بعد از ایشان بهتر از او یا مثل ایشان را در رأس مسلمین قرار خواهد داد. مسلمانان را حیران نمی‌گذارد، ولی شرطش حاضر بودن مسلمین مثل حالاست. مادامی كه خلق حاضرند اطاعت كنند از ولی امر، خدا ولی امر را برایشان مستقر خواهد داشت. این اولاً و ثانیاً بر فرض بگوییم نعوذ باللّه فقیهی كه بعد می‌آید ممكن است منحرف شود، ممكن است دیكتاتوری كند، ممكن است حب ریاست داشته باشد، ممكن است فساد داشته باشد. اولاً این احتمال در ریاست جمهوری هم هست. هر مقامی را كه شما فرماندهی كل قوا را به او بدهید،همین طور است، بلكه در او صد برابر است. چطور اگر بگویند فرماندهی كل قوا برای ریاست جمهور باشد، هیچ كس هیچ حرفی نمی‌زند، در حالی كه صد برابر احتمال است كه فساد كند و دیگر اینكه ممكن است در همین قانون قید شود كه هرگاه آن فقیهی كه رهبر شده، انحرافی در او پیدا شد، از همان مجرایی كه تثبیت شده از همان مجرا منعزل می‌گردد. از چه مجرایی فقیه را تثبیت كردید در قانون؟ از مجرای اكثریت خلق. خلق، خبرگان را معین كردند و خبرگان هم این رهبر را معین كرده‌اند. اگر این رهبر منحرف شد، فوراً دو مرتبه اكثریت خلق، خبرگان را تأسیس می‌كنند و همان خبرگان عزلش می‌كنند و فقیه دیگری را سرجای او می‌نشانند. این چه خطری است كه شما را به وحشت انداخته است كه چطور خواهد شد؟ اینها موهومات است.» با چنین اندیشه تابناكی، دور از انتظار نبود كه رهبر كبیر انقلاب در رثای او چنین بنگارند: «مسجد و محراب و منبر شیراز نغمه ملكوتى این شهید راه اسلام را از یاد نمى‏برند. درس‌هاى انسان‌ساز ایشان كه در قلب انسان‌هاى متعهد غوغا برپا مى‏كرد، جاویدان است. دستغیب به دستِ غیب‌نشینان ملكوت سپرده شد و در آغوش رفیق اعلى آرمید. او نمرده كه زندگانى جاوید در جرگه پرده‌نشینان قدس و عاشقان لقاء اللَّه یافت. از خدا بی‌خبرانى كه همت بر قتل این رهبران فضیلت و رهروان به سوى محبوب گماشته‏اند، با فضیلت و حق‌طلبى مخالفند. اینان گمان مى‏كنند با این حركات غیرانسانى مذبوحانه در صف عاشقان شهادت و سوختگان در راه پیوستن به لقاء الله شكافى پیدا مى‏شود. اینان طعم ایمان به غیب و عشق به محبوب را نچشیده و شب‌پرگانى هستند كه از وصل آفتاب گریزانند؛ مردگانى هستند به صورت زندگان كه با اعمال وحشیانه خود مى‏خواهند سد راه حقیقت كنند و اسلام عزیز را به خیال فاسد خود به تباهى كشند. خداوند قادر، اسلام بزرگ را فرو فرستاده و حفظ و نگهبانى آن را تضمین فرموده است. »منابع:1- سند ساواك مورخ 24/10/1362.2- صحیفه امام، ج‏15، ص: 4253- صورت مشروح مذاكرات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران- جلد دوم – انتشارات مجلس شورای اسلامی – صفحه 11584- صحیفه امام، ج‏15، ص: 463
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار