
محمد اسماعیلی- چهره واقعی نفاق پیشگانی که ماهها کشور را در آتش فتنه میسوزاندند روز عاشورای سال گذشته رخ نمود. حادثهای که در روز عاشورای سال گذشته به وقوع پیوست، ماهیت اصلی جریان فتنه را که تقابل آنها با دین و آموزههای فرهنگ ناب شیعی است برهمگان روشن کرد.
ظهر روز عاشورای 88 دو گروه آدم به خیابانهای تهران آمده بودند: یکی به عشق حسین(ع) و دیگری از بغض حسین(ع). ترغیبکننده گروه اول، عشق حسین(ع) و اهل بیت پیامبر(ص) بود که در خون ایرانیان جریان دارد و محرک گروه دوم، شبکههای ماهوارهای و اینترنتی از لندن، واشنگتن و لسآنجلس. گستره فعالیت گروه اول، همه مناطق شیعهنشین در سراسر دنیا بود، ولی عرصه فعالیت گروه دوم، چند خیابان در مرکز و غرب تهران بود. گروه اول، هدفشان تسکین دل امام زمان(عج)و قرب الیالله، گروه دوم برای حفظ منافع و خواستههای امریکا و انگلیس و مجاهدین و سلطنتطلبها. اما یقیناً اینگونه حرمتشکنیها و تقدسزدایها از ارزشهای اعتقادی مردم دفعتاً صورت نمیگیرد و باید علل آن را در سالهای ما قبل آن جستوجو کرد. همانگونه که عداوت یزیدیان با حسین (فارغ از گزاره جاهطلبی و مقامدوستی) به گفته خودشان ریشه در دشمنی و بغض با علی(ع) داشت.
ابوسفیان جد یزید در رأس هرم دشمنان پیامبرصلیالله علیه وآله و اسلام قرار داشت و اسلام آوردن او از روی اختیار و رغبت نبود بلکه از روی ترس و اضطرار بود و در تمام جنگهایی که قریش بر ضد اسلام و مسلمین تدارک دید، ابوسفیان و پسرش معاویه در رأس مشرکین قرار داشتند. دشمنی یزید به تبع عناد ابوسفیان و معاویه با اسلام و پیامبر(ص) به خود شکل گرفته بود و همین روحیه خبیث باعث شد یزید به وسیله ارعاب، تطمیع، فریب جماعتی را به میدان مبارزه با حسین بکشاند.
قداستشکنی عاشورای سال گذشته که با ضرب و جرح عزاداران حسینی، تخریب اموال بیتالمال، آتش زدن پرچم سیدالشهدا، شعلهورکردن وسایل نقلیه و حمله ورشدن به خیمههای عزاداری سالار شهیدان و با حمایت و تأیید سلطنتطلبان، وهابیون، همجنسبازان، تروریستها، صهیونیستها و مخالفان اسلام ناب محمدی همراه شد را تنها نمیتوان با توجه به کنشها و واکنشهای همان چند صباحی بررسی و تحلیل کرد، بلکه باید ریشههای سالهای گذشته آن را جستوجو کرد تا بتوان دلایلی عقلانی و خردمندانه به دست آورد. در سالهای گذشته و در دوران اصلاحات نیز عدهای حرکت هوشمندانه و خدامحورانه حسین بن علی را نه احیای دین پیامبر بلکه نتیجه خشونت حضرت رسول(ص) در جنگهای صدر اسلام میدانستند و با وقاحت تمام هتک حرمت به آلالله را واکنش عملکرد پیامبر در جنگ خیبر و احد میدانستند.
در دوران حاکمیت دوم خرداد شدیدترین اقدامات تئوری و عملی علیه تعالیم اسلامی و ارزشهای انقلابی صورت گرفت و کسانی که اعتقادی به ولایت فقیه نداشتند و در رودربایستی با امام(ره) از ابراز آن طفره رفتند در همان برهه زمانی در کنار دیگر هم طیفان «تساهل وتسامح» در دین اسلام را کلید زدند. علم مبارزه با دین از سوی اصلاحطلبان هر روز به دست افراد مختلفی نظیر، عبدالکریم سروش و اکبرگنجی سپرده میشد و آنها با فراغ بال نه تنها شبهاتی را به اصول پایهای اسلام وارد میکردند بلکه قرآن را نتیجه تجربیات شخصی پیامبر و نه نزول آن از سوی خدا به پیامبر اکرم میدانستند و ابراز میکردند سخنان محمد(ص) برای مردم نمیتواند حجیت داشته باشد.
رئیس دولت وقت و وزارت فرهنگ و ارشاد مهاجرانی نه تنها موضعگیری نمیکردند بلکه از انتشار رسانهای اینگونه موضعگیریهای دینستیزانه نیز جلوگیری نمیکردند. استفاده ابزاری از رنگ سبز (که بستن آن از مچ دست تا پای سگ در فضای انتخاباتی سال 88 رواج یافت) و برای جامعه ما جنبه تقدس دارد را هم میتوان رفتاری دیگر در جهت تقدسزدایی از شعائر دینی و ادامه عملکرد دینستیزانه دولت اصلاحات بهشمار آورد.
حمله به قرآن و وحیانیت آن، معارضه با تعالیم دینی، رواج تفکر ولنگاری و بیاهمیتی در عمل به تأکیدات اسلام و زیر سؤال بردن قیام امام حسین(ع) همگی در دوران هشت ساله اصلاحات اتفاق افتاد. نهالی را که (به نام هجمه و تخریب اعتقادات و الزامات دینی) در دستور کار هشت ساله حاکمیت اصلاحات اتفاق افتاد، ثمره آن را میتوان به فاصله چند سال در بین عدهای فریب خورده و دلداده به دشمنان قسم خورده اسلام دید. معاندان داخلی پس از اتفاقات تأسفبار و اعمال دونصفتانه روز عاشورا نه تنها آن را محکوم نکردند بلکه به انحای مختلف به آن صحه گذاشتند.
به راستی اگر بذر دشمنی و عداوت با دین نبی اسلام(ص) به وسیله ابوسفیان، ابولهب و ابوجهل در زمان شکلگیری و نهادینه شدن معارف عظیم اسلامی پاشیده نمیشد، آیا پس از حدود 50 سال امت به ظاهر مسلمان شاهد ریخته شدن خون پاکترین انسانها در سال 61 بودند.
به راستی اگر تخم معارضه و شبهه افکنی در دوران تار اصلاحات (وسکوت سردمداران و نخبگان در رأس دولت) به زمین افکار مردمی که با رشادت و دلاوری انقلاب اسلامی را روی کار آوردند، پاشیده نمیشد، شاهد اتفاقات حسرت بار عاشورای سال 88 نبودیم. هرچند پاسخ مردم به حرمت شکنان دندانشکن بود اما نباید از کید و نیرنگهای تئوریپردازان اسلام امریکایی که اصل اسلام و انقلاب را هدف گرفتهاند، ایمن بود؛ چراکه برای رسیدن به صدر و حاکمیت از انواع تاکتیکهای مزدورانه استفاده میکنند.