
پس از رحلت نبیمکرم اسلام(ص)، تاریخ دو صحنه نبرد را پیش روی ما قرار داده است؛ بخشی از آن پس از حاکمیت خلفا و بازگرداندن حکومت به شایستهترین انسان همه اعصار یعنی وجود با برکت امیرالمؤمنین علی(ع) رقم خورد که در کمتر از پنج سال منجربه خروج و مخالفت دنیاطلبان خوشگذران اموی و مردم غافل از حقیقت حکومت علی(ع) بود و بخشی دیگر با شهادت امام حسن مجتبی(ع) و بیعت نکردن حسین بن علی(ع) با دستگاه جبار اموی منجر به حادثه جانسوز و عبرتآموز عاشورا شد. در هر دو مقطع این تاریخ، یک طرف حقیقت دین قرار داشت و در طرف دیگر فاسدانی بودند که در عین تظاهر به دینداری، به فسق و فجور نیز شهرت داشتند. قرآن سر نیزه میکردند، از نمادهای دین نردبانی برای رسیدن به مقاصد شوم درست کرده بودند، در عین خشونت و خروج از اصالت دین و تعرض به امام بر حق جامعه، شعارهای جذاب و عوامفریبانه سر میدادند و جامعه غافل روزگار خویش را به انحراف میکشاندند. تنها تفاوت زمان امیرالمؤمنین علی(ع) با 20 سال پس از آن یعنی در زمان حادثه عاشورا این بود که دنیاطلبان و خشونتطلبان زمان علی(ع)، بر امام مسلمین خروج کردند تا حکومت تشکیل داده و انسجام یافته علی(ع) را به انحراف کشانده و نابود کنند و در زمان حسینبن علی(ع)، آن حضرت برای خارج کردن حکومت از دست همان جماعتی که با زور و تزویر حکومت علی(ع) را ساقط کرده بودند، همه خاندان خویش را فدا کرد تا مردم بفهمند این گرگهای درنده، همان غاصبان دیروزند که بر حکومت بحق علی(ع) خروج کرده بودند.
اینکه امروز پس از 1370 سال، برخی با قرینهسازی غلط و ناصواب در توجیه رفتار خشونتآمیز حادثهآفرینان عاشورای سال گذشته برآمدهاند تا ثابت کنند رفتارهای ساختارشکنانه و تجاوزگرانهای که منجر به هتک حرمت حکومت حقه به یادگار مانده خمینی کبیر(ره) شده است، برای بازگرداندن حقی که قطعاً به ناحق است، بیش از آنکه قرابتی با اقدام ایثارگرانه حسینبن علی(ع) داشته باشد، شباهت بسیاری با رفتار خوارجی دارد که بر حکومت علی(ع) در جایگاه امام حق مسلمین شورش کردند.
فتنهگری که دیروز با پشتوانه رسانهها و کمکهای خارجی آشکار و پنهان دولتهای خارجی فضای کشور را پس از برگزاری یک انتخابات آزاد آلوده کرد و اموال مردم را تخریب نمود و به تاراج برد، موجبات رضایت بیگانگان و گرگهای درنده امریکایی را نسبت به ایران اسلامی فراهم کرد و شقیترین افراد را سازمان داد تا دلهای عاشق اهل بیت (ع) و شهید مظلوم کربلا را در روز عاشورا به آتش بکشاند، چگونه میتواند اقدام خویش را در راستای قیام خونین عاشورای حسین بن علی(ع) تفسیر کند و وقیحانه هتاکان به حریم سیدالشهدا(ع) را در بزرگداشت روز عاشورا، حقخواهانی معرفی کند که برای احقاق حق مظلومان دست به اعمال خشونتآمیز زدهاند.
ملاط کدام سنگهای کاخ قدرت با دروغ و تزویر آماده شده است که موسوی وظیفه برملا کردن آن را بر عهده گرفته است؟
آقای موسوی چرا اشتباه میکنید، آیا کسانی که روز جهانی قدس با شعارها و علائم شما در نماز جمعه شرکت میکنند و بدون وضو و با کفش نماز را به پا میدارند، اصلاً فرهنگ عاشورا را درک کردهاند تا در بستر این فرهنگ از حرکت خداجو و ایثارگرانه حسینبن علی(ع) پاسداری کنند.
کسانی که روز عاشورا را به جای عزاداری برای سرور و سالار شهیدان، شعارهای کلیشه شده امریکاییها و رژیم صهیونیستی که دو روز قبل از عاشورا در قالب یک دستورالعمل در فیسبوک برای شورشگران روز عاشورا دیکته شده بود را سر میدهند، چگونه میتوانند بر جایگاهی که حبیببنمظاهرها، زهیربنقینها و همه شهدای کربلا بر آن تکیه زدهاند، بنشینند! کدام حکومت ناحق است، حکومتی که مردم آن عاشورا را آنگونه پاس میدارند که 9 دی دوست و دشمن بر حقانیت آن اعتراف کردند یا حکومتی که برخی با توهم و معجونی از اسرائیلیات، نمادهای غیردینی را به جامعه در روز عاشورای 88 با چاشنی خشونت و تخریب اموال عمومی کشور و مردم میخواستند تزریق کنند! موسوی در بیانیهای که بیشتر به یک مقاله تهیه شده توسط تیم ضدانقلاب لندن شباهت دارد، تأکید کرده است. او به دنبال حرکتی از جنبش حضرت زینب (س) پس از حادثه عاشوراست، در پاسخ به این دیدگاه باید گفت، اولاً در حرکت عاشورا، آن اسوه عدالت و ایثار، جان شیرین وعزیز خویش و فرزندانش را فدای راهی کرد که تا ابد، هیچ کس بر حقانیت آن حرکت بزرگ، تردیدی به خود راه نداد و این در حالی است که موسوی و سران فتنه 88، خویش را در حلقهای از محافظان قرار داده و تنها به اغفال یک مشت انسانهای بیهدف یا تطمیع شده پرداخته و آنها را به خیابانها کشاندند تا دست به رفتارهای خشونتآمیز بزنند و دراین فضا حرکت به اصطلاح عاشورایی خود را با صدور بیانیه و مقاله مدیریت کنند. ثانیاً حسینبن علی(ع) خود و همه فرزندان عزیزش را برای رسیدن به آرمانهای بزرگ اسلامی و انسانی فدا نمود و پس از آن بود که زنان و خردسالان هاشمی را برای کاری بس بزرگتر و از جنس حرکت حضرت امام سجاد (ع) و حضرت زینب (س) به شام اعزام کرد تا حکومت جبار و ناحق یزید را رسوا کنند. سؤال اینجاست موسوی حرکت حسینی را برای خود بازسازی میکند یا پس از عقیم ماندن اقدامات ساختارشکنانه و متضاد با شریعت مقدس اسلام، با صرفنظر از اصل حرکت حسینبنعلی (ع) به دنبال ایجاد انحراف در افکار عمومی است و حرکت خویش را زینبگونه تفسیر میکند. قطعاً معنای سخنان و بیانیههای موسوی رنگ باخته و او و دیگر سران فتنه باید بدانند حرکتهایی که توسط فتنه سبز انجام شد و امروز نیز دنبال میشود، تنها از جنس یزیدی است و او نمیتواند نماینده شایسته حرکت درست عاشورا و امام مظلوم ما حسینبنعلی (ع) باشد و با نعل وارونه جامعه اسلامی و آگاه ایران را به انحراف بکشاند.