کد خبر: 426898
تاریخ انتشار: ۲۰ آذر ۱۳۸۹ - ۱۷:۲۲
حادثه عاشورا، حادثه‌اي است که به بلنداي تمام تاريخ ادامه دارد، اگر درست دقت کنيم خواهيم ديد که عاشورا در تمام شريان‌هاي تاريخ جريان دارد و در حادثه کربلا گاهي شخصيت‌هايي خودنمايي مي‌‌کنند که بنا به وجود ذات مقدس اهل بيت (ع) به نوعي تحت تشعشع آفتاب ولايت قرار گرفته اند و اگر به تنهايي مورد واکاوي و بررسي قرارگيرند خود اين اشخاص از نوادر روزگار خواهند بود.
عابس بن ابي شبيب شاکري، مردي از قبيله بني شاکر بود .قبيله‌اي که در رزم آوري، پاکبازي؛صدق و اخلاص و دفاع از حريم حق شناخته شده بود.در نبرد صفين امير المؤمنين علي (ع)فرمودنداگر قبيله بني‌شاکر هزار نفر بودند، خداي بزرگ به درستي و حقيقت عبادت مي‌‌شد. عابس پيري پرهيزگار و شب زنده دار و شهره به عشق ورزي و محبت به
اهل بيت(ع) بود .
عبادت و گريه‌هاي شبانه عابس در کوفه زبانزد عام و خاص بود.کمک به محرومان و يتيمان شيوه‌اي بود که عابس از مولا و مقتدايش علي آموخته بود. سال 60 هجري مصادف با مرگ معاويه بود و عابس به سران کوفه مراجعه و آنان را به مبارزه با حکومت جور دعوت مي‌‌کرد. عابس جزو اولين کساني بود که با نامه از امام خود دعوت مي‌‌کرد تا به کوفه بيايد.
عابس پس از حضور مسلم و تهيه نامه از سوي مسلم به همراه شوذب رهسپار مکه شد تا پيام مسلم را به امام و مقتداي خود بدهد.
در واقعه کربلا و پس از شهادت شوذب خدمت امام رسيد و عرضه داشت هيچ آفريده‌اي در زمين نزد من عزيزتر و محبوب‌تر از تو نيست و اگر مي‌توانستم با چيزي بهتر از جان از شما دفاع کنم، دريغ نمي‌کردم. خدا را گواه مي‌‌گيرم که بر راه تو و پدرت هستم.وي با پيشاني زخمي و شمشير از نيام کشيده به ميدان رفت. عابس در هنگام نماز با تني برهنه در مقابل امام ايستاد.
پس از سنگباران و اينکه هيچ کس جرأت مقابله با او نداشت، زره و لباس خود را از تن کنده و پس از کشتن تعدادي از دشمنان به سبب زخم‌هاي ناشي از سنگ و نيزه و شمشير به زمين افتاد، سر از تنش جدا کرده و در ميدان چرخاندند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار