
تفسیر مقام معظم رهبری از مقوله «توسعه» در نشست چندی پیش با برجستگان علمی کشور و توضیح تفصیلی درباره چرایی آن، در سفر به استان کردستان مؤید این مهم است که انقلاب اسلامی در مبانی هستیشناسی و دستگاه معنادهی خود به هستی (معرفتشناسی) پایهگذاری جدیدی را در عرصه مفهومسازی و تولید گفتمان دنبال مینماید. اگر چه توسعه دارای ابعاد گستردهای همچون،سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی، علمی و اجتماعی است اما با همه این ابعاد بخشی از تکامل مدنظر در جهانبینی اسلامی و توحیدی را به عهده دارد. اینکه چرا نظام جمهوری اسلامی اصرار دارد مفهوم توسعه را دچار تحول کند یا آن را به حاشیه براند به علل مختلفی برمیگردد که مهمترین آن فلسفه انقلاب اسلامی و اهداف نظام جمهوری اسلامی است.
به این معنی که توسعه امروز در غرب در حدتوسعه اقتصادی است، چرا که از نگاه آنان توسعه در بعد سیاسی به پایان رسیده است و فراتر از لیبرال دموکراسی چیز دیگری وجود ندارد. توسعه علمی غرب نیز آهنگ معکوس و کند گرفته است و توسعه اقتصادی نیز در حال حاضر دوران بحران خود را طی مینماید، از بعد فرهنگی نیز آنچه در غرب رسماً به رسمیت شناخته میشود و در رسانهها هم بازتاب مییابد، شهوتپرستی، لذتپرستی و حیوانیت است، بنابراین این قالب شکسته نمیتواند مظروف آرمانها و اهداف نظام جمهوری اسلامی ایران باشد چرا که محدودیت در ذات آن نهفته است. علت اصرار رهبر انقلاب اسلامی بر به کارگیری مقوله «پیشرفت» به جای توسعه آن است که نظام جمهوری اسلامی و خصوصاً ماهیت حقیقی این نظام، انسان را موجودی دو بعدی میداند و در جهانبینی توحیدی انسان دارای بعدی معنوی و مادی یا روحی و جسمی است و نظام اسلامی نسبت به هر دو بعد مسئولیت دارد. از دیدگاه امام راحل تفاوت اصلی نظام جمهوری اسلامی با حکومتهای موسوم در جهان در همین نکته نهفته است که نظام جمهوری اسلامی ایران «پیشرفت» انسان در همه ابعاد، اخلاقی،معنوی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را مدنظر دارد، بنابراین اطلاق واژه توسعه به این هدف مهم و مقدس، تقلیل مسئله به امری دنیوی و مادی است که فقط بعدی از ابعاد انسان را در برمیگیرد. به تعبیر دیگر تن دادن به «توسعه» به این معنی است که حکومت دینی و قیامالله به صورت ناقص اتفاق افتاده است. در آن صورت، به تعبیر حضرت امام، نظامی به نام جمهوری اسلامی درست کردهایم که محتوایش همان محتوای قبلی است، بنابراین مدعای اسلام مبتنی بر تحقق سعادت از مسیر پیشرفت همهجانبه «انسانیت» میگذرد؛ انسانیتی که به قول علامه اقبال لاهوری در غرب به بردگی افتاده است، بنابراین تأکید مقام معظم رهبری بر واژه پیشرفت از آن رو صورت میگیرد که اساس هر حرکت فکری و سیاسی، مبانی هستیشناسی و معرفتشناسی آن است و چیستی توسعه با دستگاه معرفتشناسی دینی، ترجمهای همتراز بااهداف انقلاب اسلامی را در خود ندارد، بنابراین باید طرحی نو و چارهای متفاوت اندیشید و طبیعتاً مقوله پیشرفت جامعترین و کاملترین مفهومی است که در زبانشناسی ایرانیان میتواند خلأ مفهومی توسعه را پوشش دهد.
این مفهومسازی باعث میشود که برنامهریزان کشور در طراحی برنامههای کشور به این نکته واقف گردند که در فرآیند برنامهریزی باید پیشرفت همهجانبه انسان را مدنظر قرار دهند و این چنین، اهمیت جادهسازی و عمران بیشتر از فرهنگ و اخلاق نخواهد بود و اولویتهای مادی همه گفتمان انقلاب اسلامی را در حوزه اقتصاد ذبح نخواهد کرد. همانگونه که امام (ره) قرار گرفتن پسوند «دموکراتیک» درکنار جمهوری اسلامی را هوشمندانه نپذیرفت، اکنون نیز باید واژه توسعه و فهمی را که منتقل مینماید سوار کشتی معرفتشناسی غرب نماییم و به صاحب اصلی آن برگردانیم و خود بنایی جدید بنا کنیم که قرنها در سایه آن بنای محکم و رفیع به صورت مستقل زندگی نماییم. دراین بنای جدید انسان در اولویت پیشرفت است و توسعه فقط مسائل مربوط به شکم و مسائل پیرامونی آن را حل خواهد کرد. اسلام غایت را رفاه نمیداند، غایت انسان از دیدگاه اسلام سعادت است و کلید این سعادت پیشرفت است.