
مذاکرات ایران و گروه 1+5 که پس از پانزده ماه توقف در ژنو آغاز شده بود، با چند دور گفتوگو به پایان رسید و دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران پس از مذاکرات درباره نتیجه آن اعلام کرد که گفتوگو برای همکاری حول نقاط مشترک ادامه پیدا کند. این نتیجه همان چیزی است که هیئت ایرانی بر آن تأکید داشته و بنا است دور بعدی گفتوگوها در استانبول انجام شود. حال این سؤال مطرح است که آیا میتوان به مذاکرات آینده که قرار است در استانبول ترکیه برگزار شود، امیدوار بود؟
1- در درجه اول نتیجه مذاکرات تاحدودی محصول مبارزهای بود که طی 15ماه گذشته رخ داده است. از زمانی که مذاکرات نیمهتمام رها شده بود، گروه غربی 1+5 فشارهای مختلفی را بر ایران وارد ساخت به این امید که مقامات ایران براثر فشارهای فلجکننده از پای درآمده و به ناچار مذاکرات دلخواه آنها را خواهد پذیرفت. اما برخلاف تصور استراتژیستهای امریکایی و اروپایی، جمهوری اسلامی طی این مدت موانع و چالشهای این گروه را (از جمله قطعنامه 1929، تحریمهای خارج قطعنامه مزبور و به صورت یکجانبه توسط امریکا و اروپا، تحت فشار قرار دادن دبیر آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای ارائه گزارشهای متناسب با پروژه فشار آنها علیه ایران، ایجاد عملیات گسترده روانی، عملیات پنهان مانند جاسوسی، انتقال ویروس در سایتهای هستهای و ترور اندیشمندان هستهای و تحت فشار قرار دادن طرفهای ایرانی و بسیاری از اقدامات دیگر...) مدیریت کرده و ضمن تبدیل کردن آنها به فرصت توانست اقدامات دیپلماتیک ظریف و گستردهای را در سطوح بینالمللی و منطقهای راه اندازد و در عین حال برنامه هستهای خود را به لحاظ فنی و تکنولوژیکی و بدون متأثر واقع شدن از فشارها ادامه دهد که آخرین دستاوردها در این زمینه فراوری بومی کیک زرد در گچین بندرعباس و انتقال آن به سایت یو. سی. اف اصفهان بود. نکته اینجا است که مجموع اقدامات ایران (مقاومت، دیپلماسی هوشمند و ارتقای فناوری هستهای) این تصویر را برای گروه 1+5 ایجاد کرد که ایران بهرغم همه فشارها موفق شده خانههای خالی خود را در صنعت هستهای پر نماید و همچنان درحال پیشرفت است.
2. هیئت ایرانی با توجه به فراز و نشیبی که در پانزده ماه گذشته طی شد، از ابتدا با اقتدار نسبت به طرح مذاکرات برخورد کرد. طرح سؤالات سهگانه و اصرار بر پاسخ آنها پیش از هرنوع مذاکرهای، تعیین زمان مذاکره و تأکید بر تغییر رویه مذاکرهکنندگان در تعیین محتوای مذاکرات و... توسط ایران باعث شد تا ابتکار عمل برای شروع مذاکرات در دستان ایران باشد و غرب بیش از گذشته در موضع انفعال قرار گیرد. در حین مذاکرات نیز ایران با موضع شفاف و اهداف معین وارد گفتوگو شد. در عین حال بهرهگیری از شرایط محیطی بهویژه اقدامات تروریستی علیه اندیشمندان هستهای ایران از یک سو و با فشاری بر موضع جمهوری اسلامی و نشان دادن اراده محکم و بدون تزلزل نسبت به موضع ملی کشور و محکوم کردن سیاست دو مسیر غرب علیه ایران و غیرقابل قبول دانستن آن در مسیر گفتوگوها از سوی دیگر ابتکار مذاکرات را در اختیار ایران قرار داد. لذا با توجه به دو مقدمه فوق گروه 1+5 پس از پانزده ماه توقف پذیرفت که مذاکرات صرفاً در چارچوب همکاری حول نقاط مشترک مورد نظر طرفین باشد. افزون بر این گروه موصوف پذیرفت که مکان گفتوگوی آینده نیز همان پیشنهاد ایران باشد.
3- اینکه مذاکرات آینده چگونه پیش خواهد رفت، در درجه اول به پایبندی گروه غربی نسبت به توافقات نشست ژنو بر میگردد. با این حال دو گمانه کلی در این زمینه قابل طرح است: فرض اول بر مبنای موضع اخیر مقامات امریکا است. در این میان هیلارى کلینتون، وزیر امور خارجه ایالات متحده در حاشیه نشست امنیتى منامه در مصاحبهاى گفته است که در آینده امکان موافقت امریکا با برنامه غنیسازی اورانیوم ایران وجود دارد. تأیید حق ایران در غنىسازی اورانیوم در خاک خود یک اقدام رو به پیشرفت است. درصورتی که امریکا شرطی که برای این تأیید گذاشته بر اصل موضوع یعنی شناسایی حق غنیسازی غلبه پیدا نکند و به بهانه آن بازی را به سمت مقاصد اولیه کاخ سفید برای توقف و برچیدن برنامه هستهای ایران نبرد این امکان وجود دارد که گفتوگوهای آینده بتواند منجر به حرکت واقع بینانهترغرب در قبال برنامه هستهای ایران گردد. دومین فرض برنامه هستهای اوباما در گزارش بازبینی هستهای امریکا و رویههای گروه غربی در قبال برنامه هستهای ایران تاکنون بر میگردد. بر این مبنا برنامه هستهای ایران یکی از تهدیدات فوری محسوب میشود و باید مهار و بر طرف گردد. در همین زمینه به این نکته باید اشاره کرد که مسئله هستهای ایران تا زمانی که تعارض میان ایالات متحده امریکا و جمهوری اسلامی ایران به هر شکلی حل نشود، قابل حل نیست.
4- بهرغم دو فرض فوق این نکته حائز اهمیت است که جهتگیری اوباما ناشی از عوامل مختلف محیط داخلی و خارجی است که به راحتی نمیتوان استراتژی واحد و مطمئنی را انتظار داشت. دوگانگی رفتار دولتمردان امریکایی تا حدودی به این موضوع باز میگردد با این حال شرایط ذکر شده از یک سو و موقعیت ایران از بعد داخلی و خارجی از سوی دیگر تعیینکننده یکی از دو فرض مطرح شده میباشد.