احمد علوی مقدم | از سویی، صدام با روحیه قدرت طلبی، «حسن البكر» را از مسند قدرت كنار زد و با طمع رهبری جهان عرب و پر كردن خلأ قدرت در منطقه و به دست آوردن امتیازات از دست داده در قرارداد 1975، خود را مناسبترین وسیله در دست غرب برای دستیابی به اهداف سلطهگرانهاش معرفی كرد. نخست در اولین اقدام به سركوبی شیعیان عراق اقدام و از سویی به بمبگذاری در تأسیسات نفتی ایران توسط گروهكهای ضد انقلاب پرداخت و همزمان در تلویزیون دولتی به بهانه بازپسگیری سه جزیره از ایران، حملات مستقیم و غیر مستقیم تبلیغاتی را متوجه ایران كرد، وزارت امور خارجه عراق به صورت رسمی در 26/6/1359، طی یادداشتی قرارداد 1975، الجزایر را لغو و صدام در برابر دوربین تلویزیون، قرارداد را پاره و در 31 شهریور 1359، حمله سراسری خود را به ایران آغاز كرد. در آخرین ساعات روز 31 شهریور 1359، 22 سپتامبر 1980، دبیر كل سازمان ملل ضمن مذاكره با نمایندگان دو دولت، پیشنهاد كرد كه مساعی جمیله خود را برای كمك به حل مسالمت آمیز به كار بندد، اما با پاسخی روبه رو نشد. (1)روز بعد دبیر كل بر اساس ماده 99 منشور ملل، از شورای امنیت خواست كه با توجه به خطر محتمل افزایش مخاصمه، فوراً تشكیل جلسه دهد. همان روز نشست شورای امنیت برگزار و اولین موضعگیری شورا، طی بیانیهای اعلام شد.(2) در 3 مهر 1359، دبیركل به شورای امنیت اطلاع داد كه جنگ میان ایران و عراق ادامه دارد و پیشنهاد كرد شورای امنیت مسئله را با فوریت رسیدگی كند. این جلسه در روزهای 26 و 28 سپتامبر، تشكیل و اولین قطعنامه را به اتفاق آرا در جلسه شماره 2248 شورا مورخ 6 مهر 1359، تصویب كرد. پس از صدور قطعنامه 479، عراق آن را پذیرفت و اعلام موافقت كرد. اما ایران به دلیل حضور نیروهای عراق در خاك خود از پذیرش آن خودداری كرد. پس از آن قطعنامههای 514، 522، 540، 582، 588 و سرانجام 598، به تصویب رسید.(3) پس از تصویب قطعنامه 598 دبیر كل اظهار داشت: « قطعنامهای كه اینك تصویب شد، اوج تلاش مشترك اعضای شورای امنیت به عنوان نمایندگان جامعه بینالمللی برای برقراری راهحلی جامع، عادلانه و شرافتمندانه برای منازعه ایران و عراق است. برای پایان بخشیدن به جنگ در این منطقه لازم است كه سیاستهای ملی همه اعضا، هماهنگ با نیات اعلام شده شورا گردد. در این جهت، پاراگراف اجرایی شماره 5 قطعنامه مسئولیت مشتركی را برای همه كشورهای عضو سازمان ملل متحد در پی دارد... یك قدم اساسی با مشورت دو كشور و سایر كشورهای منطقه، برقراریترتیباتی برای امنیت و ثبات منطقه خواهد بود. در مورد مسئولیت منازعه در اسرع وقت با مشورت دو طرف احتمال تشكیل هیأت بی طرف برای رسیدگی به موضوع، هدف اصلی خواهد بود... بیایید همه با هم همكاری كنیم، شما اعضای شورا، ایران و عراق و من به عنوان دبیر كل سازمان ملل متحد. پس از اعلام رسمی پذیرش قطعنامه 598، از سوی ایران، دبیر كل گزارشی به شماره 20093/S به شورای امنیت تسلیم كرد كه منجر به صدور قطعنامه شماره 619 گردید. این قطعنامه كه در جلسه شماره 2824 شورا در تاریخ 19 آگوست 1988 برابر 18 مرداد 1367، به اتفاق آرا به تصویب رسید، مبنای تأسیس و اعزام گروه ناظر نظامی ایران – عراق -ملل متحد(Unimog) گردید. متن قطعنامه 619 شورای امنیت، به این شرح است: با یادآوری مجدد قطعنامه 1987، 598 خود، 1-گزارش دبیر كل مذكور در سند 20093/S در مورد اجرای پاراگراف 2 اجرایی قطعنامه 1987، 598، را تصویب میكند. 2-تصمیم میگیرد كه طبق اختیارات خود، یك گروه ناظر نظامی (Unimog) را ایجاد كند و از دبیر كل میخواهد، اقدامات لازم را انجام دهد. 3-به علاوه تصمیم میگیرد كه یونیماگ را برای مدت شش ماه تأمین نماید، مگر آنكه شورا تصمیم دیگری اتخاذ كند. 4- از دبیر كل درخواست میكند كه شورای امنیت را از تحولات بعدی امر كاملاً آگاه سازد. سرانجام یازده سال، پس از آغاز جنگ 8 ساله تحمیلی عراق علیه ایران و سه سال، پس از صدور قطعنامه 598 و با تلاشهای پیگیر سیاسی مسئولان نظام جمهوری اسلامی، حقّانیّت ایران در دفاع به اثبات جامعه جهانی رسید و خاویر پرز دكوئیار، دبیر كل سازمان ملل متحد در 18 آذر 1370، طی یك گزارش رسمی به شورای امنیت اعلام كرد كه عراق در 31 شهریور 1359، به ایران حمله كرده است. متن كامل گزارش دبیركل سازمان ملل به شرح زیر است: 1- در بند 6 قطعنامه 598، كه در تاریخ 20 ژوئیه 1987 تصویب شد، شورای امنیت از دبیر كل درخواست كرد، در مشورت با ایران و عراق موضوع احاله بررسی مسئولیت مخاصمه را با گروهی بی طرف پیگیری كند و در اولین فرصت ممكن، در جهت اجرای این درخواست به شورای امنیت گزارش دهد. 2- در طول مذاكرات سه سال گذشته، فرصتهای متعددی برای مشورت با طرفین درباره بند 6 قطعنامه داشتهام. این مذاكرات مرا قادر كرد تا برداشتی از دیدگاههای متفاوت دو طرف داشته باشم اما به مرحلهای كه به تسلیم گزارشی معنادار به شورای امنیت بینجامد، نرسید. 3- به دنبال تكمیل اجرای پاراگرافهای یك و دو قطعنامه 598، تلاشی جدید برای تحقق دیگر مفاد با هدف تضمین برقراری مجدد صلح میان ایران و عراق بر مبنای طرح جامع صلحی كه توسط قطعنامه 598 ارائه شده بود، لازم به نظر رسید، تا از این طریق به تأمین نیازهای جاری و صلح و امنیت در منطقه كمك اساسی شود. بسیاری از تصمیماتی كه من برای تشدید تلاشها در جهت اجرای قطعنامه598 اتخاذ كردم، به شورای امنیت منعكس شده است (سند شماره 23246/S). 4- درباره پاراگراف 6 عناصری از مواضع طرفین درباره این پاراگراف برای من مشخص بود. با این وجود من از دولتهای ایران و عراق در نامههای مشابه به تاریخ 14 آگوست 1991، خواستم تا در جامعترین شكل ممكن، جزئیات مواضع خود را درباره این پاراگراف به من تسلیم كنند. در همان زمان به منظور دستیابی به كاملترین درك از این موضوع، تصمیم گرفتم تا به طور جداگانه با تعدادی از كارشناسان مستقل مشورت كنم. براساس پاسخها 26 آگوست1991، عرا ق و 15 سپتامبر 1991، ایران كه به من تسلیم شد، مشورتهایی كه با دو طرف داشتم، تمام اطلاعات مربوط مندرج در اسناد رسمی سازمان از شروع مخاصمه و نیز اطلاعاتی كه از كارشناسان مستقل به دست آمده است، اكنون مایلم كه درباره پاراگراف 6 قطعنامه 598، به شورای امنیت گزارش دهم. 5- مسلم است كه جنگ بین ایران و عراق كه سالیان دراز به طول انجامید شروعش نقض حقوق بینالمللی بود و موارد نقض حقوق بینالملل موجب مسئولیت برای مخاصمه است كه موضوع اصلی پاراگراف 6 میباشد. آن بخش از موارد نقض مقررات بینالمللی كه در چارچوب پاراگراف 6 باید مورد توجه ویژه جامعه جهانی قرار گیرد، استفاده غیر قانونی از زور و عدم احترام به تمامیت ارضی یك كشور عضو است. مسلماً در طول جنگ مواردی عمده و گسترده از نقض اصول مختلف حقوق بینالمللی انسانی وجود داشته است. 6- پاسخ عراق به نامه 14 آگوست 1991 من، پاسخی محتوایی نیست، از این رو من ناچارم به توضیحاتی كه قبلاً توسط عراق ارائه شده است، تكیه كنم. این درك واقعیت است كه توضیحات عراق برای جامعه بینالمللی قابل قبول و كافی نیست. بنابراین رویداد برجستهای كه تحت عنوان موارد نقض در بند پنجم این گزارش به آن اشاره كردم، همانا حمله 22 سپتامبر 1980، علیه ایران است كه بر اساس منشور ملل متحد، اصول و قوانین شناخته شده بینالمللی یا اصول اخلاقی، قابل توجیه نیست و موجب مسئولیت مخاصمه است. 7- حتی اگر قبل از شروع مخاصمه برخی تعرضات از جانب ایران صورت گرفته باشد، چنین تعرضاتی نمیتواند توجیهكننده تجاوز عراق به ایران – كهاشغال مستمر خاك ایران را در طول مخاصمه در پی داشت – باشد. تجاوزی كه ناقض ممنوعیت كاربرد زور است كه یكی از اصول حقوق بینالمللی است. 8- از میان موارد متعدد نقض حقوق انسانی كه در طول جنگ رخ داده، موارد بسیار توسط سازمان ملل یا كمیته بینالمللی صلیب سرخ ثبت شده است. به عنوان مثال من به درخواست یك یا هر دو طرف، در موارد متعددی، هیئتهای كارشناسی را برای تحقیق درباره موارد نقضی مانند استفاده از تسلیحات شیمیایی، حملات به مناطق غیر نظامی و بدرفتاری با اسرای جنگی به صحنه نبرد اعزام كردم. نتیجه این تحقیقات جملگی به شورای امنیت گزارش شده و به عنوان سند این شورا انتشار یافتهاند. این گزارشها با كمال تأسف حاكی از وجود شواهدی از موارد نقض جدی حقوق انسانی است و در یك مورد من موظف بودم با تأسف عمیق این یافته كارشناسان را متذكر گردم كه سلاحهای شیمیایی علیه غیر نظامیان ایرانی در منطقهای در نزدیكی یك مركز شهری عاری از هرگونه حفاظت در برابر این حملات به كار رفته است (سند شماره 20134/S)، شورا ناخشنودی خود از این مسئله و محكومیت آن را در قطعنامه 620 مصوبه 26 آگوست 1988، اعلام كرد. 9- رویدادهای جنگ ایران و عراق كه برای سالیان طولانی در صدر اخبار وسایل ارتباط جمعی دنیا قرار داشت، برای جامعه بینالمللی كاملا شناخته شده است. همچنین مواضع طرفین كه در موارد بسیاری از اسناد رسمی منعكس شده و انتشار یافته بر همگان واضح است. به نظر من تعقیب پاراگراف 6 قطعنامه 598، هدف مفیدی را در بر ندارد و در جهت صلح و اجرای قطعنامه 598، به عنوان یك طرح صلح جامع، اكنون لازم است روند حل و فصل دنبال شود. در واقع پرداختن به مبنای دقیق روابط صلحآمیز بین دو طرف و همچنین صلح و امنیت در كل منطقه ضرورت فوری دارد.شورای امنیت در سال 1987، در پاراگراف 8 قطعنامه 598، روش صحیحی را توصیه كرد كه اگر بموقع اجرا شده بود، میتوانست منطقه را از فاجعه بعدی كه رخ داد، برهاند. یك نظام روابط حسن همجواری مبتنی بر احترام به حقوق بینالملل آنگونه كه توسط شورای امنیت پیش بینی شده، برای تضمین صلح و ثبات آینده منطقه ضروری است. امید است این ندای شورا مورد عنایت قرار گیرد. اعلام اینكه در جنگ تحمیلی، عراق آغازگر و مسئول جنگ بوده است، یك پیروزی سیاسی است. در طی سالهای جنگ، با اینكه جهانیان و به ویژه سازمان ملل، میدانستند كه جنگ را عراق آغاز كرده است، مهر سكوت بر لب نهادند. این دفاع و نبرد، هشت سال طول كشید، هشت سالی كه غربیها تمامی تمهیدات را علیه كشور ما به كار بردند و میخواستند كه جمهوری اسلامی را به زانو در آورده، حركتی را كه در جهت قطع وابستگی آغاز شده بود از ریشه بخشكانند. و زمانی آنها به خود آمدند كه سلاحهای ارسالی به عراق علیه خودشان به كار گرفته شد و عراق منطقه خلیج فارس را درگیرِ جنگی مهیب و عظیم كرد. متجاوز بودن عراق گرچه بسیار دیر اعلام شد، اما باید گفت: از پیروزیهای مهمی است كه در تاریخ كشورمان به عنوان واقعهای بزرگ ثبت خواهد شد. پی نوشت:1. اطلاعات، 21 آذر 1370، شماره 195052. برای اطلاع بیشتر به جلد اول این دوره (روزها و رویدادها) چاپ چهارم، صفحه 779 به بعد مراجعه فرمایید. 3. همان