کد خبر: 425916
تاریخ انتشار: ۱۶ آذر ۱۳۸۹ - ۱۳:۴۶
16آذر سمبل هويت دانشجوي ايراني
حبيب تركاشوند | بار ديگر روزهاي آخرين ماه خزان طبيعت از پس هم آمد تا اينكه نوبت به روز شانزدهم ماه رسيد؛ روزي كه درتقويم اين كشور به نام روز دانشجو ثبت شده است و در اين ايام فضاي سياسي دانشگاه‌ها جان دوباره‌اي مي‌گيرند و جنبش دانشجويي واژه‌اي مستعمل‌تر در ادبيات رسانه‌ها مي‌شود تا اينكه يك سال سپري شود و بار ديگر روز دانشجو از راه برسد. هيچگاه از خود پرسيده‌ايم كه چرا اين روز را به نام دانشجو نامگذاري كرده‌اند؟ ماجراي اين روز به 57 سال پيش برمي‌گردد؛ آن روزهايي كه دولت مردمي مصدق با كودتاي انگليسي و امريكايي سرنگون شد و بار ديگر ديكتاتوري به صحنه قدرت برگشت تا همچون پدر جلادي باشد براي مردمش و غلامي حلقه به گوش براي حاميان غربي خود. سفري براي استحكام پايه‌هاي نامشروع حكومت پهلويبا انجام كودتا تمام اميدهاي مردم كوچه‌ و بازار به يأس و نااميدي تبديل شد. اميد اصلاح امور براي مردم داشت به رؤياي دست‌نايافتني تبديل مي‌شد اما انتشار سفر قريب‌الوقوع خبر نيكسون (معاون رئيس جمهور امريكا) به ايران بار ديگر غيرت مردم و دانشجويان را به جوش آورد. وي از طرف آيزنهاور مأموريت يافته بود تا با سفر به ايران پايه‌هاي حكومت نامشروع پهلوي دوم را استحكام بخشد. با انتشار اين خبر ابتدا در دانشگاه‌ها و بعد در ساير اقشار جامعه اعتراض‌ها آغاز شد اما موضوعي كه اين انبار باروت را آتش زد، اعلام تجديد رابطه رسمي با انگلستان توسط زاهدي به تاريخ 14 آذر بود. از همان روز 14 آذر تظاهرات‌ها شدت بيشتري به خود گرفت و عده‌اي از بازاريان و دانشگاهيان در اين روز دستگير شدند. اين وضع در روز 15 آذر هم ادامه داشت و براي اولين بار تظاهرات دانشجويان به بيرون فضاي دانشگاهي كشانده شد. اين امر سبب شد تا از صبح 16 آذر نيروهاي گارد دانشگاه را محل تاخت و تاز خود قرار داده و آن را به يك پادگان تبديل سازند. هر چند دانشجويان با مشاهده اين وضع سعي كردند بهانه‌اي به‌دست گارد ندهند اما آنان بالاخره به بهانه دستگيري دو مظنون به يكي از كلاس‌ها حمله بردند؛ موضوعي كه باعث اعتراض كليه دانشجويان شد و بعد از آن فقط صداي رگبار بود كه شنيده مي‌شد و دانشجوياني كه همچون برگ‌هاي خزان روي زمين دانشگاه مي‌افتادند و از ميان آنان سه نفر به نام‌هاي قندچي، بزرگ‌نيا و شريعت رضوي به شهادت رسيدند. 16 آذر 1332؛ سمبل هويت دانشجوي ايرانياز آن تاريخ 16 آذر 1332 سمبلي شد براي دانشجويان ايراني تا مشخص سازد دانشجوي ايراني چه چيزي را طلب مي‌كند و آرمانش چيست؟ هر چند آغاز جنبش دانشجويي در ايران را به دهه 20 قرن اخير نسبت مي‌دهند اما بي‌شك سال 1332 فصلي نوين در اين تاريخ بود تا راه جنبش دانشجويي در ايران را براي هميشه مشخص سازد.بخش اعظم اين جنبش با آغاز نهضت مردمي بنيانگذار انقلاب در سال 1342 به نهضت انقلاب پيوست و با بي‌اعتنايي به احزاب ماركسيسم و ناسيوناليسم، خط خود را از آنان جدا و حقانيت دين را به عنوان عقربه حركت خود قرار داد. اين جنبش طي 15 سال نهضت انقلاب با فداكردن هزاران تن از بهترين جوانان خود در راه اسلام وامام(ره) سهم عظيمي از تاريخ انقلاب اسلامي را بر عهده دارد، پس از انقلاب نيز در عرصه‌هاي مختلف سازندگي و جنگ عزم خود را جزم كرد تا ميهن خويش را از شر دسايس استكبار خارج سازد و ايراني را بسازد كه اميد امروز و فرداي نسل امروز و فرداي اين سرزمين باشد. تلاش‌هايي براي كج كردن عقربه حركتپس از جنگ شرايط براي عرض اندام عافيت‌طلبان آماده شد و عده‌اي با هدف قرار دادن جنبش دانشجويي سعي داشتند اين پتانسيل عظيم را به خدمت خود درآورند اما بيشترين ضربه را به اين جنبش اصيل جناح اصلاح‌طلب در زمان صدارتش زد. اين گروه سعي كردند نيروهاي مدافع وحامي نظام را از جنبش‌هاي دانشجويي خارج و نيروهاي مسئله‌دار را جايگزين آنان كنند تا بتوانند يك حزب عظيم دولت ساخته را با كمترين هزينه در دانشگاه به نام خود ثبت كنند و از آن به عنوان يك اهرم براي پيشبرد اهداف خود عليه نظام بهره گيرند اما كم‌كم همان دانشجويان نيز متوجه شدند كه براي اين افراد نقش پياده‌نظام را دارند و دانشجويان و جنبش دانشجويي تا زماني براي اينان اهميت دارند كه در راستاي منافع حزبي آنان حركت كنند و همچنين نيازمند حمايت دانشجويي باشند، اما وقتي زبان انتقاد دانشجويان به رويشان باز شود، تمام تعريف و تمجيدها از دانشجويان تبديل مي‌شود به جمله‌هايي نظير «مي‌دهم بيرونتان كنند» كه در آخرين سال دولت اصلاحات و از زبان خاتمي شنيده شد. جنبش دانشجويي در ادبيات اين جناح تا زماني داراي اهميت است كه به عنوان ابزار «فشار از پايين» به كار آ‌يد وگرنه جنبش دانشجويي همانگونه كه حجاريان تئوريسين آنان اعتراف نمود، كشك است. همه اين عوامل باعث شد تا همان بخش جنبش دانشجويي نيز حركت خود را در پايان دولت اصلاحات از دولت مستقر جدا كند و راه خود را برود. ساماندهي مجدد جنبش دانشجوييحركت‌هاي انحرافي و سوء‌استفاده‌ها از جنبش دانشجويي باعث ايجاد رخوت و سستي درجنبش دانشجويي در پايان دولت اصلاحات شد به گونه‌اي كه هدف از فعاليت سياسي در دانشگاه‌ها با سؤال جدي دانشجويان مواجه شد. اين عوامل باعث شد جنبش دانشجويي در يك دوره كوتاه به آسيب‌شناسي و بازسازي خود بپردازد و با ترميم انحرافات و جهت‌گيري‌ها‌ و برگرداندن ريل حركت خود به مسير انقلاب به عرصه سياست بازگردد. رويكرد جديد جنبشدر رويكرد جديد عدالت و فسادستيزي به عنوان دو آرمان امام و انقلاب محور حركت دانشجويي قرار گرفت و شخص‌محوري و جريان‌محوري در حركت دانشجويي جاي خود را به عدالتخواهي، ظلم‌ستيزي، رانت‌خواري، مبارزه با تبعيض در هر سطح و جرياني داد. در رويكرد جديد براي جنبش دانشجويي فرقي نمي‌كند كه انحراف از سوي كدام جريان و كدام فرد انجام مي‌گيرد، اگر احزاب مصلحت جمعي و جناحي دارند، مجبورند در بسياري از رويدادها سكوت كنند، اما براي حركت دانشجويي حقيقت مهم است وكلمه «مصلحت» در قاموس اين جريان بي‌معنايي است. فتنه 88 و نااميدي از پتانسيل دانشگاهيكي از محورهاي فتنه 88 نگاه به دانشگاه و بهره‌گيري از فضاي آن براي زنده نگهداشتن و استمرار فتنه براي باج‌گيري از نظام بود، به گونه‌اي كه از ابتداي مهر 88 برنامه‌هاي متعددي براي دانشگاه‌ها ريخته شد و اين جريان اينگونه وانمود مي‌كرد كه فضاي دانشگاه‌ها در دست اوست اما تحولات 13 آبان و 16 آذر كذب بودن اين ادعا را ثابت كرد، به گونه‌اي كه گروهك اندك پياده‌نظام فتنه در مقابل خيل عظيم دانشجويان قرا گرفتند و با پايان يافتن روز دانشجوي اميد آنان نيز از اين محيط علمي قطع شد. حال بار ديگر كروبي و موسوي با صدور بيانيه چشم اميد خود را به دانشگاه دوخته‌اند تا شايد هنوز عده‌اي باشند براي آنان تره خرد كنند اما دانشجويان آگاه و بصير ايران بار ديگر آنان را متوجه اشتباه عظيم خود ساخته و 16 آذر را به روز محاكمه جريان فتنه درساحت دانشگاه تبديل خواهند كرد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار