
وحيد ماندگاري | آيا بايد سکوت آنان در سپهر سياسي کشور را به معناي «ميرايي» آنان تحليل و تفسير کرد؟ بيگمان براي رسيدن به پرسشهاي مزبور بايد به بررسي ابعاد پنهاني از فعاليت اين افراد پرداخت. ابعاد پنهاني که در بردارنده تلاشها، فعاليتها و هدفگذاري عناصر اين جريان است. اگر جريان فتنه را مورد تجزيه قرار دهيم، محورهاي ذيل قابل تفکيک بوده و هر کدام نيازمند تحليل رفتاري براي رسيدن به سؤالات طرح شده هستند. اين محور به اين شرح قابل توصيفند:
1- محور موسوي – کروبي موسوي و کروبي از اصحاب اصلي فتنه اين روزها با سه مشکل و معضل اصلي روبهرو هستند. معضل اول شدت گرفتن اعتراضات مردمي به فعاليتهاي ضدانقلابيآنان است. همخواني و انطباق بيش از پيش مواضع اين دو با ضد انقلاب، حمايتهاي عميق اپوزيسيون از آنان و نيز نديدن واقعيتهاي موجود جامعه باعث شده که ملت آنان را براي هميشه پياده شده از قطار انقلاب تعريف کنند. معضل دوم نيز ريزش حاميان آنان با توجه به آشکار شدن نيات اصلي آنان و تقابلشان با نظام جمهوري اسلامي است. گرچه برخي از حاميان اين دو در برهه انتخابات به دليل «نه به احمدينژاد» در سبد رأي 14 ميليوني وي قرار گرفته بودند و در فضاي القا شده مبني بر تقلب تحرکاتي داشتند اما پس از بيانات رهبر انقلاب مبني بر پيگيري اعتراضات در قالب قانون قسمت عمدهاي از آنان بيانات رهبر انقلاب را سرلوحه خود قرار دادند. بنابراين اين انتخاب موجب شد که اصحاب فتنه تنها با عده معدودي از حاميان که به تقابل با نظام باور داشتند تنها باقي بمانند. احتراز اصلاحطلبان از موسوي و کروبي اما سومين معضل اصحاب فتنه ميباشد. تأكيد اصلاحطلبان مبني بر جدايي از فرقه سبز و محور قرار دادن اصلاحات امروز نيازي به هيچ گونه دشواري براي دريافت اين پيام ندارد. به واقع اصلاحطلبان با جدا کردن مسير خود از فرقه سبز موجب شدهاند که محور موسوي - کروبي در وضعيتهاي ذيل خلاصه شود: الف- تنهايي تشکيلاتيب- سوق يافتن به سوي تحرکات و مواضع راديکالترج- اميدواري به ارتباط بيشتر به حمايتهاي خارجيشايد به همين دليل باشد که پس از تلاش جريان اصلاحات به محوريت خاتمي براي جدايي فعاليت خود از محور موسوي -کروبي، موسوي با توجه به قطع ارتباط خود با بدنه اصلاحطلبان و سران آن راديکالتر از گذشته شده و نسبت به سرمايهگذاريهاي داخلي نااميد شده است. در همين خصوص شنيده شده که موسوي درصدد ارتباطگيريهاي بيشتر با خارج از کشور بوده و در زمينه فعالکردن برخي لينکها در برخي کشورهاي عربيو غربياقدام کرده است. ميرحسين موسوي پيش از اين نيز که با برخي مشاوران خود جلسه داشته، تصريح کرده بود که تحريمها به زودي بر کشور اثر گذاشته و در آيندهاي نزديک کشور به سمت درگيري نظامي با غرب کشيده خواهدشد! و وي آلترناتيو غرب خواهد بود. در حقيقت ميتوان گفت زاويه گرفتن عميق از مباني اصيل انقلاب توسط محور موسوي – کروبي با اتخاذ مواضعي همچون محکوميت اعدام عناصر ضد انقلاب، خداجو خواندن مسببان هتک حرمت به روز عاشورا، درهم نورديدن مرز خودي و غير خودي و. . . آغاز و هم اينک با تصريح براينکه فرقه سبز در بستر تهديدات موجود آلترناتيو مناسبي براي همکاري با غرب است، ادامه دارد.
2- محور خاتميسيدمحمد خاتميکه با تبريک زودهنگام پيروزي موسوي در انتخابات دهم نقشي اساسي در دامنزدن به توهم وي داشت، فعاليتهاي خود را در حمايت از وي در قالب حمايت مجمع روحانيون مبارز از موسوي و کروبي و نيز فراخواندن مردم به راهپيمايي غير قانوني در30 خرداد 88 دنبال کرد. ريزش شديد حاميان موسوي و نيز عيان شدن تقابل وي با نظام اما موجب شد که خاتمي به نرمي مسير خود را از اين محور جدا کرده و بر سر ايستگاه خود يعني اصلاحات توقف کرده و زمينه بازگشت به نظام را دنبال كند. شايد اولين دليل براي جدايي خاتمي از محور مزبور عدم اعتقاد خاتمي به مسئلهاي تحت عنوان«جنبش سبز» باشد. واژهاي که تاکنون يکبار نيز از سوي خاتمي بر زبان رانده شده و موجبات انتقادات موسوي را فراهم کرده بود. اين اما همه ماجرا نيست. تأكيد اصلاحطلبان براي حضور در عرصه سياست موجب شده که اين جريان به محوريت خاتمي ضمن فاصله گرفتن از محور موسوي – کروبي به دنبال سازماندهي مجدد اصلاحات ذيل وامگيري از نام حضرت امام (ره) باشد. تأكيد بر منشور برداري بيشک يکي از اين حربهها براي ارسال پالس مبني بر متفاوت انديشيدن و عمل کردن نسبت به محور موسوي – کروبي است. در همين زمينه خاتمي که از سويي تلاش دارد تا جدا سازي خود از محور مزبور را با کمترين هزينه، جراحات و تبعات دنبال نمايد، مهمترين مسئلهاش اين است که بتواند بخشي از بدنه سبزها را به سبد حاميان خود بدون کشمکش اضافه نمايد. اين انتقال حاميان اما براي فربه ساختن سبد اصلاحات به منظور آماده ساختن قواي خود براي حضور در انتخابات مجلس است. به گونهاي که وي با فراخواندن استانداران دوران اصلاحات دستور فعاليت آنان را براي نهمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي صادر کرده است. سيدمحمد خاتمي در ديداري که با برخي از استانداران دوران اصلاحات داشته ضمن تأكيد بر انسجام اصلاحطلبان گفته است: من اميدوارم تا پنج، شش ماه آينده براي اصلاحطلبان تغييراتي در فضاي سياسي کشور به وجود آيد. وي همچنين به استانداران خود گفته است که براي نهمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي فعال شده و به شناسايي، جذب و چينش ليستهاي پيشنهادي خود در استانها اقدام كنند. خاتمي با بيان اينکه اصلاحطلبان بايد با ظرفيت بالا در اين انتخابات شرکت کنند، تصريح کرده که فرصت خوبي در اين انتخابات براي اصلاحطلبان نهفته است.
3- محور بازيگر پنهانفارغ از دو محور گفته شده، بازيگر پنهان شخصيتي است که تلاش دارد به عنوان يک بالانسر ميان اين دور محور حضور داشته و به مديريت صحنه بپردازد. اين بازيگر که در درون حاکميت نيز حضور دارد، به چند فعاليت اصلي مشغول است. کوتاه و گذرا فعاليتهاي وي در اين زمينه عبارتند از: - وي تلاش دارد از ظرفيت راديکال محور موسوي- کروبي براي فشار به نظام سود جسته و در صورت موفقيت آن بتواند به سهم خواهي نيز بپردازد. - بازيگر پنهان ميکوشد تا زمينه حضور محور خاتمي را در حاکميت فراهم ساخته و نظام را با توجه به محور راديکال محور موسوي – کروبيمجاب به پذيرش آن كند. - وي ميکوشد تا با گعدههاي فراوان با نخبگان آنان را به گرد خود آورده و قدرت گرفتن احتمالي خاتمي را متأثر از خود سازد. به بيان ديگر وي قدرتگيري احتمالي اصلاحطلبان را شعبهاي از قدرت خود تفسير کند. - اين فعال سياسي به دليل حضور در حاکميت و ارتباط بخشي از اصولگرايان با وي مهندسي اختلاف ميان اصولگرايان را دنبال ميسازد. درمجموع با توجه به موارد گفته شده به نظرميرسد جريان فتنه و اصلاحات گرچه شقه شده و ليکن بازيگر پنهان به بازيگرداني اين دو شق براي يک فرصت برتر است. اما فرآيند احتمالي اين محورها در نهايت عبارت خواهند بود از: 1- محور موسوي – کروبي به انتظار«فرصتهاي تصادفي» نشسته تا بتوانند به تسخير خيابانها بپردازند. 2- محورخاتمي- اصلاحطلبان فرآيند سياسي را در پيش گرفته و به انتخابات مجلس به عنوان دروازه ورود به قدرت چشم دوختهاند. 3- بازيگر پنهان با تلفيق اين تحرکات به اضافه تلاش براي ايجاد اختلاف ميان اصولگرايان ميکوشد تا بخت و اقبال خود را ميان يکي از جريانها سرشکن کند.
منبع: سايت نداي انقلاب