
در همان حال که میرحسین موسوی از افسردگی ناشی از انزوا و احساس بیهودگی رنج میبرد و برخی سیاسیون حرفهای به کروبی پیشنهاد میدهند که برای خروج از انزوا بهجای مباحث بیهوده و تکراری سیاسی- انتخاباتی به طرح مسائل اقتصادی بپردازد، و عدهای را مأمور استخراج آمارهایی برای استفاده در سخنان عوامانهاش نماید که از دیدگاه این مشاوران مزیت شخصیتی وی میباشد، تلاشهایی هم برای انجام تحرکات سیاسی توسط شاخه افراطی دفتر تحکیم وحدت در روز 16 آذر دنبال میشود. هرچند اهمیت این تحرکات برای جریان فتنه تا بدان پایه است که تعدادی از اعضای این شاخه تحکیم که به پیادهنظام مدعیان اصلاحطلبی در خارج از دانشگاه شهرت یافتهاند، گویا با عالیجناب خاکستری خویش یعنی سیدمحمد موسویخوئینیها دیدار داشته و برای اقدامات احتمالی خویش دوپینگ شدهاند.
اما بهرغم این تلاشها که هدف عمده آن، جنجالآفرینی برای ابراز وجود و خروج از انزوا میباشد، میتوان از همین الان ناکامی این تحرکات و افزوده شدن یک طبقه دیگر به زنجیره ناکامیها و شکستهای افراطیون پیادهنظام فتنه در دانشگاهها در 16 آذر آینده را پیشبینی کرد. علل چنین احتمالی را میتوان در موارد ذیل جستوجو کرد:
1- بیاعتباری و سابقه سیاه شاخه افراطی دفتر تحکیم در وقایع گذشته که عبوراز خطوط قرمز و جسارت و حرمتشکنی علیه مقدسات از جمله بیحرمتی به تصاویر حضرت امام(ره) در اجتماعات غیرقانونی 16 آذر سال گذشته را به بهانه اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در کارنامه خویش ثبت داشته و در حالی که از نام و تابلوی مزین به نام حضرت امام سوءاستفاده میکند، بزرگترین جفاها را در حق امام(ره) و نظام جمهوری اسلامی انجام داده است.
2- ارتباطگیری و تأثیرپذیری افراطیون تحکیمی از گروههای سیاسی برخوردار از حمایت امریکا و بالاتر از آن فرار تعدادی از اعضای تحکیم به امریکا مثل علی افشاری، فاطمه حقیقتجو، اکبر موسویخوئینیها و... و بر ملا شدن ارتباط و همکاری آنان با نهادها و بنیادهای پوششی سازمان جاسوسی و وزارتخانه امریکا هیچ اعتبار و آبرویی برای ادعاهای این گروهک باقی نگذاشته است.
3- از دست رفتن انسجام حامیان سیاسی بیرون از دانشگاه و فروپاشی گفتمان مورداستفاده افراطیون دفتر تحکیمی که زمانی به آن امکان فتنهگری در کوی دانشگاه و حتی توسعه آشوبها و حرمتشکنیها تا خرمآباد را میداد، مدتهاست که آنها را در لاک انفعال قرار داده و به یک گروه فشار و لمپن سیاسی تبدیل کرده است.
بنابراین هرچند این افراطیون با تمسک به شیوههای ماکیاولی و اتکا بر شیوههای غریزی در پیشبرد اهداف خویش شهرت دارند که کشف حجاب یکی از حامیان دوره دوم خرداد آنان برای گرفتن پناهندگی از امریکا و برپایی کمپهای مختلط در خلوت کویر در پوشش اردوهای دانشجویی در ماههای اخیر نمونه آن است، اما چنین عوامل و سوابقی هیچ نسبتی بین مناسبت روز 16 آذر که ماهیتی ضدامریکایی دارد با هویت متزلزل و چندگانه افراطیون تحکیمی باقی نگذاشته که بتوانند برای خروج از انزوا، این مناسبت تاریخی را هزینه اهداف حقیر سیاسی خویش کنند. گرچه دیدارها و هماهنگیهای روزهای گذشته که از خطدهی عالیجناب خاکستری تا دریافت پیام علی افشاری از امریکا را دربرمیگیرد، نوعی دوپینگ به حساب میآید که البته نتیجهای جز رسوایی نخواهد داشت.