کد خبر: 425282
تاریخ انتشار: ۱۴ آذر ۱۳۸۹ - ۰۷:۰۸
سخنان اخیر حجت‌الاسلام رحیمیان پیرامون نوع مواجهه مقام معظم رهبری با مجمع روحانیون بعد از ارتحال حضرت امام(ره)، در فضای رسانه‌ای نسبتاً‌ مغفول واقع شد. شاید بسیاری از کسانی که اعضای این مجمع را منتسب به خط امام می‌دانند هیچ اطلاعی از نحوه مواجهه مقام معظم رهبری با این تشکل نداشته باشند اما این ذهنیت را داشته باشند که چون شالوده فکری اعضای مجمع روحانیون بعضاً با اصول فکری مقام معظم رهبری متفاوت است به آنان کم‌توجهی کرده باشد، اما معظم‌له، با علم به این تفاوت، در جایگاه رهبری برای آنان «سنگ تمام» گذاشت. روح کلی سخن حجت‌الاسلام رحیمیان که خود از بنیانگذاران مجمع روحانیون مبارز تهران است، این است که نه تنها مقام معظم رهبری (بعد از ارتحال حضرت امام (ره)) با وجود مجمع مذکور موافق بودند بلکه بودجه خوبی را برای استمرار و فعالیت این مجمع اختصاص می‌دادند و به رغم مشغله‌های گسترده رهبری در نظام جمهوری اسلامی ایران، ایشان هفته‌ای یکبار با نماینده یا نمایندگان مجمع روحانیون ملاقات می‌کردند. اعضای مجمع را به عنوان نمایندگان خود (صدوقی، رحمانی، نظام‌زاده و رحیمیان) و به‌عنوان مشاور خویش (کروبی، خوئینی‌ها) و عضو مجمع تشخیص مصلحت (توسلی، انصاری و...) قرار دادند. از ریاست کروبی به مجلس پر مسئله ششم به صورت کتبی تقدیر کردند و طبق اخبار تأیید نشده به نشریات آنان نیز کمک مالی می‌کردند تا بتوانند به حیات خود ادامه دهند. از کاندیداتوری خاتمی استقبال کردند و...
آیا اعضای مجمع مذکور نیز با همین حمیت و صداقت با رهبری رفتار کردند؟ به جرأت می‌توان گفت که اگر اعضای مجمع روحانیون یک قدم در راه امام و انقلاب برمی‌داشتند از نگاه تیزبین رهبری دور نمی‌ماند و از آن قدردانی می‌کرد. تقدیر معظم‌له از کروبی در مجلس ششم به دلایل متعددی بود که مهم‌ترین آن ایستادگی در مقابل حرف‌های عضو حزب مشارکت (شیرزاد) درباره مسائل هسته‌ای بود. در هنگام وداع خاتمی با قدرت (به رغم آن همه مشکلی که اطرافیان خاتمی ایجاد کردند) رهبری نجابت خاتمی را ستود و از وی قدردانی کرد. به گفته خود کروبی از حضور ایشان در انتخابات ریاست جمهوری استقبال کرد... اما اعضای مجمع در پاسداشت این همه توجه و خدمت از کسی که به فرموده امام(ره) در میان دوستانش چون خورشید می‌درخشد چه کردند؟ قطعاً عنایات دیگری نیز از معظم‌له نسبت به این مجمع یا اعضای آن وجود داشته که افکار عمومی از آن بی‌اطلاع هستند. اما پاسداشت آن چه شد؟ اوج تشکر این مجمع از مقام معظم رهبری درخواست راهپیمایی برای حمایت از یک دروغ بزرگ بعد از خطبه 29/3/88 معظم‌له بود؟! که فردای آن خطبه معروف مردم را به خیابان‌ها فراخواندند و علاوه بر میلیون‌ها تومان خسارت مادی و سوزاندن مسجد لولاگر و کشته شدن بیش از 10 نفر، حیثیت نظام اسلامی را در مقابل ملت‌های جهان چوب حراج زدند و بی‌شرمانه در بیانیه‌ای آوردند که از موسوی حمایت می‌کنند. قطعاً حمایت رهبری از آنان در درستی راه آنان نهفته بود، زیرا این سیره امام بود که: «چارچوب دوستی من با افراد در درستی راه آنان نهفته است و دفاع از حزب‌الله اصل خدشه‌ناپذیر نظام اسلامی است»‌ بنابراین اوج پرمدعایی است اگر کسانی که ریاست کمیته من‌درآوردی صیانت از آرا را به عهده گرفتند و کسانی که دیروز امام را به انحراف نهضت آزادی متقاعد می‌کردند و امروز نهضت آزادی برای آنان کف و سوت می‌زند و کسانی که به دنبال کشیدن فرش از زیر پای رهبری هستند، توقع داشته باشند که همچنان آن لطف و عنایت بر آنان اعمال شود. دیروز روز دیگری بود و امروز روز دیگر و فردا آزمایشی دیگر است. آزمایش دنیا چون کوره‌ای تفتیده به جان این مجمع روحانی افتاد. آنان که دل به خدا داده بودند راه خود را جدا ساختند (رحیمیان، روحانی و...) و زود دامن خود جمع کردند و به فرمان ولی خود ماندند و به سوی عاقبت به خیری به پیش می‌روند و آنان که نفاق را پیشه کردند و توقع داشتند ولی زمان، خود را با آنان تنظیم نماید، کم‌کم از دایره عزت اجتماعی خارج شدند و در افکار عمومی همتراز با نهضت آزادی، حزب مشارکت و سازمان مجاهدین ثبت شدند، اما به جای اصلاح عملکرد خویش به سوابق خود چسبیدند و به جای حال خویش، نان گذشته را نوش جان کردند و به جای مسیر انقلاب در گذشته امام ماندند و... اکنون روز فرقان برای آنان فرارسیده است؛ راهی جز همراهی با ولی یا نفاق نمانده است. تصمیم امروز بهتر از فرداست.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار