
آنگاه که از دانشآموز بسیجی، دانشجوی بسیجی، مهندس یا پزشک بسیجی حرف میزنیم، وقتی که هر صنفی را در قالب بسیجی بودنش تعریف میکنیم، بدون شک مقصودمان آن است که آنها در کار و زندگیشان از همه ظرفیت وجودی خود بهره گرفته و برکتی آسمانی، مهمان ثانیههای بودنشان شده است. کسانی که همواره با چهرهای گشاده و دلی لبریز از شوق و تلاش با سرمایهای از اخلاص در تحصیل و تحقیق و خدمت و تلاش برای نیل به اهداف مقدس، از هیچ کوششی فروگذار نیستند. این بسیجی بودن و اندیشه به اندیشه بسیجی سپردن، این بار در تیمی از پزشکان بسیجی تجلی یافت تا تخصص را در خدمت تعهد به خدمتگزاری مردم بکشاند. این بار گروهی از پزشکان بسیجی متشکل از فوق تخصصان جراحی پلاستیک، در راستای برقراری عدالت و تخصیص منابع، امکانات و تخصصهای پزشکی به اهالی مناطق محروم و رسیدگی به حال محرومان جامعه، به سرپرستی دکتر عبدالجلیل کلانتر هرمزی به رامهرمز سفر کردند تا در عمل ثابت کنند که بسیجی فقط این شعار دادنها نیست که تجلی مییابد؛ بسیجی مرد میدان عمل است و ثابت میکند که در همه میدانها حاضر است و در هیچ امری کوتاهی نمیکند. دکتر عبدالجلیل کلانتر هرمزی متولد 1337 در رامهرمز است. او اینک فوق تخصص جراحی پلاستیک دارد و رئیس بخش جراحی جمجمه، فک و صورت بیمارستان 15 خرداد در تهران است. او سالها پیش در دوران دفاع مقدس، نامش را میان حماسهسازان هشت سال جهاد در مقابل کفر، ماندگار کرد و امروز باز در میدانی دیگر و در عرصهای دیگر به جهاد میپردازد و از این راه به کسب اهداف متعالیاش نائل میشود. دکتر کلانتر هرمزی بسیجیوار برای رسیدن به آرمانهای معنویاش در تلاش است و چه چیز بهتر از اینکه در راه رسیدنی اینچنین، مردم سرزمینش نیز از تعهد و تخصص او بهره گیرند. در این مجال، گفتوگوی ما با دکتر کلانتر رامهرمزی را خواهید خواند. اما همچون او در این سرزمین کم نیستند؛ کما اینکه او در سفر به رامهرمز و درمان رایگان بیماران آن خطه، تنها نبود. تیمی از همکاران بسیجیاش، همراه او شدند تا به پشتوانه تخصصی که پشتش کوهی از تعهد خوابیده، در این عرصه به جهاد بپردازد. استقبال مردم در مرحله اول، باعث دلگرمیشان میشود و بعدتر در مرحله دوم، باز تخصص خود را به رایگان در اختیار مردم قرار میدهند. پیاده کردن تفکر بسیجی، از پشت خاکریزهای جبهه در زمان جنگ تا سنگر علم و دانش و خدمت به محرومان در دوران صلح، ما را به مصاحبه با او کشاند. گرچه شلوغی اوقات دکتر کلانتر هرمزی، بارها این مصاحبه را به تأخیر انداخت، اماخوشحالیم که سرانجام خلوص و تواضع دکتر، به این گفتوگو رضایت داد.
آقای دکتر جایگاه ایران در جراحی پلاستیک بین کشورهای دیگر در کجا قرار دارد؟ایران پیشینه پرباری در پزشکی دارد؛ افرادی مثل ابوعلی سینا و رازی در این کشور به طبابت پرداختهاند. اگر توجه کنید متوجه میشوید بزرگترین و پیچیدهترین عملهای جراحی پلاستیک در دوران هشت سال دفاع مقدس روی داده است و بهترین متخصصان این رشته از پشت خاکریزهای جبهه و جنگ روییدهاند، نه در دانشگاههای معتبر امریکا. امروز از هر 10 پزشک برتر دنیا دو یا سه نفرشان ایرانیاند.این را در نظر بگیرید و به تجربه هشت ساله دفاع مقدس اضافه کنید. هشت سالی که کورهای بسیار داغ برای آبدیده شدن پزشکان بود؛ پزشکانی که بدون کمک گرفتن از هیچ بیگانهای جنگ را از نظر پزشکی اداره کردند. بنابراین به جرأت میگویم که کشور ما یکی از چهار کشور مطرح در زمینه جراحی پلاستیک است به همین دلیل بسیاری از افراد کشورهای دیگر، ایران را برای عمل جراحیشان انتخاب میکنند و این اعتماد باعث افتخار ما پزشکان است.
علت سفر به مناطق محروم رامهرمز چه بوده است؟در یک تصمیم شخصی خواستم برای معالجه و جراحی ناهنجاریهای سروصورت که بیش از 100 مورد است، به شهر رامهرمز در استان خوزستان سفر کنم. علت اصلی سفر ما به رامهرمز آشنا نبودن بیماران با تهران، رها کردن خانه و شغلهایشان در شهرستان در صورت سفر به تهران برای معالجه، نبودن در کنار خانواده و دوری از آنها بود که حتی به مدت یک ماه باعث صدمات جبران ناپذیری از لحاظ مادی، روانی و فرهنگی میشد.ما با تشکیل گروه فوق تخصصی از جراحان پلاستیک بیمارستان 15 خرداد، توانستیم خدمات درمانی این رشته پزشکی را برای خدمت به محرومان به در منزلشان ببریم، عده بسیاری از بیماران از شهر رامهرمز برای معالجه و جراحی پلاستیک در طول سال به بیمارستان 15 خرداد مراجعه کرده بودند که با رفتن تیم پزشکی این بیمارستان به رامهرمز دغدغه بسیاری از بیماران برطرف شد.
فکر اولیه این حرکت از طرف چه کسی بود و چرا رامهرمز انتخاب شد؟فکر شخصی و ابتکار خودم بود که برای اولین بار در ایران انجام شد. بیمارستان 15 خرداد در جراحیهای پلاستیکی ناهنجاریهای مادرزادی در سطح خاورمیانه مطرح است. بر این اساس و نیز آشنایی خودم از شهر و زادگاهم رامهرمز و فعالیتهای پزشکی چندین سالهام در خوزستان تصمیم گرفتم برای جراحی پلاستیک و معالجه بیماران به صورت رایگان، به شهر رامهرمز سفر کنم، دوست داشتم به شهرم و مردمش ادای دین کنم.
مردم چطور از حضور و اقدام شما باخبر شدند؟از سه ماه قبل به رئیس شبکه بهداشت و درمان رامهرمز، دکتر عزتی، اطلاع داده شد که بیماران نیازمند و کسانی که در این مورد مشکل دارند، پیدا کرده تا ویزیت شوند. همچنین دکتر ابراهیمی، رئیس بیمارستان امام خمینی (ره) رامهرمز شرایط را فراهم کردند و اتاق عمل پرسنل بیمارستان را در اختیار ما قرار دادند. ویزیت انجام شد و کسانی که نیاز به عمل جراحی داشتند فردای آن روز مجدداً ویزیت و جراحی شدند.
گروه همراه شما چه کسانی بودند؟من به عنوان سرپرست تیم، دکتر رضا شاوردیانی فوق تخصص جراحی پلاستیک، دکتر علیرضا بابایی فوق تخصص جراحی پلاستیک،دکتر حمیدرضا حلاج مفرد فوق تخصص جراحی پلاستیک، شهریار حدادی ابیانه، دکتر محمودرضا اصحاب یمین،دکتر علیرضا چیتسازان مسئول سمعی و بصری بیمارستان 15 خرداد و جواد ندافی پرستار جراحی پلاستیک از تهران حرکت کردیم و دکتر ملکی جراح عمومی شهرستان رامهرمز در محل، به ما در ویزیت و مراقبتهای بیماران کمکهای لازم را انجام دادند.
در چند مرحله انجام شد؟اولین مرحله از این اقدام در آذر 1388 مصادف با هفته بسیج بود در مرحله اول در طول 72 ساعتی که این تیم در شهر حضور داشت 300 بیمار ویزیت شدند کار تیم پزشکی از صبح زود تا ساعت 23 شب ادامه داشت و فردای آن روز 25 بیمار مورد عمل جراحی قرار گرفتند: حدود 60 بیمار نیز به دلیل کمبود امکانات به بیمارستان 15 خرداد ارجاع داده شد و در اسرع وقت بدون نوبت معالجه و جراحی شدند. به علت استقبال مردم مرحله دوم در فروردین 1389 اجرا شد، دراین مرحله 500 بیمار ویزیت و 52 نفر از این بیماران مورد عمل جراحی قرار گرفتند.
هزینههای سفر و جراحی بیماران بر عهده چه کسانی بود؟در هر دو مرحله تمامی هزینهها را به عنوان سرپرست و مسئول کار، شخصاً پرداختم. بیشتر وسایل پزشکی جراحی در این شهر شخصی بود، خدمات درمانی و هزینههای جراحی پلاستیک به صورت رایگان انجام گرفت و هیچ هزینهای از بیماران دریافت نمیشد. به اعضای تیم هم حتی یک ریال پرداخت نشد.
استقبال مردم از گروه شما چطور بود؟بینظیر؛ مردم گریه میکردند. آنها اصلاً تصور نمیکردند که یک گروه فوق تخصص با تمامی امکانات در منزلشان حاضر شود و به مداوای بیمارانشان بپردازد. بدون طی مسیر، صرف هزینه، صرف وقت و بدون دوری از خانه زندگی این کارها برایشان انجام شد.با رفتن ما در شهر ولولهای شد، بسیار از ما تقدیر میکردند.با نصب پلاکارد و نوشتهها به ما خوشامد میگفتند و از ما تشکر میکردند. دوباره به مطب و بیمارستان پیش من میآمدند و خواستار انجام دوباره این اقدامات بودند. خاطرات زیادی از این سفرها دارم که متأسفانه هنوز فرصت نوشتن آنها را پیدا نکردم.
آیا این کار را ادامه خواهید داد در سفرهای بعدی و شهرهای دیگر؟بله، اگر عمری باقی باشد به سایر استانها هم خواهیم رفت. فعلاً مرحله سوم سفر به رامهرمز در بهمن به مناسبت پیروزی انقلاب انجام خواهد شد. باوجود اینکه ما چهار، پنج پزشک نیاز داریم، نزدیک به 12 جراح پلاستیک ثبت نام و اعلام آمادگی نمودهاند.در مرحله سوم سفر قرار است با همکاری رئیس دانشگاه جندی شاپور، دکتر سرمست تمامی بیماران شهرهای اطراف در همان تاریخ در رامهرمز جمع شوند.
وزارت بهداشت در راستای اهداف و اقدامات شما چه کمکهایی را صورت داد؟هیچ کمکی از وزارت بهداشت دریافت نکردیم. به عنوان عضو هیئت علمی در نامهای شیوه کار خود را به ریاست دانشگاه اطلاع دادم و از لحاظ اخلاقی و قانونی برای شرح به مافوق با عنوان ریاست بیمارستان 15 خرداد تهران طی نامهای به شرح ماوقع پرداختم. تمام این فعالیتها و سفرها در روزهای تعطیل کاری و استراحتم انجام شد. طوری که هیچ لطمهای به کار و فعالیتم در تهران وارد نشد.
از دستاوردهای معنوی این سفرها برای خود و گروهتان، بگویید؟رضایت قلبی من و همکاران اولین چیزی است که نصیب ما شد. از کاری که برای مردم و همنوعانمان انجام میدادیم، بسیار خوشحال بودیم. کاری که نفع شخصی در آن نبود. انتظار حمایت مادی در آن وجود نداشت. این حرکت ما را به آرامشی دوست داشتنی میرساند که به هیچ عنوان قابل خریدن نبود. ما امیدواریم که در جبهههای علمی و کسب پیروزی در اعمال جراحی و ارتقای علمی به موفقیتهای بالایی دست یابیم تا با شوق و اشتیاق فراوانی به سفرهایمان دراین عرصه ادامه دهیم.
برای گسترش فرهنگ خدمترسانی در بین پزشکان و تخصصهای دیگر چه باید کرد؟خدمترسانی به محرومان باید در فکر و ذهن نهادینه شود. باید تخصص پزشکان با اخلاص و تواضعشان همراه شده و کار در منزل مردم برود. به شکرانه نعمت خدمترسانی به مردم باید جلوتر برویم و تلاش کنیم. من در سفرهایم سعی میکنم شاگردان را تا حد امکان همراه خود ببرم تا ادامه دهنده راه ما شوند. این اقدامات در نوع خود بینظیر است. سفر گروهی، همین با هم بودن و تیم شدن است که ما را به اهداف معنوی خود میرساند. ما مفتخریم این کار برای اولین بار به نام گروه ما ثبت شد. امیدوارم تخصصهای دیگر نیز این کار را برای کمک به محرومین انجام بدهند.
بسیج در نظر شما چه میتواند باشد و بسیجی چه میتواند، انجام دهد؟بسیجی در فرهنگ ما به کسی اطلاق میشود که فارغ از همه قیود مادی و ظاهری در جهت هدف خود قدم برمیدارد و قواعد عادی و دست و پاگیر را کنار میگذارد. قطعاً این فرد هدف خود و نتیجه عمل خود را تقدسی میبیند که حاضر است برای این تقدس از همه قید و بندهای دست و پاگیر رها شده و حتی جانش را نیز نثار کند. تمام مردم و هر که دلش برای کشور و اسلام بتپد بسیجی است. بسیجی شهری، روستایی مرد و زن ندارد. بسیجی کسی است که برای اعتلا و خلق و دینش تا پایان عمر پیمان بسته است. بسیجی نخست باید درس عشق را بیاموزد کار کند، بنویسد، بجنگد، عشق بورزد، ملایمت به خرج دهد و شیوه ائمه و بزرگان دین و کشور را مطالعه و بررسی نماید و بداند راه درستی را برگزیده است به شرط آنکه راه و رسم خودپسندی را کنار بگذارد و در عشق برای رسیدن به هدف والایش ذوب شود.
بسیجی بودن شما در کارهایتان چه تأثیراتی داشت؟ما پزشکان علاقهمند به بسیج تمام این کارها را بسیجوار انجام دادیم. افتخارمان بسیجی بودن و عضویت در بسیج جامعه پزشکی است. افتخار میکنم تا آخرین لحظه عمرم برای بسیج بنویسم و حرف بزنم جراحی کنم به میان مردم رفته و خدمت کنم.
آنچه در سوابقتان بیشتر از همه درخشانتر است حضور در جبهه است، خاطرهای از آن دوران دارید؟بله، خاطرهای که خوب یادم مانده مجروح شدن شهید دکتر مصطفی چمران بود. آقای دکتر منوچهر دوایی پزشک امام خمینی (ره) در سال 68 جراح شهید چمران بودند و من انترن ایشان بودم. شهید چمران را به اتاق عمل بردیم، یک ترکش نصف ران و انگشت پایش را زخم کرده بود، دیدیم همه تختها پر است. هر طور بود تختی پیدا کردیم. چون داروی بیهوشی وجود نداشت، شهید چمران را بدون بیهوشی عمل کردیم. دکتر دوایی به من گفتند: « بررسی کن دکتر چمران در چه وضعی است»، سرم را برگرداندم به طرف دکتر. فکشان تکان میخورد، گفتم: «آقای چمران درد که ندارید؟» گفتند: «آقایان به کار خودشان مشغول باشند، بگذارند من هم به کار خودم مشغول باشم.» این ذکر خواندن دکتر چمران برای من همیشه یک درس بود و یادگاری از ایشان. چطور ممکن بود که دکتر با آن درد بسیار زیاد عمل هیچ ناله و آهی نمیکشیدند. این توانایی تنها برای مردان بزرگ خدا میسر است. بعد از عمل، گفتند که مقامی تقاضای وقت ملاقات از دکتر چمران را دارند. من جوان بودم و احساس غرور میکردم که یک عضو مهم مملکتی را دست من سپردهاند، خیلی در زمینه ملاقاتها سختگیری میکردم.آمدم ببینم چه کسی میخواهد ایشان را ملاقات کند، دیدم حضرت آیتالله خامنهای هستند با اندامی لاغر، سرو صورت خاکی و یک چفیه دورگردن تکیه به دیوار کرده و با دوستان و یارانشان در حال گفتوگو هستند. ایشان را به ریکاوری راهنمایی کرده و بعد از پنج دقیقه گفتوگو و ملاقات، ایشان بیمارستان را به طرف جبهه ترک کردند.
و حرف آخر؟ برای همه در عرصههای مختلف آرزوی موفقیت داریم. اگر آموختهای دارم، ثروت فکری و توانی است که خداوند به من عطا کرده و آن را در کمک و سربلندی مردم و کشورم به کار خواهم گرفت. از جوانان کشور میخواهم خود را باور کنند و با کسب علم و دانش گوی سبقت را از کشورهای غربی و اروپایی بربایند.