
کاروان عظیم حج در راه بازگشت از مکه مکرمه و آخرین سفر در معیت رسول خاتم با چهرههایی بشاش از اینکه چنین افتخار بزرگی نصیب آنان شده به محلی رسیدند که قرار بود از همدیگر جدا شده و هر کدام عازم سرزمین خویش شوند.
یکی عراق، دیگری ایران، آن یکی شامات و دیگری مصر و غیره اما وقتی که پیام امین وحی (یا ایّها الرسول بلّغ ما انزل الیک من ربّک) رسید، رسول آخرین همه را فراخواند که تجمع کنند. از آنان که در پیش بودند و آنانی که هنوز نرسیده بودند و پس از قرائت مقدمهای جمله معروف «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» را سر دادند. اتفاق مسلمین که تعدادشان را در صحرای غدیر به 120 هزارتن نوشتهاند گروه گروه به خدمتعلی(ع) رسیدند و با خطابکردن امیرالمومنین از اینکه به مولایی و سروری امت رسول دست یافته بود، به او تبریک و تهنیت گفتند. اما هنوز 70 روز از آن ماجرا نگذشته بود که رسول اولین و آخرین این دیار را بدرود گفت و عزم فردوس برین کرد. برخی از بزرگان بیعتکنندگان در غدیر حال در سقیفه گردهم آمده تا امت نورسیده اسلام را به انحرافی عمیق دچار سازند و رهبری امت را از دست صاحبش خارج ساخته و او را خانهنشین کنند. شهادت بهترین بندگان روی زمین توسط اشقیا در فاجعه کربلا فقط بخش کوچکی از این توطئه عظیم بود و تا روزی که منتقم خون حسین از کنار دیوار کعبه بانگ «انا المهدی» سر بزند این دسیسهها ادامه خواهد داشت.
اما روزگاران از پس هم سپری شد تا روزگارانی دیگر رسید. سیدی از تبار همان منتصب ختمی مرتبت درغدیر بهپاخاست تا اندکی ازعدالت جدش را در دوران غیبت ولی مطلق احیا کند. مردمان خسته از مکر و دروغ و نیرنگ دورش را گرفتند و حماسهای را آفریدند که معجزه قرن نام گرفت. انقلاب او با سلاح چیره نشد بلکه با فطرت آدمیان سخن میگفت. دجالهای عصر که نمیتوانستند این نور را در تاریک خانه خود ببینند شروع به دسیسه کردند تا همچون شمع فروزان جدش حیدر کرار او را نیزخاموش سازند. اما این بار قدری با آن زمان تفاوت داشت اگر چه اصحاب سقیفه در همه زمانها و مکانها درکمین نشستهاند و مترصد فرصتند ولی این سید نیرویی در اختیار داشت که هیچ سلاحی علیه آن کارایی نداشت. نیروی عظیمی که همچون یک شبکه مستحکم در تمامی سرزمین قیام سید تنیده بود. نیروهایی که آنان را بسیجی نام مینهادند. بزرگترین جنگ نیم قرن اخیر به واسطه معجزه بسیج نتوانست قیام روح الله را سرنگون سازد. اما دسیسهها هر روز ادامه داشت تا اینکه آن روح خدایی کوچ کرد و به دیدار صاحب غدیر شتافت و سیدی دیگر که این بارهمنام علی غدیر بود برای هدایت نهضت برگزیده شد. سیدی که همانند جدش از شیخان روز گار نبود و همین موضوع بهانهای برای تاختن به او توسط بیبصیرتان بود. گرگان عصر مسرور از این رویداد بار دیگر دندان تیز کردند تا این بار ریشه این نهضت را برکنند اما قدرت بسیج را دست کم گرفته بودند. هر نقشهای که میریختند با پاسخ بسیج مواجه میشد، فتنه 78 را پایهگذاری کردند، اما بسیج در صبح 22 تیرماه به میدان آمد و آن فتنه همچون حبابی ناپدید شد. مترصد ماندند تا دسیسه کبیرتری را برای امحای قیام پایه بگذارند. انتخابات 88 این فرصت را به آنان داد تا «فتنه عمیق» را آغاز کردند. اما این بار نیز با معجزه بصیرت بسیج و رهبری فرزانه بسیجیان تیرشان کمانه کرد و خود آنان را به افسانهها سپرد. حال آنان در این فکرند که با این معجزه روحالهی چه کنند؟