علي رضائي | دامنه اختلافات ميان مدعيان اصلاحطلبي و ساختارشكناني كه خود را تحت عنوان جنبش سبز شناختهاند، اكنون شيب بسيار تندي به خود گرفته و با وجود آنكه تنها يك سال و چند ماه از همبستگي خاتمي و موسوي در انتخابات 22 خرداد 88 گذشته، امروز شاهد آنيم كه مسير حركت اين دو يار قديمي پس از يك تقسيم نقش ناموفق، چنان از هم گسيخته شده كه به عقيده بسياري از صاحبنظران پيوستگي مجدد ميان «اصلاحات» و «جنبش سبز» ميسر نيست. علاوه بر سيد محمد خاتمي كه خود را سردمدار جريان اصلاحات ميشناسد، اخيراً اصلاحطلبان ديگري نيز به رويارويي با ميرحسين موسوي كه خود را حامي تحركات موسوم به جنبش سبز ميداند، پرداختهاند كه از آن جمله ميتوان به اظهارنظر مسعود پزشكيان وزير بهداشت دولت اصلاحات اشاره كرد كه گفته است:«موسوي از ابتدا هم اصلاحطلب نبود.» اين اظهارنظر و نظراتي مشابه آن البته سؤالي را در ذهن ايجاد ميكند كه اگر موسوي از ابتدا اصلاحطلب نبود، پس چرا و چگونه خاتمي كه اصلاحات با نام وي شناسايي ميشود، در زمان كانديداتوري افراد براي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري از وي طرفداري كرد و آنقدر خود را به ميرحسين نزديك ديد كه گفت:«يا من ميآيم يا موسوي.» پاسخ به اين سؤال تا حدودي مشخص ميسازد كه آيا اصلاحات در زمان انتخابات راه را اشتباه رفت يا موسوي اكنون راه را به خطا ميپيمايد كه اصلاحطلبان را به چنين اظهارنظراتي واداشته است؟تلاش بيفرجام پشت حصار اشتباهاتاگر از اقدامات افراطي ميرحسين موسوي در روزهاي پس از انتخابات سال گذشته صرف نظر كنيم و شرايط و عملكرد نزديك به حال وي را بنگريم، پيام وي به مناسبت 16 آذر روز دانشجو، نقاط تاريك ذهن او را بار ديگر بر همگان روشن ميكند. وي در اين پيام براي چندمين بار به طور مضحكي سعي كرده تا جريان انقلابي مقابل خود و حاميانش را خودكامگان و مستبدان معرفي كند و ساختارشكنان منتسب به جنبش سبز را دانشجو و دانشمند! تكاپوي موسوي براي ترغيب حاميانش به طغيان دوباره در آستانه 16 آذر كه در همين پيام اخير وي كاملاً مشهود است، در حالي صورت ميگيرد كه وي پس از گذشت نزديك به يك سال از توهينهاي آشكاري كه با اهانت به تمثال امام راحل توسط اغتشاشگران در روز 16 آذر سال گذشته تبلور يافت و سرآغازي شد براي وقايع تلخ و مصيبت بار روز عاشورا، هنوز پشت حصار اين اشتباهات و خطاياي بزرگ قصد آزادي و تبرئه حاميانش را دارد و تقصيرات مربوط به اين حوادث را برعهده حافظان انقلاب ميداند. روند فاصلهگيري اصلاحطلبان از موسويراديكاليزه شدن موسوي و مقابله وي با جمهوري اسلامي طي يك سال گذشته چنان مشهود و واضح است كه در برخي از اوقات اصلاحطلبان شاخصي چون خاتمي نيز او را به انتقاد گرفتند. واكنش موسوي به اعدام پنج نفر از اعضاي گروهكهاي بمبگذار كه در ارديبهشت سال جاري شاهد آن بوديم به قدري غيرقابل باور بود كه خاتمي طي ديداري به موسوي گفت:«آقاي موسوي با اين اقدام آبروي ما را بردي.» اقدامات راديكالي و نامعقول موسوي رفته رفته چنان در سراشيبي قرار گرفت كه فاصلهگيري بسياري از اصلاحطلبان از وي بسيار جدي شد. چنانكه اخيراً سيدمحمد خاتمي با فراخواندن استانداران دوران اصلاحات دستور فعاليت آنان را براي نهمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي صادر كرده است و در جلساتي كه به اين منظور برقرار شده ضمن انتقاد از عملكرد نامناسب موسوي بر پيشروي و درخشش «اصلاحات» تأكيد شده است. بيد لرزان اصلاحات در قلمرو نظاممطابق با اين موارد و نكات، پاسخ سؤال ابتداي متن كه آيا اصلاحات در زمان انتخابات راه را اشتباه رفت يا موسوي اكنون راه را به خطا ميپيمايد، تا حدودي در ذهن روشن ميشود؛ اما در اين روشنايي ذهن همچنان نقاط تاريكي باقي است كه با تمركز روي عملكرد اصلاحطلبان پس از انتخابات 22 خرداد، شايد تا حدودي روشن شود. عملكردي كه در ابتدا در مسير موازي با ساختارشكنيها بود و اگرچه رفته رفته به جدايي ميان اصلاحات و تحركات موسوم به جنبش سبز كشيده شد اما همچنان جماعت اصلاحطلب حاضر به قبول اشتباهات و حركت مداوم و دقيق روي اصول و خطوط مشخص نظام نيست و هنوز عدهاي زير چتر اصلاحات افكار تجديدنظرطلبانه خود را به جامعه القا ميكنند.