
جعفر تکبیری: سخنان حکیمانه رهبر معظم انقلاب در جمع پرشور مردم قم پردهای دیگر از تلاشهای دنیای غرب برای تضعیف اسلام برداشت. تلاشهایی که به گفته مقام معظم رهبری در ترویج «اسلام منهای روحانیت» و «اسلام منهای سیاست» نمود پیدا کرده است. نمودهایی که میتوان عبارت دقیق تر آن را سکولاریسم عنوان کرد.
بی شک جریان سکولاریسم در ایران ، بارزترین تهاجم فکری غرب به نظام اسلامی است و کارشناسان سیاسی و دینی همگی بر این نکته اذعان دارند که اگر فرآیند سکولاریسم در ایران به کامیابی رسد، هر آنچه از حکومت دینی و انقلاب اسلامی و پیریزی تمدن نوین اسلامی فراهم شده، از بین خواهد رفت. این نکتهای است که دنیای غرب به خوبی آن درک کرده و در تمامی طول این سالها برای تحقق آن در ایران تلاش کرده است. ضربهای دردناک به غرب
آن چیز که در این بین مسلم است، جامعه مذهبی ایران هیچگاه حاضر به پذیرش سکولاریسم در نظام خود نشده است. شاید مهمترین عاملی که باعث انزوای گرایش سکولاریسم درایران شد، کوشش برخی ازطلاب و روحانیون برای زدودن دیوار میان دین وحکومت و کشاندن روحانیون به مبارزه سیاسی به سود دین، است.
این موضوع از زمان افرادی همچون آیت الله سیدمحمدخیابانی، آیت الله سید حسن مدرس و در ادامه افرادی نظیر نواب صفوی بود که با طرح موضوعاتی همچون، ضدیت با غرب، تشویق روحانیون به مبارزه با دولت و سیاستهای غربگرایانه اش و در نهایت تشکیل حکومت اسلامی، پا به عرصه جامعه گذاشت. اوج این جریان را میتوان در دوران انقلاب اسلامی دید که امام خمینی(ره)، توانست با جمع کردن مردم به واسطه روحانیون قدرتمندترین حکومت خاورمیانه را که از حمایتهای بی شائبه غرب برخوردار بود را سرنگون کند. از این رو جریانهای استکباری به خوبی درد ضربهای که به واسطه روحانیون خورده بودند را احساس کردند و متوجه شدند که نقطه اتکا جریانات مردمی اسلام و روحانیون هستند. بنابراین برای تسلط مجدد باید این دو عامل را از سر راه برمیداشتند. اما آن چیز که در این بین باعث شد رهبر معظم انقلاب در سخنرانی خود باردیگر این نکته را به عنوان خطر مورد اشاره قرار دهند، تلاش جریانهای نوظهور برای ارائه این نظریه در قالبهای جدید است. جریانهایی که از بخشی ظواهر روحانیت برخوردارند و چرب و شیرینهای دنیوی آنها را از وظیف و رسالتی که بر عهده دارند، دور کرده است تا آنجا که در قبال فتنه آشکاری همچون حوادث پس از انتخابات سکوت اختیار کرده و یا با جریان فتنه همراهی کردند. به عبارت دیگر، بنا به عادت، یا برای سوء استفاده و اغفال مردم متدین در جهت پیشبرد اهداف سیاسی و اغراض حزبی و گروهی و شخصی شان این لباس را می پوشند. این همان موضوعی است که به خوبی میتوان در سخنان جسین حاج فرج دباغ(سروش) و محسن کدیور دو تن از تئوری پردازان جریان سکولاریسم در ایران مشاهده کرد. اسلام آمریکایی سوغات غرب
بی شک مسلم است که اسلام منهای روحانیت و اسلام منهای سیاست، اسلامی است که آمریکا و دنیای غرب به دنبال آن هستند و جریان دنبال کننده این دو تفکر یعنی اسلام منهای روحانیت و اسلام منهای سیاست همان جریان طراحی کننده پروژه های اتاق فکر استکبار دشمنان اسلام است.
مسأله پیدایش قرائت و جریانی انحرافی از اسلام به نام اسلام امریکایی که به دنبال جدا کردن روحانیت از اسلام و سیاست از اسلام است، موضوعی بود که در پیامهای اواخر عمر امام خمینی با حساسیت فراوان مورد تبیین و بازگویی و هشدار قرار گرفته است اما متأسفانه در این مورد نیز همانند دیگر هشدارها و پیشبینیهای آن مرد الهی، آنگونه که میبایست، این موضوع مورد توجه واقع نگردید و در داخل کشور عمدتاً مسأله تقابل اسلام ناب و اسلام امریکایی به حدّ نزاعهای سیاسی جناحها فرو کاسته شد. در حالی که در ادبیات امام خمینی مسأله رویارویی همهجانبه امریکا و غرب در قالب تقابل اسلام امریکایی و اسلام ناب محمدی(ص) به مثابة مرکز ثقل رویارویی گسترده فرهنگی و سیاسی آینده جهان اسلام با امریکا و غرب مطرح بود. اما اگرچه رهبر معظم انقلاب نیز طی سالیان گذشته بارها با پیش کشیدن موضوعاتی نظیر تهاجم فرهنگی و ناتوی فرهنگی سعی کردند خطر نفوذ اسلام آمریکایی را گوشزد کنند اما با طرح مستقیم موضوع اسلام بدون روحانیت و اسلام بدون سیاست در اجتماع مردم قم سعی کردند زنگ خطر این هجمه را بیش از پیش به صدا درآورند.
در مجموع باید گفت که امروز امریکا و غرب برای مهار امواج بیداری اسلامی چارهای جز پناه بردن به استراتژی تحریف جنبههای حیات آفرین اسلام و خنثیکردن اندیشه سیاسی اسلام ندارد و هشدار مقام معظم رهبری نسبت به گفتمانی بود که امریکا از رهگذر ترویج آن با استفاده از سلطه رسانهای و تبلیغاتی خویش به جنگ اندیشههای مترقی و اجتماعی اسلام ناب برخواهد خاست تا شاید به ظن خود بتواند رویای تسلط بر ایران را جامه عمل بپوشاند.