
بررسی ابعاد مختلف سفر دکتر احمدینژاد رئیسجمهوری اسلامی ایران به لبنان همچنان در دستور کار رسانههای خبری قرار دارد به طوری که در چند روز اخیر با توجه به استقبال صمیمی و کم نظیر مردم لبنان از هیأت عالی رتبه ایرانی تحلیلگران و مفسران مطبوعاتی و رادیو تلویزیونی سعی کردهاند با بهرهگیری از دایره واژگان معمول در ادبیات سیاسی و روابط بینالملل همچون عمق استراتژیک، موقعیت ژئوپلتیک، منطقه نفوذ، دکترین جدید ایران و دهها واژه دیگر به تحلیل و تفسیر این سفر مهم بپردازند. اما با توجه به ویژگیهای منحصر به فرد این سفر به نظر میرسد سفر رئیسجمهور به لبنان را نمیتوان صرفاً با چنین ادبیاتی تحلیل کرد چرا که روابط ایران و لبنان با توجه به سابقه فرهنگی و تمدنی دو کشور و پررنگبودن رگههای عاطفی و صمیمانه در روابط دو دولت و ملت روابطی متفاوت محسوب میشوند. این تفاوت را آنجا میتوان احساس کرد که مردم لبنان با وجود تبلیغات مسموم شبکههای خبری غرب و برخی شبکههای محافظهکار عربی با حضوری پرشور و با آغوشی باز پذیرای رئیس جمهور ایران شدند. این استقبال پرشور به ویژه در سطح نخبگان مذهبی، سیاسی و دانشگاهی لبنان قابل تعمق است. دیدار صمیمی دکتر احمدینژاد با علمای لبنان از گروههای مذهبی متفاوت، نخبگان سیاسی و دانشگاهیان همان نکتهای است که مقامات غربی و رژیم اسرائیل در درک و تحلیل آن دچار اشتباه محاسبه میشوند. استقبال کم نظیر مردم لبنان و نخبگان این کشور را نمیتوان در یک جمله همانگونه که نتانیاهو از سر استیصال آن را به کار برد یعنی لبنان به قهر ایران تبدیل شده است، خلاصه کرد چون اساساً روابط ایران و لبنان را با چنین ادبیاتی نمیتوان تفسیر کرد. عمق روابط ایران و لبنان را با نقبی به تاریخ روابط دو کشور بهتر میتوان دریافت. از شیخ بهایی و حرعاملی تا شهید چمران و امام موسی صدر و اکنون استقبال عاشقانه و خارج از عرف معمول دیپلماتیک ملت لبنان از رئیسجمهوری ایران که سبب حیرت رسانههای خبری شد، به طوری که جزء قطع برنامههای عادی خود و پوشش این رویداد بینظیر چارهای نداشتند. بدین ترتیب در برخی مواقع برای تحلیل روابط دو کشور نبایستی صرفاً به ادبیات موجود روابط بینالملل اکتفا کرد چون ابعاد رویداد چنان متنوع و خارج از تصور است که آن را ورای ادبیات موجود باید تحلیل کرد. آنچه که در سفر به لبنان رخ نمود با ابزارهای مادی قدرت خلق نمیشود، کما اینکه امریکا و برخی دولتهای منطقه سالهاست با توسل به چنین ابزاری و در چارچوب دیپلماسی عمومی به دنبال خلق آن هستند اما هیچگاه افکار عمومی لبنان، منطقه و جهان شاهد عینیت یافتن آن نبوده است. بنابراین در بحث روابط ایران و لبنان و علاقهمندی مردم این کشور مقاوم به مسئولان جمهوری اسلامی ایران و خلق استقبالی حماسی باید به دنبال منابع غیرمادی قدرت بود و در این مقوله مؤلفههای فرهنگی و ارزشی جایگاه ویژهای دارند، مقولههایی که کمیتناپذیر بوده و قابل محاسبه نیستند. بروز و ظهور این وجه از مؤلفههای ارزشی و فرهنگی است که تحلیل آن در چارچوب ادبیات موجود کمتر میسر میشود. بسیاری از اندیشمندانی که درباره انقلاب اسلامی و بازتابهای آن دست به قلم بردهاند به این نکته معترف بوده و به ابعاد منحصر به فرد و ویژه انقلاب اسلامی ایران و جایگاه آن نزد سایر ملتها اشاره کردهاند چنانکه نمونهای از آن را جهان در آنچه که در لبنان گذشت شاهد بود.