
اروپا که زمانی خود را نماد امنیت و سرزمین رفاه میدانست اکنون با چالشهای قابل توجهی مواجه شده است. تشدید بحرانهای اقتصادی، موجی از اعتراضهای مردمی را به همراه داشته که به اعتصابهای میلیونی منجر شده است. اعلام فضای امنیتی از سوی دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی و آماده باش نیروهای نظامی برای به اصطلاح مقابله با تهدیدات تروریستی نیز فضایی از رعب و وحشت را بر اروپا حاکم ساخته است. هرچند که عاملان فضای امنیتی ایجاد شده بر این ادعایند که گروههای تروریستی از جمله القاعده عاملان فضای امنیتی ایجاد شده میباشند اما روند تحولات و سوابق اروپا در ایجاد فضای امنیتی در سالهای اخیر بیانگر بازیگری ورای گروههای تروریستی در ایجاد چنین فضایی است.
بسیاری از ناظران سیاسی تأکید دارند که عامل اصلی فضای ایجاد شده در اروپا، امریکا میباشد که برای رسیدن به اهداف خود همواره فضایی از وحشت را بر جهان حاکم ساخته است. آنها با استناد بر حوادث 11سپتامبر و پس از آن تأکید دارند که امریکا بار دیگر به دنبال استفاده از فضای امنیتی برای رسیدن به مقاصد خود در مقابل اروپاست که بعضاً عبارتند از:
1- قاره اروپا در حالی دچار بحران و رکود اقتصادی شده است که بسیاری از مردم، آن را نتیجه سیاستهای امریکا دانسته و خواستار دوری دولتمردان امریکا جهت پایان بحرانهای مذکور هستند. اعتراضهای مردمی به نقش امریکا در بحران اقتصادی، هزینهای بسیار برای این کشور به همراه داشته است.
امریکا با بالا بردن فضای امنیتی اروپا تلاش دارد تا افکار عمومی را از بحران اقتصادی به امور امنیتی سوق داده تا در سایه آن ضمن پایان دادن به انتقادها، حتی خود را ناجی اروپا در تأمین امنیت معرفی کند به گونهای که اروپا همچنان نیازمند همکاری با امریکا باشد در حالی که دیگر سخنی از بحران اقتصادی به میان نمیآورد. به عبارت دیگر امریکا به همراه تعدادی از متحدان اروپایی خود باردیگر به دنبال منحرف کردن افکار عمومی از حقایق بحران اقتصادی اروپا و سوق دادن آنها به مسائل امنیتی است که رعب و وحشتی مضاعف را بر ملتهای اروپایی حاکم میسازد.
2- نکته مهم آنکه امریکا در سال 2001 به بهانه تأمین امنیت اروپا را وارد جنگ افغانستان ساخت. اکنون که 9 سال از آن زمان میگذرد، سیاستهای جنگ طلبانه امریکا نه تنها امنیت را برای مردم اروپا نیاورده بلکه هر روز چالشهای بیشتری برای آنها به همراه داشته است. بر فرض پذیرش حضور گروههای تروریستی در اروپا، آنها را باید دستاورد 9 سال اشغالگری و جنگ طلبی امریکا دانست که اروپا را با چنین بحران بزرگی مواجه ساخته است. بسیاری از ناظران سیاسی و نظامی تأکید دارند که جنایات اشغالگران عراق و افغانستان، موجی از انزجار جهانی را به همراه داشته که نتیجه آشکار آن تشدید انفجارها و تهدیدات امنیتی در اروپا و امریکاست.
3- امریکا طرحهای نظامی جدیدی را در عرصه جهان در پیش گرفته است. براساس دکترین راهبردی امریکا در سال 2025، دکترین ناتو برای «2020»، طرح امنیت ملی امریکا و...، واشنگتن به دنبال نظامیگریهای جدید در جهان است که تقابل نظامی با پاکستان، توسعه نظامیگری در آسیای مرکزی و قفقاز، شرق آسیا، نفوذ گسترده در آفریقا، استمرار مبارزه با اسلام درلوای نام مهاجرین و عاملان ناامنی جهان و... از آن جمله است.
امریکا که توانایی پرداخت هزینههای این تحرکات را ندارد و از سوی دیگر به دنبال مشروعیت بینالمللی اقدام خود میباشد اجباراً به دنبال شرکایی در صحنه بینالملل خواهد بود. با توجه به عدم جایگاه جهانی امریکا، این کشور در نهایت بار دیگر اروپا را با بهانههای امنیتی به اجرای اهداف خود متقاعد میسازد درحالی که همچنان فرماندهی با امریکاست و اروپا تنها تأمینکننده منابع مالی و انسانی خواهد بود.
در نهایت با توجه به آنچه ذکر شد میتوان گفت که بحرانهای امنیتی ایجاد شده در اروپا بیش از هر چیز برگرفته از اقدامات جنگ طلبانه امریکا در گذشته، حال و آینده و تحرکات این کشور برای سرپوش نهادن بر چالشهای اقتصادی ایجاد شده در جهان به دست امریکا میباشد. به عبارت دیگر اروپا بار دیگر قربانی سیاستهای امریکا شده که به دلیل روابط سنتی با این کشور و عدم گرایش برخی دولتمردان به استقلال از آن عملاً پرداختکننده هزینه سلطهطلبیهای آن میباشند. امری که فضایی از رعب و وحشت و موجی از هزینههای انسانی و مالی را برای اروپا به همراه داشته و خواهد داشت.