
دکتر حمید انصاری قائم مقام موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) به برخی مطالب مطرح شده درباره نامه ٦ /١/ ٦٨ حضرت امام خمینی (س)و تاریخچه مرجعیت امام پاسخ داد.
به گزارش ایسنا، حمید انصاری در این باره گفت: عنوان مرجعیت امام مربوط به هیچ گروه و دستهای نبوده است، نه جامعه مدرسین و نه مراجع وقت قم(آنگونه که برخی ادعا کرده اند) و نه نویسنده کتاب خاطرات – آنگونه که انحصارا خود را بانی مرجعیت امام معرفی کرده است – و نه هیچ سازمان و تشکل دیگری عنوان مرجعیت را به امام اعطا نکرده است.
***اخیرا درباره نامه ٦ /١/ ٦٨ حضرت امام تشکیک هایی صورت گرفته و بعضی از شبکه های فارسی زبان خارجی نیز بدان دامن زدهاند ، نظر شما به عنوان قائم مقام موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام چیست ؟
موسسه درباره اصالت این نامه قبلا با شفافیت اعلان نظر کرده مبنی بر اینکه نامه ٦/ ١ /٦٨ حضرت امام خطاب به قائم مقام رهبری (وقت ) ، قطعی الصدور از سوی شخص حضرت امام و غیر قابل خدشه است ، قصد بیان تفضیل موضوع را ندارم، تاکید میکنم اسناد و مدارک مربوط به این نامه و مهمتر از آن اظهارات حاضران در جلسه سران قوا که در همان روز با حضور امام و یادگار ایشان در جماران برگزار گردیده و موضوع جلسه هم بحث درباره مطالب نامه و حتی تعابیر آن و در خواست عدم انتشار آن بوده است، در اختیار موسسه میباشد . در این مجال فقط به این نکته اشاره میکنم که آنهاکه این ادعا را مطرح کردهاند توجه به این نکته نداشتهاند که گیرنده این نامه در پاسخ مورخ ٧/١/٦٨ خویش خطاب به امام نوشته است :
«... پس از سلام ، مرقومه شریفه ی مورخ ٦ /١/ ٦٨ واصل شد ضمن تشکر از ارشادات و ... »، متعاقب وصول این پاسخنامه ، نامه دوم حضرت امام به تاریخ ٨ /١/ ٦٨ نوشته و برای ایشان ارسال گردیده است .
آیا تشکیک کنندگان در اصالت نامه ٦/ ١، اصالت پاسخ این نامه (٧ / ١ /٦٨ – که در آن قید پاسخ به نامه ٦ /١ /٦٨ تصریح شده است ) و نامه ٨/ ١ را نیز منکر می شوند ؟! آیا این خود بهترین دلیل بر جعل ناشیانه ادعای مذکور نمی باشد.
یادآور می شوم که نامه معروف ٦/ ١/ ٦٨ حضرت امام را ،حجت الاسلام آقای محمدعلی انصاری اخوی اینجانب و بنده در روز ٦ / ١ /٦٨ به قم بردیم و تحویل قائم مقام رهبری گردید. ناگفته هایی از این ماموریت و مسائل پس از تحویل نامه دارم که بیان آن فعلا در فرصت این مقال نمی گنجد.
به هر حال با ادعاهای واهی نمیتوان حقایق تاریخی و واقعیتهای بدیهی را منکر شد. آنچه که مایه تاسف است اینکه این ادعا در لفافه حفظ حرمت امام و با جفایی نابخشودنی در حق یادگار امین امام که امانتداری او زبانزد خاص و عام بوده و امام بارها به صراحت شهادت داده است که فرزندش علیرغم اجازه ای که از امام داشته است حتی یک واو در نوشته های امام بدون نظر ایشان تغییر نداده است ، و تاسف بارتر اینکه این اتهام ناروا در حالی بیان می شود که دست امام و یادگارش از این دنیا کوتاه است، آنهم در شرایطی که موضوع این نامه اصلا مساله روز جامعه نیست، بلکه طرح آن و تشکیک درباره آن یک حرکت کاملا انحرافی است که بازیگران اصلی آن همان کسانی هستند که با سوء استفاده از خوش باوری و ساده انگاریها زمینه های شرایط منتهی به نگارش نامه ٦ / ١ /٦٨ را پدید آوردند . انتظار جدی از کسانی که ادعای فرهیختگی دارند، این است که در میدان انحرافی دشمنان ایران و انقلاب و امام بازی نکنند. تشکیک در بدیهیات تاریخ انقلاب و آثار امام توام با مظلوم نمایی و وارونه گویی و بزرگنمایی مسائل گذشته از جمله شگردهایی است که اخیرا با طرح چند سوال مشخص و نامرتبط با مسائل امروز ایران کوشش میکنند تا از این طریق نام و تشکیلات خود را مطرح کنند.