کد خبر: 415606
تاریخ انتشار: ۱۹ مهر ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۳
ساخت و سازهای نیمه‌کاره، بلای جان ورزش
کشور زیبایمان آثار باستانی و تاریخی زیادی را در گوشه‌گوشه خود جای داده است؛ آثاری که سال‌هاست باعث حیرت جهانیان شده، اما چند سالی است برخی ساخت و سازهای ورزشی با این اماکن تاریخی به رقابت پرداخته‌اند تا آنجاکه سابقه نیمه‌کاره ماندن آنها می‌رود تا به مرز تاریخی شدن برود.تعدادی ورزشگاه در دست احداث هستند که به خاطر اینکه زمان ساختشان بیش از حد طولانی شده در همان حالت نیمه‌ساخته فرسوده شده‌اند، ورزشگاه 75 هزار نفری نقش جهان و ورزشگاه 72 هزار نفری یادگار امام تنها نمونه‌های کوچکی از این پروژه‌های نیمه‌تمام هستند. در تمام این پروژه‌های نیمه‌کاره و نصفه‌نیمه تنها پای یک سازمان به عنوان متهم ردیف اول به چشم می‌خورد؛ سازمان توسعه و نگهداری اماکن ورزشی. با وجود اینکه طبق قوانین ساخت، اجرا و نگهداری تمام ساختمان‌ها و پروژه‌های بزرگ و کوچک ورزشی بر عهده این نهاد است اما نزد افکار عمومی و خصوصاً جامعه و ورزش شناخت چندانی از این سازمان وجود ندارد؛ سازمانی عریض و طویل و با بودجه‌ای هنگفت و بسیار تأثیرگذار اما تقریباً گمنام. شاید بتوان به جرأت گفت که اهمیت سازمان توسعه و نگهداری اماکن ورزشی اگر بیشتر از خود سازمان تربیت بدنی نباشد کمتر نیست، چرا که اگر این سازمان وظایفش را به درستی انجام ندهد، ورزش در مقوله ساخت و ساز عملاً تعطیل می‌شود.اما متأسفانه و در سال‌های اخیر عملکرد این سازمان قابل قبول نبوده است. گل سرسبد پروژه‌های نیمه‌تمام سازمان توسعه و نگهداری ورزشگاه نقش جهان اصفهان است.استادیومی به قدمت تاریخ18 سال پیش در شمال شهر اصفهان كلنگ ساخت یك ورزشگاه 75 هزار نفری بر زمین زده شد. شاید آن روز هیچ كدام از مردم اصفهان حتی فكرش را هم نمی‌كردند كه ساخت این ورزشگاه بعد از گذشت 18 سال همچنان نیمه‌كاره باشد و افتتاحش برای همیشه تبدیل به یك رؤیا شود. چند سال ابتدایی در روند ساخت نقش جهان مشكل جهانی وجود نداشت، هر چند همه چیز كند پیش می‌رفت اما حداقل روند رو به جلویی داشت، ولی ناگهان روند اجرایی پروژه متوقف شد و ورزشگاه نقش جهان تبدیل به محلی برای زورآزمایی استانداری اصفهان، تربیت بدنی و سازمان توسعه و نگهداری اماكن ورزشی شد و ساخت یك ورزشگاه 75 هزار نفری تبدیل به یك عرصه تبلیغاتی برای افراد مختلف شد. استادیوم بزرگ اصفهانی‌ها در حالی هنوز در هجدهمین سال ساختش نیمه كاره است كه ورزشگاه مسقف كیپ تاون آفریقای‌جنوبی كه تنها 56 هزار نفر گنجایش دارد تنها در عرض چهار سال و نیم ساخته و مهیای میزبانی جام‌جهانی شد، البته طبق گفته مسئولان ذی‌ربط پروژه به خاطر مشكلات مالی متوقف نشده بلكه اختلاف بین مسئولان استان و پیمانكار و همچنین ضعف فنی پیمانكار از دلایل اصلی طولانی شدن ساخت این ورزشگاه است. در این بین سازمان توسعه و نگهداری اماكن ورزشی كه نقش كارفرمای این پروژه را دارد كاملاً منفعل و خنثی عمل می‌كند و تا به حال هیچ تلاشی برای بهتر شدن اوضاع نكرده كه اگر اینگونه بود امروز تیم‌های اصفهانی بازی‌هایشان را در نقش جهان برگزار می‌كردند، نه استادیوم كوچك فولاد‌شهر. طبق آخرین وعده‌ای كه آقایان دادند قرار بود این ورزشگاه تا آخر سال 85 افتتاح شود اما حالا همان‌ها كه این وعده را داده بودند از نیاز به بودجه 30 میلیارد تومانی برای تكمیل این پروژه حرف می‌زنند.ورزشگاه‌های بی‌خاصیتاز زمان حضور محمد علی‌آبادی در سازمان ورزش بودجه ورزش كشور با یك جهش خیره‌كننده از 39 میلیارد تومان به 225 میلیارد تومان رسید، این افزایش خارق‌العاده باعث شد تا سازمان تربیت بدنی به فكر احداث ورزشگاه‌ها و سالن‌های متعددی در سراسر كشور بیفتد. سابقه مهندس علی‌آبادی در امر ساخت باعث شد كلنگ طرح‌های فراوانی بر زمین زده شود و طبعاً سازمان گسترش توسعه و نگهداری هم به عنوان متولی امر ساخت این پروژه‌ها را بر عهده گرفت و سالن‌های ورزشی فراوانی با تبلیغات و سرو صدای زیادی افتتاح شدند. استادیوم‌های 15 هزار نفری زاهدان، كاشان، سردار جنگل رشت، كرمان و اردبیل، جزو شاخص‌ترین این پروژه‌ها بودند اما در عمل كارایی و فایده چندانی برای ورزش نداشت.ورزشگاه سردار جنگل رشت یك ماه بعد از افتتاح پر سر و صدایش به خاطر كیفیت وحشتناك چمن و مشكلات دیگرش تعطیل شد و تیم‌های فوتبال گیلان مجبور شدند باز هم در استادیوم قدیمی شهید عضدی به میدان بروند. پیمانكار پروژه و سازمان توسعه هم هیچگاه به خاطر این مسئله بازخواست نشدند، البته ماجرا به اینجا ختم نشد. در ورزشگاه 15هزار نفری كاشان مشكلات به مراتب بدتر از سردار جنگل بود. در كاشان هم كیفیت چمن مانند رشت بود اما مسئله دیگر خرابی پیست تارتان این استادیوم بود. كیفیت تارتان نصب شده به حدی بد بود كه بعد از مدتی خود به خود بالا آمد و تكه‌تكه شد! البته پیمانكار پروژه برای این مسئله یك حرف كاملاً قانع كننده داشت. آنها در توجیه این ماجرا گفتند به دستور شركت توسعه و تجهیز در زیرساخت پیست تارتان از بتن استفاده كرده‌اند و همین زیرسازی نامناسب باعث وقوع این فاجعه شده است.ورزشگاه 20 هزار نفری علی دایی اردبیل هم نیمه كاره افتتاح شد و امروز یك شكاف عمیق در جایگاه خبرنگاران آن دیده می‌شود!هنوز معلوم نیست پیمانكارانی كه پروژه‌های سازمان توسعه و تجهیز را اجرا می‌كنند چگونه كار می‌كنند كه این پروژه‌ها با وجود صرف وقت و هزینه فراوان حتی بعد از افتتاح هم مشكلات فراوانی دارند و بعضاً غیر قابل استفاده‌اند، البته این مشكلات تنها به استادیوم‌های فوتبال ختم نمی‌شود. بسیاری از سالن‌ها سرپوشیده و به اصطلاح چند‌منظوره‌ای هم كه در سال‌های اخیر افتتاح شده فایده چندانی برای ورزش ندارند و بیشتر به درد سوله و انبارداری می‌خورند تا والیبال و فوتسال بازی كردن!بسیاری از رشته‌ها نظیر دوچرخه‌سواری و شنا هم شناخت مجموعه‌های ورزشی‌شان سال‌ها طول كشیده است. دوچرخه‌سواران سال‌هاست در حسرت یك پیست چوبی و سرپوشیده می‌سوزند چرا كه ساخت پیست‌های سرپوشیده دوچرخه‌سواری بیش از 14 سال به طول انجامید. شنا هم به سرنوشت مشابهی دچار است؛ استخر سرپوشیده شهید شیرودی سال‌هاست به خاطر بازسازی تعطیل است و معلوم هم نیست چه زمانی افتتاح می‌شود.طراحی ضعیفغیر از مشكلات مربوط به ساخت استادیوم‌های ورزشی یك مشكل دیگر هم وجود دارد؛ طراحی قدیمی و ضعیفی كه سال‌هاست تقریباً در تمام ورزشگاه‌های ایران اجرا می‌شود. استادیوم‌های موجود در ایران اصطلاحاً المپیكی ساخته می‌شوند یعنی به دور زمین چمن پیست تارتان هم احداث می‌شود از این سبك معماری برای ساخت ورزشگاه‌هایی استفاده می‌شود كه قرار است مراسم افتتاحیه و اختتامیه المپیك در آنها برگزار شود، برای همین فاصله زیادی بین زمین و جایگاه تماشاگران وجود دارد اما معلوم نیست چرا سازمان توسعه و تجهیز و پیمانكارانش اصرار دارند همه ورزشگاه‌های ایران را به سبك المپیكی بسازند. شاید قرار است در سال‌های آینده در شهرهای ایران مسابقاتی در سطح المپیك برگزار شود! اما امروزه در سایر كشورهای جهان برای ساخت استادیوم‌های فوتبال ورزشگاه‌هایی می‌سازند كه اصطلاحاً تخصصی فوتبال نامیده می‌شود یعنی جایگاه تماشاگران چسبیده به زمین چمن است و در حاشیه ورزشگاه هم به جای پیست تارتان سالن‌های غذاخوری، كلینیك‌های درمانی،‌استخر و فروشگاه‌های هواداری وجود دارد اما احتمالاً با این طراحی‌های ناقص و قدیمی باید خواب چنین امكاناتی را در ورزشگاه‌های ایران ببینیم.پیمانكاران همیشگینكته جالب توجه در امر ساخت و ساز اماكن ورزشی این است كه فقط چهار شركت كه متعلق به یك شخص است، این امر را در سراسر كشور عهده‌دار هستند، بی‌تردید وجود نداشتن فضای رقابتی در به دست گرفتن چنین پروژه‌هایی روی كیفیت و كمیت كار تأثیر فراوانی داشته و دارد و باعث افت بیش از حد نیز می‌شود.به هر حال آنچه امروز دیده می‌شود سهل‌انگاری و قصور فراوانی است كه در امر ساخت و ساز دیده می‌شود؛ همان كارهایی كه اگر به همین منوال ادامه پیدا كند آن وقت چیزی از زیرساخت‌های اماكن ورزشی باقی نخواهد ماند و بی‌تردید تا روزی هم كه فكری عاجل به حال این مهم نشود آش همان است و كاسه همان كاسه.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار