
به گزارش جوان،«این اظهارات زن جوانی است که به دایره اجتماعی کلانتری شهید نواب صفوی مشهد آمده بود.
وی ادامه میدهد: هفت سال پیش با جوانی به نام «عباس» آشنا شدم. او به خواستگاریام آمد. او و برادر بزرگش معتاد بودند اما آنچنان به او علاقه پیدا کردم که اعتیادش را بیاهمیت جلوه دادم تا اینکه با وجود مخالفتهای پدرم تن به این ازدواج دادم. زن 23 ساله ادامه داد:« رامین روز به روز بدتر میشد و هر وقت از او پول میخواستم تنها 500 تومان آن هم به صورت خرجی ماهانه به من میداد و تازه برای این مقدار اندک هم باید کلی کتک میخوردم و بدنم سیاه و کبود میشد.»
وی اظهار داشت:«تصمیم داشتم که از «رامین»جدا شوم اما وقتی فهمیدم از او باردار هستم به خاطر فرزندم مجبور شدم به این زندگی نکبتبار ادامه دهم. با تولد فرزندم روز به روز زندگی بر من و کودکم سختتر میشد تا اینکه مجبور شدم از خانه فرار کنم.»
نظریه کارشناس
رئیس مرکز مشاوره پلیس خراسان درباره این ماجرا معتقد است: «ازدواجهایی که صرفاً براساس عاطفه و هیجانات شدید انجام میشوند به دلیل ارزیابی مثبت وضعیت موجود، عواملی مؤثر چون موقعیت خانوادگی و شغلی فرد که از شاخصههای مهم وجه اجتماعی هستند نادیده گرفته میشود و با فروکش کردن هیجانات اولیه، مشکلات پدیدار میشوند.»
محمد ایرجیپور توصیه کرد:« والدین ضمن هماهنگی با یکدیگر، پرهیز از قضاوتهای عجولانه و بهرهبرداری از نظریات کارشناسان مشاوره، فرزندان خود را در داشتن یک ازدواج موفق یاری و هدایت کنند»