
رضا احسانپور - مدیری با چهرهای مظلومانه و درمانده، چند بار با تأکید میگوید «جان من، جان من، جان من این سیدیها را کپی نکنید! حتی اگر پسرخاله یا دخترعمو بگوید که یک کپی از این سریال را به ما بده بگویید نه! و بگویید برو از سر کوچه بخر.»
در سیدی اول مجموعه «قهوه تلخ»، مهران مدیری در پلاتوی کوتاهی که قبل از آغاز سریال قرار گرفته، ضمن کلی تعریف و تمجید از مجموعهاش و اینکه دلش خیلی برای مردم تنگ شده، بارها از بینندگان این سیدیها میخواهد از کپی کردن آن خودداری کنند و حتی اگر برادر یا خواهرشان هم کپی این سیدیها را خواستند، زیر بار نروند!
این استفاده از محبوبیت یک بازیگر برای جلوگیری از یک کار غیرقانونی خوب است ولی راه درمان نیست. خیلیها از آن طرف افتادهاند و میگویند وقتی فیلم را خریدید، حتی آن را نه برای کپی کردن، بلکه برای تماشا هم به کسی ندهید! این رفتار بسیار سخیف، غیرمنطقی و غیرعملی است. ولی آیا برای مثال این رفتار را برای یک نویسنده و در حوزه کتاب هم داریم؟ چطور میتوان یک کتاب را خرید و بدون توجه به اینکه آن نویسنده و ناشر از این راه امرار معاش میکنند، آن را با افتخار و با برچسب کار فرهنگی و افزایش سرانه مطالعه به هزاران نفر داد یا در کتابخانهها گذاشت تا همه بخوانند ولی این سریال یا چند سیدی را نمیشود؟ آیا یک نفر میتواند به خود اجازه دهد این همه در حق مخاطبش دخالت و به او امرو نهی کند؟
مخاطب، قربانی لجاجتهاست
البته نباید از این نکته به راحتی گذشت که از ابتدا بنا به این سبک توزیع نبوده و طبق گفتهها و شنیدهها، عدم توافق با صداوسیما بر سر مسائل مالی، عوامل فیلم را به این نتیجه رساند که بهعنوان یکی از اولین تجربههای پخش سریال در شبکه توزیع خانگی بهصورت هفتگی، قهوه تلخ را به این شکل در اختیار مخاطبان قرار دهند.
شاید اگر مسائل مالی مطرح نبود و هر دو طرف قضیه با شرایط نرمتری پای میز مذاکره مینشستند، الان این سریال هم شبیه دیگر کارهای این کارگردان از تلویزیون پخش میشد. آن وقت بود که هم مدیری، مخاطب میلیونی خود را مثل همیشه به راحتی در دسترس داشت، هم تلویزیون مدیری را برای خود حفظ کرده بود و به وسیله او مخاطب خود را از پای ماهواره به پای تلویزیون مینشاند و هم مخاطب عامتر بود.
لطفاً ژست روشنفکری نگیرید
عوامل فیلم هدایای بسیار نفیسی شامل شش دستگاه آپارتمان با وسایل کامل به همراه صدها هزار جایزه نقدی را برای کسانی که فیلم را خریداری میکنند در نظر گرفتهاند. مدیری در یکی از مصاحبههایش میگوید: من خیلی بلد نیستم هدیه تبلیغ کنم یا راجع به آپارتمان صحبت کنم ولی چون این مجموعه یک محصول فرهنگی است به خودم اجازه دادم که درباره هدایای آن و آپارتمان صحبت کنم.
نکته جالب اینکه همه ما چهره مدیری را روی بیلبوردهای تبلیغات چای به یاد داریم و مسلماً چای یک محصول فرهنگی نیست یا هست و ما از آن بیخبریم.
چه بهتر بود که وقتی به هر چیزی متوسل میشویم که فروش را بالا ببریم و مخاطب را افزایش بدهیم، ژست روشنفکری نگیریم و با مردم رو راست باشیم.
مخالفت با دولت امتیاز نیست
متأسفانه خیلیها با بزرگ کردن مشکل مدیری با صدا و سیما و مسئولان دولتی به نوعی مثل خیلی از شعرا و تعبیر «شعر سیاه» سعی در تبلیغ کاذب برای این مجموعه دارند. این چه رفتار غلطی است که در بین نخبگان ما نهادینه شده است که هرچه کمتر به دولت وابسته باشیم یا از فضای حمایتهای دولتی دور باشیم، ارزش کارمان بیشتر است. حال آنکه بسیاری از همین افراد از زمینههای دولتی برای رشد و رسیدن به این جایگاه استفاده کردهاند و مطمئناً هر وقت هم لازم بدانند باز استفاده میکنند.
عجیبتر اینکه بسیاری از دولتمردان هم دست از حمایت این افراد نمیکشند و در مقاطع مختلف به عناوین گوناگون حمایتهای خود را از این افراد بیشتر میکنند و به نوعی هر که مخالفتر، نور چشمتر!
شرینیهای یک کارگردان
مدیری چهرهای آشنا در عرصه طنز تلویزیونی است. کمکهایی که به ارتقای سلیقه مخاطبان و سطح کیفی برنامههای طنز تلویزیونی کرده است به هیچ عنوان قابل کتمان نیست. او این جایگاه را برخلاف خیلیها که داعیه کار طنز دارند و صرفاً فروش بالا را امتیاز خود میدانند، یکشبه به دست نیاورده و برای رسیدن به این مقام به معنای واقعی کلمه خون دل خورده و پوست انداخته است.
او در مصاحبهای میگوید: امیدوارم قهوه تلخ بهترین کار ما باشد و همه بازیگران بهترین بازیهای خود را ارائه دادهاند. در این مجموعه بهترین طراحی صحنه و لباس، بهترین طراحی گریم، بهترین طراحی نور، بهترین قصه و بهترین داستان، بهترین بخش تهیهکنندگی و بهترین هرچه فکر کنید اتفاق افتاده است و من خودم هم سعی کردهام کارگردانیام در قهوه تلخ متفاوت باشد. یک تغییراتی، یک حرکاتی و یک پلانهای خوشگلی بگیرم که با گذشته فرق کند. امیدوارم این کار را ببینید، لذت ببرید و کیف کنید.
به نظر میرسد اینجا هم مدیری جای خودش را با «عطار» یکی گرفته و از مشک خودش میگوید؛ شاید نشنیده است که سعدی فرمود: مشک آن است که خود ببوید، نه آنکه عطار بگوید.