
علی خدایی بیجاری - ما ایرانیها گذشته از عادتهای منحصر به فرد و بایستهای که داریم،در برخی موارد ضعفهایی داریم که تا به حال به واسطه این ضعفها ضربههای بزرگی به فرهنگ این کشور وارد آمده است. یکی از این موارد که منظور نظر بحث ماست، همان تمثیل از آن طرف بام افتادن است و حجت موجه آن، عملکردهای دفتر هنرهای تجسمی وزارت ارشاد است که با گذشت قریب به شش ماه از سال جدید (89) و در آستانه ورود به نیمه دوم سال که معمولاً موسم برگزاری جشنوارهها و دوسالانههای هنری است هنوز نه تنها خبری از فراخوانها و فعالیتهای این دفتر نیست، بلکه برگزاری برخی از جشنوارهها و دوسالانههای سال گذشته که به امسال موکول شد، نیز تمدید میشود و در اصل به تعویق میافتد. دلیل، دو سالانه حجم و مجسمه است که برگزاری آن از پارسال به نیمه اول امسال، سپس به اواسط سال یعنی شهریورماه موکول شد و در نهایت و تاکنون قرار برگزاری آن آبان ماه است.
ناگفته پیداست که در سفرهای استانی و شهرستانی هیئت دولت (که به جای خود اقدامی پسندیده است) بسیاری از معضلات بازدارنده فعالیتهای هنری از جمله معضلات خاص حوزه تجسمی در شهرستانها نه تنها رفع و رجوع شده، بلکه شاهد پویایی آثار بعضی از هنرمندان شهرستانی نیز بودهایم.
اما یک سؤال مطرح است که این پویایی به چه قیمتی تمام شده است؟به نظر میرسد به قیمت تضعیف فعالیتهای مرکز و قلب هنر تجسمی یعنی تهران و دفتر هنرهای تجسمی صورت گرفته است.
و دلیل این ادعا غیبت مدیرکل دفتر هنرهای تجسمی (دکتر محمود شالویی) و به محاق رفتن وعدههای ایشان است.
ناگفته پیداست که پس از انتصاب حمیدشاه آبادی در سمت معاونت هنری وزارت ارشاد، عملکردهای آقای شالویی به عنوان مدیرکل دفتر تجسمی کمرنگ شده است چرا که ایشان تا قبل از این انتصاب پای ثابت نشستهای خبری و مصاحبههای مطبوعاتی بودهاند و اهتمام خاصی در انعکاس فعالیتهای دفتر تجسمی داشتند. اما با ورود به سال جدید به تدریج حضور وی در رسانهها کمرنگ وکمرنگتر شده است. امیدواریم نقل این حکایت حمل بر دخالت در امور اداری نشود چون بازگو کردن این مطلب مقدمهای بود برای یادآوری این مهم که مبادا خدای ناکرده همچون سالهای گذشته اجرای این برنامهها به دقیقه 90 موکول شود و در وهله بعد تذکر این نکته که دفتر هنرهای تجسمی امسال نسبت به سالهای قبل وظیفهای دشوارتر بر عهده دارد. چرا که مدیرکل دفتر هنرهای تجسمی جدای از برگزاری جشنوارهها و دوسالانههای ثابت، باید به نحوی وفای به عهده نماید و تمام وعدههای پارسال را عملی کند که از این میان میتوان به اختصاص دبیرخانه دائمی و ایجاد دفتری ثابت به نام دفتر نگارگری،اشاره کرد. به نظر میرسد که یکی از مهمترین عملکردهای دفتر تجسمی همین امر باشد و قطعاً با بذل توجه به هنرنگارگری بیگمان در آینده نزدیک شاهد باروری و پویایی این هنر اصیل ایرانی خواهیم بود. چراکه هنر نگارگری را میتوان یکی از شناسنامههای فرهنگ اصیل ایرانی به شمار آورد. به امید آن روز