
سارا نصرتی - عامه خانوادهها که مخاطب سریالهای خانوادگی هستند، در روزهای ماه مبارک رمضان امسال کم و بیش میخکوب سریالهای نه چندان مرتبط تلویزیون با ماه مبارک رمضان بودند. پر کردن کنداکتور پیوسته این سریالها ظاهراً به آن حد برای رسانه ملی مهم بود که فانتزی نه چندان دلچسب نون و ریحون و فیلم جنایی – خانوادگی جراحت، با کمترین ارتباط محتوایی با ماه مبارک رمضان در دستور پخش این رسانه قرار گرفتند تا لشکر 8 سربازه تلویزیون در غیاب یک شبکه سریال بتواند رقابت قابل توجهی را با رقبای نوپایی چون فارسی وان انجام دهد.
صرفنظر از این که تا زمان تأسیس یک شبکه تخصصی سریال در کشور کشیدن این رقابت به همه شبکههای سیما هیچ پایانی نخواهد داشت و به یک زورآزمایی فرسایشی و نه چندان خوشایند رسانه ملی و رقبای آن تبدیل خواهد شد.اما واقعیت این است که اصل این رقابت که در زمین و زمینه حرکتهای رقبای ما شکل گرفته ،فارغ از محتوای ما ضد فرهنگی است.
اصل رقابت بر سر آن است که مخاطبین به جای استفاده از این رقیب به تماشای آن رقیب دیگر بنشینند و بالاخره برد نهایی با آن کسی است که آزادی بیشتری در خرید آثار از حیث قیمت و محتوا دارد و بالاخره رسانهی ما شکست خواهد خورد.
از سوی دیگر، این بازی است که فارغ از محتوای آن،اصل آن در کشاکش با فرهنگ عمومی و عادات رفتاری ما است و به همین دلیل ورود ما به این مسابقه مثل بازی ورزشی با رژیم اسرائیل به نوعی به رسمیت شناختن چنین رژیم رسانهای است.
به عنوان نمونه برای باز شدن بحث میتوان به همین بحث پیوستگی کنداکتور سریالها و رسالتهای رسانه ملی برای پیوند جوانان و مراکز عبادی چون مساجد و اماکن متبرکه باید اشاره کرد.
کسی که به فاصله اندکی از اذان مغرب باید پای سریال پرکشش جراحت بنشیند و بلافاصله خود را آماده دیدن برزخ حاج فتاح در «ملکوت» نماید و بعد از آن لهجه نیمه اصفهانی در مسیر زاینده رود را به تماشا بنشیند چه زمانی برای رفتن به مسجد و سایر پیوندهای دینی و فرهنگی دارد؟
یعنی در حقیقت وقتی سریالهایی با هدفگیری بالای 50 درصدی پشت در پشت هم قرار میگیرند صدا و سیما به جای همه نهادهای فرهنگی تشخیص داده که نیازی به استفاده این اقشار از سایر اماکن فرهنگی، شب نشینی، صلهرحم یا حداقل چند رکعت نماز جماعت در مسجد تجربه کردن نیست.
این است که برنامه صدا و سیما، در رقابت با محتوای فاسد رقبای خود دچار سمت و سوگیری منحرف میشود و خود به خود سرگرمیهای رسانهای را میآفریند که نوعی تلاش ناخواسته در جهت سوگیری ضد دینی و ضد فرهنگی رقبا است.
این در حالی است که جشنها و جنگهای رمضانی رسانه دیداری هم جذابیتهای مکانهای عبادی را منعکس نمیکند و حتی رسانه با پخش مراسم احیا از جایی مانند نمایشگاه بینالمللی، بیاختیار مردم را در لحظات احیا و شب زندهداری هم به سمت مساجد که سنگرهای حقیقی اسلامی هستند رهنمون نمیشود.
این رویکرد در حالی شکل میگیرد که تجربههای قبلی صدا و سیما، مثلاً در جشن عاطفهها یا جشن نیکوکاری در سالهای نخست نشان داد که همکاری بین بخشی رسانه با سایر نهادها چطور میتواند مردم را به مساجد و جاهایی که کمتر با آن مانوس هستند پیوند بزند و با وجود این همه مسجد جامع و بزرگ نیازی به کرایه میلیونی سالن بزرگ کشور برای جشنهای رمضانی نیست!
این همه نشان میدهد که فارغ از اشتباهات و عجله کاریهای فاحش در اجرای برنامههای مناسبتی طراحی بین بخشی مناسبی در حوزه مباحث فرهنگی در رسانه ملی وجود ندارد و این طراحی نداشتن هم رسانه ملی ما را تا همیشه در انفعال نگه خواهد داشت.چه گوهر بار است پیام امیر سخن که فرمایشی به این مضمون دارند که: «عاقبت گروهی که در سرزمینهای خودش با دشمن بجنگد ناگزیر شکست است.»