تمجید و ستایش آنهم از زبان نمایندگان خصم خود گواه روشنی است بر صلابت و عظمت روح بزرگمردی كه فاتح قلوب بود و جاذب دلها. علامه سید محمد حسین فضل الله رهبر معنوی حزب الله، عاشق روح الله و دوستدار نایب ولی الله مردی بود از جنس غدیر كه هم و غمش را مصروف این مسیر گلگون كرد. پردهای از منش و روش ملكوتیاش را از زبان آیتالله محمد علی تسخیری میخوانیم.جایگاه و مرتبت علامه سید محمد حسین فضلالله در جهان اسلام امروز عموماً و در جهان تشیع خصوصاً چه بود؟من در ابتدا باید به كل جهان اسلام و به خصوص به جهان تشیع فقدان این شخصیت بزرگ و این متفكر معروف و دلسوز مخلص را تسلیت بگویم. در پاسخ این سوال باید عرض كنم كه شاید شیعه در جهان عرب شخصیتی به سطح شخصیت مرحوم علامه فضلالله نداشت. این شخصیت با تفكر پویایی كه داشت، با قلم خوب سیالی كه داشت با سخنان بلند بالایی كه داشت جایگاه به خصوصی در جهان اسلام و در جهان عرب داشت. من خودم شاهد فعالیتهای مهم و استقبال جهان عرب از سخنرانیهای ایشان بودم. متفكران برای او جایگاه اول قائل بوده به همین دلیل اثرات عظیمی را در فكر اسلامی و در محافل گوناگون جهان اسلام و عرب داشتند و لذا فقدان چنین شخصیتی واقعاً فاجعه بود.و من صریحاً میتوانم عرض كنم شاید نظیری برای ایشان در جهان عرب به خصوص ما نداشتیم. خصوصاً بعد از فقدان شهید بزرگوار سید محمد باقر صدر در جهان عرب شخصیتی در سطح ایشان ما نداشتیم و من احساس میكنم تجلیل از ایشان یعنی تجلیل از تشیع، تجلیل از اوج فكر اسلامی و تجلیل از فعالیتهای اسلام مبارز و انقلابی.بنابر توضیحات حضرتعالی وجه مبارزاتی مرحوم علامه سید محمد حسین فضلالله ظاهراً خیلی پررنگ بوده است. لطفاً شخصاً در این رابطه توضیح بفرمایید كه ایشان واجد چه ویژگیهایی بودند؟ مرحوم آقای فضلالله در دوران حضور در نجف همچنان نقش مهمی برعهده داشتند. آنجا فعالیتهای جماعت العلما، كه یك گروهی از علمای متفكر و انقلابی بودند و نقش حساسی در آن دوران داشتند با هدایت مرجع بزرگ مرحوم آیتالله العظمی سید محسن حكیم توانستند تهاجم عظیم كمونیسم به عراق را خنثی كنند. با فعالیتهایشان با انتشار مجله الاضواء با انتشار مقالات متفكرانی نظیر آیتالله سید محمد باقر حكیم و دیگر علما و فضلای حوزه علمیه نجف، جداً توانستند یك آگاهی وسیعی را بین مردم به وجود بیاورند و تبلیغات كمونیسم را خنثی كنند. یك دوران درخشانی كه البته با درگیری شدیدی همراه بود، تهاجم وسیع بود و وظیفه جماعت العلما و علمای روشنفكر حوزه علمیه نجف، انصافاً سنگین بود و به خصوص فعالیت مرحوم آقای فضلالله؛ ایشان هم مقالات فكری داشتند هم در زمینه ادبیات شاعر بسیار مبرزی بود به زبان عربی و هم سخنرانی قوی بودند. با بودن این فعالیتها در كنار دیگر فعالیتها جداً توانستند نقش عظیمی را داشته باشند. البته یكی از فعالیتهای خوب ایشان در دوران نجف مسأله ایجاد و تقویت تشكلهای اسلامی آگاه و بهویژه تقویت حزب الدعوه اسلامی، ایشان نقش حساسی داشتند. البته نقش اول را مرحوم آقای صدر، صدر اول سید محمد باقر صدر داشتند كه با فكر چنین شخصیتهایی این تشكل رشد و توسعه یافت و توانست مقاومت عملی مقابل حملات كمونیستها و بعثیها را به عهده بگیرد و به رغم شهدای زیادی كه این حزب تقدیم كرد كه شاید به دهها هزار شهید كه اكثراً به دست صدام و توسط قانون كثیف مبارزه با ارتجاع به قول خودشان این شهدا شهید شدند ولی این مقاومت هم در زمینه آگاه كردن مردم و هم در زمینه مفتضح كردن كمونیستها و بعثیهای سكولار اثر گذاشت و تا به امروز میدانید اثر مهمی در وضع جدید عراق دارد و تقریباً رهبری دستگاههای بالفعل حكومت عراقی را به دست دارد. مرحوم آقای فضلالله در این زمینه موثر و همیشه پشتیبان این تشكل بود.بعد از این مرحله ما مرحله لبنان را در پیش داریم. در این مرحله هم اثرات آقای فضلالله خیلی زیاد بود و شاید این دو شخصیت در لبنان اثر عظیمی از یك طرف در آگاهی جهان عرب، تشیع و اسلام انقلابی و از طرفی در پشتیبانی از حزبالله و تقویت تشكل مقاومت اسلامی و از طرف سوم اثر عظیمی داشتند در پشتیبانی از انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام امت رحمهًْالله علیه، به خصوص آقای فضلالله از روز اول گام به گام پشتیبان انقلاب بود و چند تا خط قرمز داشت كه به این خطوط تعهد به خصوصی داشتند. یكی از این خطوط همین تأثیر انقلاب اسلامی بود در همه گامهایی كه داشت و مفتضح كردن توطئههایی كه علیه انقلاب و به شكلهای گوناگون انجام میشد. یكی از این خطوط تأیید حضرت امام (ره) و نشر فكر امام(ره) در جهان عرب به خصوص و یكی هم همان تأیید ولایت فقیه و پشتیبانی كامل از حركت ولایت فقیه بود.سپس نقش ایشان در ایجاد حزبالله و در تقویت حزبالله حتی در محافل جهانی معروف بودند به عنوان رهبر روحی و معنوی حزبالله. در این زمینه حتی انقلاب اسلامی در فكر آقای فضلالله در روحیه و بینش ایشان اثرات عظیمی را داشت. من احساس میكنم ایشان تا آخرین لحظات زندگیشان در كنار انقلاب و به نفع انقلاب، فعالیت كردند و در این رابطه واقعاً خطرات زیادی را به جان خریدند.ایشان در دوران نجف صراحتاً متأثر از كدام یك از علما و بزرگان حوزه بودند؟ ظاهراً ایشان با مرحوم شهید آیتالله سید محمد باقر صدر خیلی مأنوس و همراه بودند؟ بله، كاملاً همراه بودند و بیشتر دنبال اصلاح حوزه علمیه نجف بودند. بیشتر دنبال تغییر برخی از روشهایی كه در آنجا مطرح بود و بیشتر دنبال دمیدن یك روح تازه در كالبد حوزه بودند.این روح تازه چه بود؟ البته میدانید ایشان جزو طبقه دوم و سوم حوزه بودند در كنار ایشان مراجع هم بودند و اینها جزو مراجع نبودند اینها طبقات فضلای حوزه بودند كه برخی از روشهای حوزوی كه بیشتر بر تعمق در مسائل و جدا بودن از گرایشهای سیاسی بود را تغییر دادند و دید سیاسی به حوزه بیشتر در اینها وجود داشت و بیشتر دنبال ایجاد رابطه بین حوزه علمیه نجف و محافل جهانی بودند آن هم كمك و همراهی اشخاصی مانند مرحوم سیدمحمد باقر صدر، سید محمد تقی حكیم، مرحوم شیخ محمد امین زینالدین مرحوم شیخ محمد مهدی شمسالدین اینها یك گروهی از فضلای روشنفكری بودند كه سعی میكردند رابطه حوزه با جهان اسلام قوی و قویتر بشود. سعی میكردند دیدگاههای تشیع با الفاظ نو و طرحهای نو به جهان اسلام عرضه شود. یك نوع تجدید درحوزه را به وجود آوردند با مؤلفات، مقالات و فعالیتهای سیاسیشان. فعالیت ایشان از نظر علمی در جهت احیا و شكلگیری این فكر و منش به چه شكلی بود؟ آیا مانند مرحوم شهید آیتالله سید محمدباقر صدر آثار نویی ارائه كردند؟ بله، ایشان هم كتابهایی نوشتند. كتاب الحمار فیالقرآن الكریم، یك كتاب دیگری داشتند به نام محورهای قدرت در اسلام، كتاب خیلی ارزنده و جالبی است،همچنین تفسیر جامعی داشتند كه آراء جدیدی را هم در آن تفسیر مطرح كردند. بحثهای فقهی مختلفی داشتند و تربیت طلاب علوم دینیه. مؤلفات ایشان خیلی زیاد است. در كنار این مؤلفات مسئله شعر هم مطرح بود. میدانید علم با شعر خیلی سازگار نیست. مرحوم صاحب وسائل، شیخ حر عاملی هم یك ادیب بزرگی بودند در كنار اینكه یك عالم بزرگی هم بودند. ایشان یك دو بیتی دارند بدین مضمون كه میفرماید علمی و شعری اقتتلاً و اصطلحاً و اصبح الشعر العلمی راغماً خلاصهاش این است كه علم و شعرم با هم درگیری پیدا كردند ولی بعداً با هم مصالحه كردند. شعرم به علم تبعیت كرد و قبول كرد علم هم به نحوی اجازه داد كه من شعرم را ادامه بدهم. علمی یأبی ان یكون شاعرا علم من اجازه نمیدهد كه من شاعر شوم. شعری یربی ان یكون عالماً اما شعر من قبول میكند كه من عالم باشم. مرحوم فضلالله هم عالم بود و هم شاعر. هم در زمینههای علمی صحبتهای خیلی خوبی داشت و هم در زمینههای شعر. من گمان كنم یك دیوان مفصل به زبان عربی دارند. در همه زمینههای روشنفكری اسلامی، ایشان با سلاح علم و ادب توانست به تشیع و به اسلام خدمات شایان توجهی را ارائه دهد. زمان بازگشت ایشان به لبنان چه وقت است؟گمان میكنم قبل از انقلاب ایشان به لبنان برگشتند. هم ایشان و مرحوم شمسالدین. یعنی در زمان حضور امام موسی صدر در لبنان بودند و با ایشان همراهی میكردند؟بله، ایشان هم در كنار امام موسی صدر بودند و همكاری میكردند. علت همراهی تام و تمام علامه فضلالله با انقلاب اسلامی و شخص حضرت امام خمینی (ره) چه بود؟ایمان ایشان به این راه بود. عرض كردم از دوران نجف عشق برپایی یك دولت اسلامی و یك زندگی كامل اسلامی را داشتند. این مجموعه همه جهادشان برای برپایی یك نظام اسلامی بود و بنابراین ما میبینیم كه بعد از پیروزی انقلاب مرحوم شهید صدر نامهای مینویسد به امام (ره) با اینكه مرجع بودند و شاید نصف مردم عراق از ایشان تقلید میكردند مبنی بر اینكه من و مقلدین من و همه امكاناتم در اختیار شما است. چون كه شما امید تاریخی ما را با برپایی نظام اسلامی محقق كردهاید. مرحوم آقای صدر عاشق انقلاب اسلامی بود. به علت اینكه كل زندگی اسلامی را با حكومت اسلامی میدید و اصلاً مرحوم آقای صدر كتابهای اقتصادنا و فلسفتنا را نوشت برای مقدمه برپایی یك جامعه اسلامی. مایل بودند كتاب مجتمعنا را هم بنویسند. یعنی آن جامعهای كه اسلام میخواهد. همه اینها برای این بود كه مقدمهای شود برای برپایی یك نظام اسلامی و آخرین چیزی هم كه نوشتند كتاب بانكداری بدون ربا بود. اصلاً این كتاب شروع یك نهضت عظیمی در بانكداری اسلامی در جهان اسلام بود. قبل از این ما كتابی در باب بانكداری اسلامی اصلاً نداشته و تجربهای هم نداشتیم. من هم شرف كمك در انتشار این كتاب را داشتم و در كویت هم چاپ شد و سبب این شد كه امروزه ما حدود 300 بانك اسلامی در جهان اسلام داشته باشیم، آن هم با چرخش 400 میلیارد دلاری. این مربوط به مرحوم آقای صدر بود. مرحوم آقای فضلالله هم واقعاً عاشق این زندگی اسلامی شد. وقتی كه دید حكومت اسلامی با دید اهل بیت در ایران برپا شد اینها مقابل انقلاب خود را باخته و عاشق انقلاب شدند وخود مرحوم آقای فضلالله میفرمود تأیید من از انقلاب مصلحتی نیست. من عشقم انقلاب است و خطوط قرمز انقلاب خطوط قرمز من است. گاهی یك اذیتهایی میشد. گاهی اوقات بعضیها از او بابت این حرفها و تفكر انتقاد میكردند و او را سرزنش میكردند و ایشان هم در مقابل این اذیتها صریحاً میگفت من عاشق انقلابم و از راه اعتقادم از این انقلاب دفاع میكنم. نقش ایشان در تشكیل حزبالله و ارتباطشان با رهبران حزبالله مرحوم شهید سید عباس موسوی و بعداً آقای سیدحسن نصرالله چگونه بود؟ خب اینها همه شاگردان مرحوم علامه فضلالله بودند. آقای سیدعباس موسوی شاگرد ایشان بود؟ آقای نصرالله اصلاً ایشان(آقای موسوی) را تربیت كرد. حالا اگر خودش رابطه تشكیلاتی نداشت ولی واقعاً پدر روحی برای آنها محسوب میشد و واقعاً پشتیبان قوی برای حزبالله بود و این پشتوانه هم توانست برای حزبالله جایگاه بزرگی در جامعه به وجود بیاورد و بیشتر مردم را به سوی حزبالله سوق میداد كه بروند و حزبالله را تأیید كنند و تا آخرین نفس هم از پشتیبانی از حزبالله دست برنداشت. حتی بعد از توطئههایی كه سیا برای كشتن ایشان چید مثل انفجاری كه در مسجد الرضای بیروت كه محل سخنرانی ایشان بود به وجود آورد، باز هم دست از حمایت حزبالله نكشید. با اینكه در این فجایع خیلیها شهید شدند ولی ایشان میماند و تا آخرین نفس از حزبالله حمایت میكرد. ویژگی عملكرد ایشان به خصوص پس از تشكیل حزبالله چه بود كه ایشان را به این شكل محبوب و شاخص كرده بود؟عرض كردم ایشان هم ویژگی ادبی داشتند و هم ویژگی علمی و هم ویژگی خطابه فوقالعاده داشتند. واقعاً در خطابه شان آن مستمعین را جادو میكردند. با هر سه مسیر، با علم در تربیت طلاب و هم در زمینه ادبیات و هم در زمینه خطابهها و نماز جمعهها و امثال اینها دائماً پشتیبان انقلاب و حزبالله بودند. البته یك فعالیتهای دیگری هم داشتند و آن فعالیتهای خیریه بود. خیلی در این زمینه فعال بودند مانند تأسیس مركز ایتام.بهنوعی همان كارهایی كه امام موسیصدر انجام میدادند؟بله، كارهای خیریه امام موسیصدر را ایشان دنبال كردند و جداً پشتیبانی قوی برای این مسیر بودند و اثر عظیمی هم بر مردم لبنان داشتند. ویژگی مهم دیگر ایشان اهتمامشان به رسانهها بود. اولاً خودشان یك رادیویی تأسیس كردند كه این رادیو پاسخ سؤالات مردم را میداد و مصاحبههای زیاد با رسانههای گروهی جهان داشتند.پس خیلی به روز بودند؟بله، مرتباً با الجزیره و رسانههای اروپایی، عربی مصاحبه داشتند. خیلی از این مصاحبهها را من دیدهام. این مصاحبهها نشأت گرفته از یك فكر روشن و باز بودند. یكی دیگر از ویژگیهای بارز و مهم ایشان، آمادگیشان برای گفتوگو بود. ایشان میفرمود گفتوگو یك منطق بشری است. ما حاضریم با همه گفتوگو كنیم با كمونیستها و... حتی این اواخر اعلام كرده بودند كه ما حاضریم با وهابیها بنشینیم یك گفتوگوی سالم اسلامی داشته باشیم. اصلاً معروف است دعوت ایشان برای گفتوگو با سلفیها كه خیلی انعكاس وسیعی در جهان عرب پیدا كرد؛ كه ما آدمهای بستهای نیستیم، ما گفتوگو میكنیم و دنبال حق هستیم.پس وجه آزاداندیشی ایشان خیلی برجسته بوده است؟عرض كردم فقدان آقای فضلالله یك فاجعه بزرگی است و درجهان عرب خیلی اثرات منفی داشت و ضربه شدیدی به ما زد و متأسفانه ما قدر ایشان را ندانستیم.محبوبیت ایشان اختصاص به شیعیان نداشته و همه را در بر میگرفته است تا جاییكه حتی سفیر انگلیس در لبنان لب به تمجید ایشان باز میكند كه البته آن بلا را بر سرش میآورند.بله من دیدم در الجزایر وقتی كه ایشان حاضر شد، علمای اهل سنت واقعاً احترام زیادی به ایشان گذاشتند. ایشان نه تنها در جهان اسلام بلكه در كل جهان هم واجد این عظمت و احترام بود.اینكه میبینید سفیر انگلیس بهرغم گرایش حكومتش آن حرف را میزند به این دلیل است كه واقعاً میدید او چه عظمتی دارد.این اتفاق كه سفیر انگلیس از ایشان تمجید میكند واقعاً بینظیر است؟بله چون به عینه میبینید كه ایشان چقدر مردمی است، چقدر روشنفكر و آگاه است، چقدر بین مردم محبوب است. همه اینها را میبیند كه چنین حرفی میزند.بهنظر میرسد این پتانسیل بالای مكتب اهل بیت باشد كه درشخصیت مرحوم حضرت علامه فضلالله تبلور پیدا كرده است؟بله، همان عقلانیت شیعه، عمق شیعه، آمادگی اهل بیت برای گفتوگو با جهان، با همه. میبینیم اهل بیت سلاماللهعلیهم با مسیحیان و یهودیان گفتوگو میكردند حتی با كافران و ملحدان و زنادقه گفتوگو داشتند. این روحیه باز، عقلانیت و سعهصدر اهل بیت در شخصیت این مرد بزرگ متجسم بود.روابط ایشان با رهبری معظم انقلاب حضرت آیتالله خامنهای چگونه بود؟با ایشان رابطه خیلی خوبی داشت. عشق و علاقه زیادی به آقا داشتند. من شاهد جلسات گوناگونی بین حضرت آقا و ایشان بوده و شاهد بودم كه چه علاقه و محبتی بین این دو بزرگوار وجود داشت و مقام معظم رهبری بههیچعنوان اجازه نمیدادند كسی در محضرشان از شخصیت مرحوم آقای فضلالله بدگویی كند.به نظر این ابراز محبت علامه به رهبر انقلاب هم بهواسطه شخص خود آقا بود و هم جایگاه ایشان كه همان مقام ولایت باشد؟بله، اصلاً خاندان آقای فضلالله با خاندان آقا رابطه خاصی داشتند. اخوی آقای فضلالله از همراهان آقا بودند و محبت خاصی اخوی مرحومشان سیدمحمد جواد فضلالله به آقا داشته و رابطه خاصی هم داشتند. هم از حیث شخص و هم از حیث مقام. ایشان مدافع مقام رهبری و ولایتفقیه آقا تا آخرین لحظه بود. و تا آخر هم تمجید و تجلیل میكرد. قضیه گلایه آقای سید حسن نصرالله از برخی علمای قم و نجف بعد از رحلت علامه فضل الله چه بود؟متأسفانه افراد خناس و خدا نترسی بودند كه آمدند بعضی از نقاط را بزرگ كردند كه من معتقدم واقعاً جا نداشت ما این نقاط را بزرگ كنیم. هر انسانی ممكن است نقایص و اشتباهاتی داشته باشد یا اینكه ما با او اختلاف داشته باشیم.اینكه ما با كسی اختلاف دیدگاه داشته باشیم و برویم به سمتی كه او را از جامعه طرد كنیم خیلی كار غلط و اشتباهی است.من دیدم بعضی از تصورات حتی ایشان را از تشیع خارج كرده است. این عكسالعملها به نظرم نامناسب بود و علتش هم بزرگنمایی و شایعهسازی همین خناسانی بودكه عرض كردم. به نظر من ایشان یك شیعه خالص،عاشق حضرت زهرا(س) و مقام حضرت زهرا سلام الله علیها بود. اصلاً یك كتاب جالبی در مورد حضرت زهرا (س) نوشتهاند به نام «الزهراء اسوه» و اینكه بیاییم در این فضا بگوییم كه ایشان منكر فضایل حضرت زهرا بود به نظرم بجا نبود. اینها همه معلول عمل افرادی كه نمیدانم نامشان را چه بگذارم، بود. متأسفانه این رفتار منافقانه باعث شد دید برخی از علما نسبت به ایشان عوض شود. حقش نبود كه به ایشان اینطور جفا شود خصوصاً بعد از رحلتشان و اینگونه با فاجعه فقدان ایشان برخورد شود. واقعاً ما شخصیتی نظیر ایشان در جهان عرب نداریم و برخی از ما جفا كردیم به ایشان. ولی خب دیدیم كه مقام معظم رهبری از ایشان به خوبی تجلیل كردند.وحضور گسترده مردم در تشییع ایشان؟ در اینجا یك مراسم باشكوه و مجللی برگزار شد، مجامع مرتبط با دفتر رهبری یك بزرگداشت باشكوهی برپا كردند و رسانههای گروهی ما الحمدلله تجلیل كردند و من معتقدم حالا كه ایشان نزد خدای خودشان هستند باید بیاییم نقطههای مثبتشان را بیشتر عرضه و از این مرد بزرگ تجلیل مناسبی بكنیم.به نظر میرسد اگر به برخی دیدگاهها كه مربوط به مباحث نظری هم میشد توجه كنیم و دامن بزنیم اصل قضیه فراموش خواهد شد و دچار مشكل میشویم؟ عرض كردم، این یك اختلاف نظر است و بودنش هم مانعی ندارد، ما باید منطقی باشیم. حالا یك آدمی در یك مسأله تاریخی یك نظری دارد كه با ما منطبق نیست و معنایش این نیست كه برویم اورا تكفیر و تفسیق كرده و او را از جرگه اسلام و یا تشیع خارج كنیم. من معتقدم همه چیز را باید در حد خودش نگه داشت و مقام اشخاص را نباید كم كنیم حداقل در موضعگیریها نسبت به چنین اشخاصی تجدید نظر كنیم. خلأ جایگاه ایشان برطرف خواهد شد؟ كسی هست كه جایگاه ایشان را بگیرد؟اگر بخواهم صریح بگویم، جایگاه مرحوم مطهری، شهید صدر، شهید بهشتی و شخصیتهایی نظیر آقای فضل الله خیلی سخت پر میشود. واقعاً ضربه بزرگی بود فقدان ایشان، در میان چهرههای تشیع و در جهان اسلام و به آسانی نمیتوان جایگاه ایشان را پر كرد. به مصداق حدیث معروف اذا مات العالم ثلم فیالاسلام ثلمهلا یسدها الا عالم مثلها؛ نمیشود این نقص را پر كرد مگر به وجود یك عالم شبیه او و امیدواریم خداوند به امت ما، به حوزههای ما، به محافل مسلمان روشنفكر ما كمك كند تا بتوانیم خلأ مرحوم آقای فضل الله را پر كنیم.كلام آخر؟ حوزههای علمیه ما امروز وظیفه عظیمی بر دوش دارد. با وجود انقلاب اسلامی و توقع جهان اسلام از انقلاب اسلامی كه حرف آخر را در زمینههای اسلامی، سیاسی، مشكلات و چالشهای فراروی امت بزند، ما باید بیشتر از این فعال باشیم تا بتوانیم پاسخ حقیقی این سؤالات جهان اسلام را ارائه بدهیم. امانتی كه انقلاب بر دوش حوزهها، متفكران و نویسندگان گذاشته است خیلی امانت عظیمی است و باید شب و روز نداشته باشند تا بتوانند مسئولیتهای آن امانت را بر دوش بكشند.