
طبق سنت چند ساله صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، هر ساله شاهد پخش سريالهاي مناسبتي در ماه مبارك رمضان از شبكههاي تلويزيوني هستيم.علاوه بر فرصت معنويي كه در اين ماه بيش از ماههاي ديگر براي خودسازي وجود دارد و هر شخصي تلاش ميكند به كسب فضيلتهاي معنوي بپردازد، خستگي شيرين تحمل اين گرسنگي و تشنگي بعد از صرف افطار با مشاهده اين سريال ها و نكات آموزنده و قابل توجه كه در بطن هر كدام نهفته است از بين ميرود.
گرچه در بين اين سريالهاي مناسبتي، كارهايي ضعيف نيز ديده ميشود اما به جرأت ميتوان گفت هر ساله تعداد سريالهاي موفق و پربيننده بيش از كارهاي ضعيف ميباشد.
امسال نيز ما شاهد پخش سريالهاي مختلفي از شبكههاي تلويزيوني بوديم كه در اين ميان مجموعه جراحت با داشتن موضوع متفاوت و جديد و نيز گروه قوي سازنده آن، طبق آمار از پربينندهترين كارهاي رمضان 1389 شد.
ماجراي زوج جوان اين قصه كه مسبب اتفاقات ديگر داستان گرديد، بهانهاي شد تا با سيد ياسر جعفري، جوان 22 ساله ايفاگر نقش اميرحافظ گفتوگويي ترتيب دهيم و به صحبت در مورد مسائل و مشكلاتي كه گريبانگير خانوادههاي جامعه امروز ايراني است، بپردازيم. آقاي جعفري چگونه به حرفه بازيگري وارد شديد؟من مدت زيادي بود به بازيگري علاقهمند بودم كه اين علاقه از دو سال پيش حالت جديتري پيدا كرد. به همين دليل هم پيگير آموزشگاههاي بازيگري شدم و هدفم اين بود در يكي از بهترين و مناسبتترين كلاسها ثبتنام كنم. نهايت امر به اين نتيجه رسيدم كه كلاسهاي بازيگري آقاي تارخ بهترين انتخاب است. اين شد كه دورههاي بازيگري را در آنجا گذراندم و پس از اتمام دوره هم بلافاصله براي يك فيلم سينمايي انتخاب شدم.
چه فيلمي؟فيلم سينمايي دختران به كارگرداني آقاي قاسم جعفري.
در اين فيلم چه نقشي داشتيد؟نقش پوريا كه جزو دو نقش اول پسر اين فيلم بود.
پوريا چقدر به شخصيت خود سيد ياسر جعفري نزديك بود؟ميتوانم بگويم آن چنان شباهتي نداشتيم.
بعد از فيلم سينمايي دختران براي سريال جراحت انتخاب شديد؟خير، بعد از دختران، فيلم سينمايي اتوبوس كار آقاي محمد مهديعسگرپور را كار كردم كه در اين فيلم نقش يك طلبه را ايفا نمودم. بعد از بازي در اين فيلم بود كه براي سريال جراحت انتخاب شدم.
پس به واسطه حضور در كلاسهاي آقاي تارخ به اين سريال معرفي نشديد؟! با توجه به اينكه هم شما و هم آقاي تارخ در اين مجموعه تلويزيوني همكاري داريد؟خير، هنگامي كه در فيلم سينمايي اتوبوس به ايفاي نقش مشغول بودم با آقاي محمد مهدي عسگرپور براي سريال جراحت به توافق رسيديم و هنوز كار به اتمام نرسيده بود قرارداد جراحت بسته شد. در واقع آشنايي آقاي عسگرپور با بازي من و نيز شناختي كه من از جنس كارهاي ايشان داشتم دليل اين انتخاب بود.
از همكاري با آقاي عسگرپور راضي هستيد؟قطعاً اگر رضايت وجود نداشت، نه آقاي عسگرپور مرا براي ايفاي نقش در كار تلويزيونيشان انتخاب ميكردند و نه من ميپذيرفتم. البته اميدوارم رضايت آقاي عسگرپور از بنده بعد از ايفاي نقش در جراحت، بيش از پيش شده باشد.
در كنار حضور در كلاسهاي بازيگري، كار تئاتر نيز انجام داديد؟نه متأسفانه، تاكنون بازي در صحنه تئاتر را تجربه نكردهام.
برميگرديم به سريال جراحت. هنگامي كه آقاي عسگرپور پيشنهاد بازي در سريال جراحت را به شما دادند، صرفاً به خاطر اينكه كار ايشان بود پذيرفتيد يا فاكتورهاي ديگري مانند قصه فيلم نيز برايتان اهميت داشت؟همانطور كه قبلاً اشاره كردم من با نوع كار آقاي عسگرپور در پروژه سينمايي اتوبوس آشنا شدم ضمن اينكه جدا از اين مسأله كارهاي قبلي ايشان را هم ديده بودم. مسلماً اين مسأله يعني شناخت كار يك كارگردان يا نويسنده در پذيرش يا نپذيرفتن نقش بسيار مؤثر خواهد بود.
به اين نتيجه ميرسيم كه رزومه كارگردان براي شما از اهميت بالاتري برخوردار بود.بله، به هر حال آقاي عسگرپور براي من بسيار محترم هستند. حضور اشخاصي مانند آقاي شيخي، خانم رنگرزان و مابقي همكاران در اين پروژه و در رأس همه شخص آقاي عسگرپور ضامن موفقيت يك كار ميباشد و اين مسأله اطمينان خاطر براي پذيرش نقش و موفق شدن در آن را حاصل ميكند. البته در كنار اينها فيلمنامه نيز براي من جذاب بود و به همين دليل طرح فيلمنامه را قبل از عقد قرارداد مطالعه كردم. اما مهمترين دليل همانطور كه گفتم رزومهكاري آقاي عسگرپور بود. همكاري با شخص آقاي عسگرپور و گروهشان براي من لذت بخش بود. يك تيم كاملاً حرفهاي در كنار يك داستان جذاب.
از حضور بازيگران ديگر اين مجموعه مطلع بوديد؟بله، البته هنگامي كه من قرارداد را امضا كردم خانم ثريا قاسمي هنوز قرارداد نبسته بودند.
حضور بازيگراني از جمله خانم ثريا قاسمي، آتنه فقيه نصيري، مهوش صبركن و نيز آقاي عمراني و تارخ در پذيرفتن اين نقش از جانب شما مؤثر بود يا خير؟قطعاً هم مؤثر بود و هم بسيار به بازي من كمك كرد. بازيگراني كه نام برديد و در اين پروژه حضور داشتند در كارهاي قبلي خود بسيار موفق بودهاند و از بازيگران حرفهاي سينماي ما هستند كه اين مسأله در پذيرفتن نقش براي من يا هر شخصي كه به تازگي وارد اين حرفه شده بسيار مؤثر است. بازي خوب نقش مقابل و افرادي كه در كار با آنها بيشتر در ارتباط هستيد به بازي فرد بسيار كمك ميكند و نه تنها خسته نميشويد بلكه انرژي هم ميگيريد و از تجارب آنها نيز ميتوان استفاده كرد. فكر ميكنم من هم در كنار اين افراد علاوه بر اينكه به تجاربم اضافه شد، انرژي فوقالعادهاي هم دريافت كردم و اين مسأله واقعاً رضايت بخش است.
اگر سريال جراحت يك سريال مناسبتي نبود باز هم حاضر بوديد ايفاي نقش در اين كار را بپذيريد؟ البته با توجه به اين مسأله كه اولين تجربه تلويزيوني شما هم محسوب ميشد؟با همين گروه نويسنده و كارگرداني، بله.
يعني چهره شدن و ديده شدن براي شما اهميتي نداشت؟ همانطور كه مطلعيد معمولاً سريالهاي مناسبتي بيشتر از كارهاي ديگر كه در ديگر ايام سال پخش ميشوند، مورد توجه قرار ميگيرند. نميتوانم بگويم اصلاً اهميتي نداشته ولي صرفاً به دليل چهره شدن، ايفاي هر نقش در هر فيلمي را نميپذيرم. بعد از دو كار سينمايي دختران و اتوبوس و قبل از پيشنهاد بازي در سريال جراحت، دو كار سينمايي ديگر نيز به من پيشنهاد شد كه آنها را نپذيرفتم. اين طور نيست كه فقط مسأله شهرت و چهره شدن برايم پررنگ باشد و بر اين اساس هر كاري را بازي كنم، نه، اصلاً. به عقيده من اگر تنها اين فاكتور در نظر گرفته شود بعد از مدتي به دليل ايفاي نقشهاي ضعيف پرونده و رزومه كاري بازيگر به شدت آسيب ميبيند.
چون ديده شده افرادي تنها به دليل چهره شدن و شهرت در هر كاري كه ممكن است ضعيف نيز باشد به ايفاي نقش ميپردازند.بله، اين موارد وجود دارد. اما من به هيچ وجه اين ريسك را نميپذيرم. طرح فيلمنامه را خوانده بودم و در مورد كليت كار نيز توضيح داده شده بود. ضمن اينكه با آقاي نعمت اله نيز صحبتي داشتيم. گروه را هم كه از قبل ميشناختم. گروهي به دور از هر حاشيه كه اين مسأله براي من بسيار مهم بود و مهمترين دليل پذيرفتن نقش محسوب ميشود. مجموع اين عوامل را كه در نظر بگيريم ديديم تمام مشخصههاي يك سريال خوب را داشت. در حال حاضر هم كه نتيجه را ميبينيد. اين سريال را اكثر مردم ديدند يعني حدود 90درصد تماشاچي داشت و طبق آمار بهترين سريال مناسبتي امسال شناخته شده است.
خود شما بعد از بازي در دو فيلم سينمايي و يكسريال مناسبتي حساسيتتان براي انتخابهاي بعدي بيشتر شده است؟بله، قطعاً حساسيت بالا ميرود. البته من از همان ابتدا اين حساسيت را داشتم. چون رزومهكاري كه هر شخصي براي خودش درست ميكند بسيار با اهميت است. ولي وقتي شخصي با يك كار قوي و حجم بيننده بالا وارد اين عرصه ميشود اين حساسيت بالا ميرود كه كارهاي بعدي و نقشهايي كه در آينده ايفا ميكند بسيار قويتر يا در همين سبك كارها باشد.
بعد از اتمام جراحت، كاري را آغاز كردهايد؟ منظورم اين است كه پيشنهادي داشته ايد؟در حال حاضر چهار فيلمنامه را بررسي كردم اما هنوز هيچ تصميمي نگرفتم. منتظرهستم پخش سريال جراحت به اتمام برسد و پيشنهادهاي آينده را نيز ببينم، در نهايت تصميم بگيرم. يعني از بين همه پيشنهادها بهترينها را انتخاب كنم.
آقاي جعفري غير از بازيگري به كار ديگري هم مشغول هستيد؟خير، در حال حاضر تنها در اين حرفه مشغولم.
به عنوان شخصي كه به تازگي وارد اين حرفه شديد تفاوت بازيگران الان با سالهاي قديم را در ورود به اين عرصه درچه ميبينيد؟ با توجه به اينكه در گذشته وارد حرفه بازيگري شدن و در آن رشد نمودن بسيار سختتر از حال حاضر بود. اما الان شرايط بهتر شده است.اما من اين طور فكر نميكنم. به نظر من الان هم شرايط به سختي گذشته است.
ولي ما ميبينيم كه در حال حاضر بسياري از جوانها وارد اين عرصه ميشوند!من فكر ميكنم به اين دليل است كه تعداد و تنوع كارهاي سينمايي و تلويزيوني نسبت به گذشته بيشتر شده كه به موازات تعداد متقاضيان اين حرفه نيز افزايش پيدا كرده است.به عنوان مثال اگر در گذشته اين حرفه 100 متقاضي داشت، از اين تعداد پنج نفر موفق ميشدند وارد اين عرصه شوند. الان هم اگر متقاضيان 1000 نفر باشند، 50 نفر وارد حيطه بازيگري ميشوند. خود من نيز از بين 150هنرجو انتخاب شدم و حساسيتهايي را كه براي انتخاب درنظر ميگيرند از نزديك ديدهام. البته من معتقدم فاكتوري بهعنوان شانس نيز در اين ماجرا دخالت دارد. چون در بين آن همه هنرجو افراد با استعداد زيادي وجود داشت. ولي بههرحال از ابتدا فكر ميكردم در اين زمينه موفق شوم چون هركاري را كه شروع ميكنم براي رسيدن به موفقيت در آن گام بعدي را برميدارم اما فكر نميكردم اين اتفاق يعني حضور من در اين حرفه و نقشآفريني در چند كار سينمايي و تلويزيوني به اين سرعت اتفاق بيفتد و الان چند پيشنهاد كاري خوب نيز دارم. در رأس همه اينها لطف خدا را نميتوانم درنظر نگيرم. هرچه بوده از لطف خداوند بوده و هست.
همانطور كه درقبل اشاره كرديد فعاليت شما با شركت در كلاسهاي بازيگري آقاي تارخ بود. با درنظر گرفتن اين مسأله، حين بازي از آقاي تارخ كمك ميگرفتيد؟اين براي من مايه افتخار است كه با استاد خودم در يك سريال همبازي باشم، ايشان هميشه در مقام استاد بنده خواهند بود اما در اين مجموعه رابطه ما، رابطه دو همكار بود. البته در دو سكانس از ايشان خيلي كمك گرفتم و آقاي تارخ راهنماييهاي سودمندي در اين زمينه به من ارائه دادند.
شما بهعنوان جوان نسل امروز فكر ميكنيد قصه جراحت چقدر توانسته جوانهاي همسن و سال شما را پاي تلويزيون بنشاند. باتوجه به تبليغات و تنوع شبكههاي فارسي زباني مانند فارسي وان، فكر ميكنيد توانسته به مقابله با اين شبكهها بپردازد؟من فكر ميكنم اگر اغراق نكرده باشم، 90درصد مردم اين سريال را ديدند. چون بههرحال ما درجامعه زندگي ميكنيم و بازخوردها را ميبينيم. حتي الان كه فيلمبرداري و پخش سريال به اتمام رسيده است و من ديگر با گريم اميرحافظ نيستم هم در نوع لباس و هم از نظر مدل مو و صورت، باز هم بسياري از مردم مرا ميشناسند. جدا از اين مسأله من حس ميكنم قصه و داستان جراحت بهشدت ذهن مردم را درگير كرده است. چندين مورد پيش آمده كه همسن و سالهاي خودم در مورد قصه يا چگونگي پايان سريال از من سؤال ميكردند. اين نشاندهنده اين است كه جراحت داراي مخاطبان جوان نيز ميباشد.
شخصيت اميرحافظ در ابتداي داستان تصويرگر يك پسر آرام و تابع پدر و مادر بود اما رفتهرفته اين شخص تبديل به يك پسر گستاخ شد كه بدون درنظر گرفتن منطق دست به اقداماتي ميزند كه برآيند اين اقدامات كاملاً به ضرر خود شخص اميرحافظ است.بله، درست است. در ابتداي قصه هيچ اتفاقي نيفتاده بود، همه چيز آرام و زندگي روال عادي خود را سپري ميكرد. رفتهرفته و با بروز مشكلاتي كه در دو خانواده پيش آمد فشار مشكلات باعث شد كه اميرحافظ تندخو و گستاخ شود. بههرحال به دختري علاقهمند بود اما خانواده خودش يعني پدر و مادر با اين ازدواج مخالفت كردند. ازطرفي علت اين مخالفت از نظر اميرحافظ آنقدر حاد نبود كه منجر به جدايي او و دخترعمويش شود. از طرفي ديگر بزرگ نيز انتظارات خاصي از اميرحافظ داشت. تمامي اين مسائل باعث شد كه درجايي اين شخصيت منفجر شود و ما او را فردي بيفكر و گستاخ و در جاهايي بيادب ببينيم.
به نظر شما رفتارها و عكسالعملهاي اميرحافظ و اكرم، چقدر بهحقيقت رفتاري دخترها و پسرهاي خانوادههاي ايراني نزديك است؟ باتوجه به اينكه طبق قصه جراحت اين دو يعني اكرم و اميرحافظ در خانوادههاي كاملاً سنتي تربيت شدهاند و فرزندان، تابع نظرات بزرگترها هستند. چون اين موضوع را ما در چگونگي رفتار بزرگ و اسماعيل با مامان لطيفه نيز ميبينيم.به نظر من و باتوجه به آنچه درجامعه ميبينيم از اين نوع خانوادهها كم نداريم. خيلي از تصور دور نيست. خانوادههاي زيادي داراي اينچنين سبك زندگي هستند. در مورد اكرم و اميرحافظ آنچه مشهود است سن كم هردوي آنهاست و مشكل اصلي همين است. هردو به دليل عدم پختگي، رفتارهايي از خود نشان ميدهند كه كاملاً واضح است بدون فكر تصميم ميگيرند. بههرحال من فكر ميكنم درجامعه ما جوانهايي وجود دارند كه همانند اكرم و اميرحافظ و با شروع مشكلات و فراز و نشيبهاي زندگي تصميمات عاقلانه اتخاذ نميكنند. همانند اكرم و اميرحافظ تصميم ميگيرند و بعد از انجام كار، تازه به كاري كه انجام دادهاند فكر ميكنند.(خنده)
دليل اين رفتار چيست؟ آنها كه در ابتدا تابع نظر خانوادههاي خود بودند!بله، اما اوايل فشاري روي اين دو نبود. انسانها وقتي فشار مشكلات زندگي زياد ميشود، تازه شخصيت واقعي خودشان را نشان ميدهند! دقيقاً مانند آنچه ما در رفتار اميرحافظ ميبينيم يعني زمانيكه فشار زندگي زياد شد شخصيت واقعي، تندخو و بداخلاق و بيفكرش را مشاهده كرديم.
روندي را كه اين دو براي نجات زندگيشان پيش گرفتند كه البته ممكن است ازنظر اطرافيان منطقي و موردپسند نباشد، چطور ارزيابي ميكنيد؟شايد اگر من هم جاي اميرحافظ بودم يعني درچنين موقعيتي قرار ميگرفتم همين كارها را ميكردم. پاي زنم، پاي زندگي شخصيام ميايستادم. اما شيوهاي كه در پيش گرفتند اشتباه است. اينكه به دليل علاقهاي كه به يكديگر دارند تلاش ميكنند كار غلطي نيست ولي اينكه به افرادي غير از پدر و مادر پناه ميبرند تصميم اشتباهي است. در جاهايي بايد به اميرحافظ و اكرم حق داد. بهنظر من دو نفر كه تصميم به ازدواج ميگيرند و با مشكلي مشابه اين دو مواجه هستند خودشان بايد به توافق برسند كه آيا ميتوانند بدون فرزند به زندگي ادامه دهند يا خير. به عقيده من اينكه ديگران و خانوادههاي دوطرف اجازه ادامه زندگي را صادر كنند كاملاً اشتباه است.
يعني پدر و مادر حق هيچگونه اعمال نظر و دخالتي ندارند؟!ازدواج يك انتخاب فردي است. يعني هر شخص بايد خودش فرد مورد نظرش را انتخاب كند. والدين ميتوانند همفكري كنند و گاهي زوج را نصيحت نمايند اما در نهايت تصميم نهايي را دختر و پسر بايد بگيرند كه آيا ميتوانند با وجود مسائل و مشكلاتي كه در آينده ممكن است برايشان پيش بيايد و در گروي انتخاب الان آنهاست، كنار بيايند يا نه.
فكر ميكنيد بازي شما توانسته نقش را براي مخاطب باورپذير كند يا خير؟فكر ميكنم به اين شخصيت خيلي نزديك شدم. امير حافظ خيلي از من دور بود.
از چه لحاظ؟از لحاظ شخصيتي. خود من هم تك پسر هستم. اما اينكه اينقدر بدون فكر كار ميكند و در بعضي موقعيتها خيلي بيدست و پاست از من خيلي دور است. ولي با جلسات دور خواني كه با آقاي نعمتاله و آقاي عسگرپور داشتيم توانستم به اين شخص برسم. البته خودم نيز يك بيوگرافي از اين شخصيت نوشتم و تلاش كردم به شخصيت امير حافظ نزديك شوم. فكر ميكنم از عهده نقش برآمدم.
موضوع ديگري كه در قصه جراحت ديده شد وجه شباهت آن با مجموعه تلويزيوني پدر سالار ميباشد. در جايي از قصه جراحت كه اكرم و امير حافظ به كاميار پناه آوردند شبيه قسمتي از داستان پدر سالار است كه ناصر هاشمي و كمند اميرسليماني براي اينكه زندگي مستقلي تشكيل دهند به خانه يكي از اقوام كه رابطه بسيار بدي با محمد علي كشاورز (اسدالله خان) داشت پناه آورند.شايد تنها بخش كوچكي از كليت قصه جراحت اين ذهنيت را ايجاد كرده باشد. به هر حال اين طبيعي است كه بخشهايي از داستان يك فيلم شبيه به قصه فيلمهاي ديگر شود. اما هدف اين نبوده و شايد اصلاً ذهن نويسنده به هيچ وجه به سمت آن فيلمها نرفته باشد ولي در نهايت شباهتهايي پيش بيايد. اما همانطور كه گفتم هدف، شبيه نمودن قصه به فيلمهاي ديگر نبوده. البته به نظر من جالب است كه با اين سريال يادي از سريال ماندگار پدر سالار نيز شد.
در قصه جراحت مسأله ديگري كه بسيار پررنگ بود نوع برخورد با مادر بزرگ يعني مامان لطيفه است. اوايل احترام زيادي براي او قائل بودند، هر حرفي كه مامان لطيفه ميزد از جانب همه اعضاي دو خانواده مورد تأييد و احترام بود. اما رفته رفته نظرات و حرفهاي مامان لطيفه هيچ اهميتي نداشت حتي در جايي از قصه مشاهده كرديم بدون هماهنگي و كسب اجازه خانه او را در اختيار اكرم و امير حافظ قرار دادند.البته احترامي كه براي مادر بزرگ قائل بودند از بين نرفت اما همانطور كه در قبل هم اشاره كردم فشار مشكلات دو خانواده باعث شدكه شخصيت رفتاري و اصلي هر كدام از اعضاي خانواده نمود پيدا كند. مانند نوع رفتار انسي با بزرگ كه قبل از بروز مشكلات اينچنين برخوردي وجود نداشت. اما با وجود اين مسائل و مشكلات انسي چهره واقعي و عصبياش را نشان داد. چون امير حافظ پسرش است و فكر مي كند كه حق با اوست و به خودش اجازه اينگونه برخورد را ميدهد. الان همه شخصيتهاي قصه جراحت خودشان را محق ميدانند.امير حافظ فكر ميكند حق با اوست و بايد به رغم وجود مشكلات با اكرم زندگي كند. بزرگ فكر ميكند حق با خودش است و بايد حامي امير حافظ و اكرم باشد. در مقابل انسي حق را به خودش ميدهد و همچنان تلاش ميكند به زندگي مشترك اين دو خاتمه دهد.فشار مشكلات براي همه اعضاي دو خانواده است. البته در اين ميان نميتوانيم لجبازي هر كدام از اين شخصيتها را ناديده بگيريم. اما با وجود تمامي اين مسائل و مشكلات احترام مامان لطيفه از بين نرفت و تا پايان ماجرا نيز اين احترام وجود داشت.
استارت بعضي مسائل كه تاكنون صدا و سيما به آن نپرداخته بود با سريال جراحت زده شد. شايد در نمونههاي سينمايي ديده شده باشد اما بخش اصلي قصه جراحت كه مسبب ماجراها و اتفاقات بعدي بود در سريالهاي تلويزيوني قبلاً ديده نشده است. البته منظور اين نيست كه نمونه واقعي آن وجود ندارد يا اغراق در قصه بوده. اما پرداختن به اينگونه موضوعات نوعي ساختارشكني محسوب ميشود.اين ساختارشكني كه در موردش صحبت ميكنيد كاملاً برنامهريزي شده است. يعني با توجه به سياستها و برنامههاي از قبل تعيين شده تصميم به پرداختن به اين موضوعات گرفته شده است كه به نظر من اصلاً بد نيست. اينگونه مشكلات در خيلي از خانوادهها وجود دارد. پس دليلي وجود ندارد كه ما در سريالهاي تلويزيوني به آنها نپردازيم.
به نظر شما شكاف ايجاد نميكند؟خير، بلكه به عقيده من جهش خوبي است. من فكر ميكنم ما براي مقابله با تبليغات منفي شبكههاي ماهوارهاي مخصوصاً شبكههاي فارسي زبان بايد خودمان را قوي كنيم. يعني هم از لحاظ موضوع قصه و فيلمنامهها و هم از لحاظ تكنيكي و فني.
كمي در مورد فضاي سريالهاي مناسبتي صحبت كنيم. تا سال گذشته محور سريالها بيشتر جنبه مذهبي و عرفاني ماه مبارك رمضان بود. اما در سريالهاي امسال اين قضيه كمرنگ شده است.به فرض مثال در سريال جراحت، داستان حول محور خانواده ميگردد كه درون خانواده با يكسري مشكلات مواجه هستند. به هر حال در عقايد ديني ما توجه به خانواده و رفع مشكلات و نيز صله ارحام و احترام به والدين از اصول بسيار ارزشمند هستند. پس ميبينيم كه فضاي اين سريال جدا از محور ديني نيست.
آقاي جعفري اگر در زمينه ازدواج با مشكلي شبيه مشكل امير حافظ مواجه شويد چطور تصميم ميگيريد؟تا به حال به اين مسأله فكر نكردم. بايد در موقعيتش قرار بگيرم.
در كاراكتر امير حافظ كه با اين مشكل مواجه بوديد؟من در كاراكتر امير حافظ با ذهنيت امير حافظ تصميم ميگرفتم. اگر خودم در موقعيتي مشابه او قرار بگيرم نميدانم چطور برخورد ميكنم. ولي با توجه به شناختي كه از خانوادهام دارم مطمئن هستم اگر با آنها صحبت كنم راهنماييهاي خوبي ارائه ميدهند و انتخاب را به عهده خودم ميگذارند. به دليل فاصله سني كمي كه با آنها دارم رابطهاي دوستانه بين ما برقرار است و هميشه سعي كرديم مشكلات را با گفتوگو و در يك فضاي آرام و به دور از هرگونه تشنجي حل كنيم.
رشته تحصيلي شما مرتبط با شغلتان است؟خير، من دانشجوي ترم 7 رشته متالوژي مواد هستم.
در آينده كدام را ادامه ميدهيد؟قطعاً بازيگري را ادامه خواهم داد.
صحبت پاياني؟از زماني كه تصميم گرفتم وارد اين حرفه شوم تا الان، خانواده همكاري زيادي با من كردند و فكر ميكنم بدون حمايت آنها به هيچ وجه در اين كار موفق نميشدم.