کد خبر: 408990
تاریخ انتشار: ۰۸ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۲:۱۹
سلام‌عليكم
چند شب پيش ماه شب چهاردهم را وسط آسمان شهرمان ديديم، خيلي درخشان بود و خيلي زيبا. شب ولادت يكي از عزيزترين و كريم‌ترين بندگان خدا، فرزند زهرا(س) و علي(ع) و نواده پيامبر رحمت(ص) يكي از دو آقاي شباب اهل جنت، امام حسن مجتبي(ع) بود. اين پنج تن آل‌عبا همان‌هايي هستند كه شما طي هشت سال دوره اصلاحات آماج هتك‌حرمت‌هاي خود قرار داديد. خانم ميليشيا، كافي است آرشيو روزنامه‌ها، هفته نامه‌ها و ماهنامه‌هايتان را يك بار ديگر ورق بزنيد تا اگر فراموش كرده‌ايد يا خود را به فراموشي زده‌ايد، به خاطر آوريد كه از ديدگاه شما يعني همسر جان و همه دوستانش، معصومين(عليهم‌‌السلام) انساني‌هايي عادي بودند كه اشتباه هم مي‌كردند، از ديدگاه شما قرآن كلام خدا نبود بلكه كلام پيامبر بود كه برداشت خود را از وحي گفته بود. حال كه عرصه بر خيانت‌هاي شما تنگ آمده، دوباره اين بزرگواران در نظر شما شدند مقدس. سخن از منش و سلوك سياسي امام حسن(ع) به ميان آورده‌ايد كه بر طبق خواست و اراده مردم شكل گرفت. گويا حواستان نبود كه اين سخن عليه خودتان است؛ چرا كه شما روز روشن در مقابل جمهوريت ايستاديد و همنوا با امريكا و رژيم‌صهيونيستي يعني معاويه‌ها و عمر و عاص‌هاي زمان با گردن كلفتي و بدون ارائه حتي يك دليل ادعا كرديد، تقلب شده و در پي آن آسيب‌هاي مادي و معنوي بسياري به اين مردم شريف وارد ساختيد.
شما طبق عادتتان، بدون هيچ سند و مدركي مرتباً از كودتا و كودتاچيان دم مي‌زنيد و گمان مي‌كنيد اين مردم رشيد مانند اندك مخاطبان ساده‌لوح حزبتان، با تكرار يك دروغ، فهمشان را از دست خواهند داد و فراموش خواهند كرد كه شما و همسرجان و دوستان حزبي‌تان به دنبال كودتا عليه اكثريت بوديد. شما كه طاقت كمترين عقوبت دنيايي را براي خيانت‌هايتان نداريد، چرا فكري براي آخرت نمي‌كنيد، چرا توبه نمي‌كنيد؟
خانم ميليشيا!
وقتي مي‌بينم شما جانماز آب مي‌كشيد، دلم به حال اندك مخاطبان حزبي‌تان مي‌سوزد كه چگونه وقت گرانبهاي خود را در اختيار يك عده كلاش قرار مي‌دهند. كساني كه آشكارا رباخواري مي‌كنند.بله خانم ميليشيا يادتان كه نرفته عارفه خانم دختر عزيزتان چند ميليون پول خود را نزد يكي از همفكران بساز – بفروشتان قرار داده بود تا كار كند ولي به خاطر كسادي بازار سودي نكرده بود، با اين حال آقا مصطفاي مبارز(!)، همسرجان شما با تهديد سود پول (ربا) را از آن آقا گرفت.
خانم ميليشيا!
وقتي شما از مبارزه حرف مي‌زنيد، كساني كه شما را مي‌شناسند چندششان مي‌شود. شمايي كه براي كوچك‌ترين كارهاي منزل از جوانان ساده‌لوح حزب بيگاري مي‌كشيد، يكي قبض‌هاي آب و برق و تلفن منزل را پرداخت مي‌كند؛ يكي مطالب شخصي شما و همسرجان را تايپ مي‌كند؛ يكي رانندگي شما را مي‌كند؛ يكي هم خريدها و كارهاي منزل شما را انجام مي‌دهد تا دختر خانمتان به سفرهاي تفريحي و برنزاسيون خود در كيش برسد؛ يكي ديگر مسئول تعميرات ماشين همسرجان است و يكي هم برايتان تلويزيون مي‌خرد! و... تازه! همه اين كارها را در رودربايستي و بدون دريافت هزينه‌هايي كه كرده‌اند، انجام مي‌دهند و هر بار آقا مصطفي يا بهتر بگويم همان همسرجان شما، وعده سر خرمن مي‌دهد، با اين اوصاف آيا خجالت نمي‌كشيد كه دم از مبارزه مي‌زنيد؟!
خانم ميليشيا!
شما را به خدا بس كنيد اين رياكاري را. زمانه عوض شده، مردم هوشيار شده‌اند، گذشت آن زماني كه مردم فريب منافقيني چون شما را مي‌خوردند، شيوه‌هاي فريب تكراري شده، بياييد در اين شب‌هاي عزيز به درگاه خدا توبه كنيد. به خاطر خيانت‌هايي كه به اين مردم كرديد. به خاطر خون‌هايي كه سبب ريختن‌شان شديد و به خاطر آسيب‌هايي كه به اين مردم شريف وارد ساختيد. در توبه هميشه باز است. من اگر احساس مسئوليت كنم، بيش از اين پته شما را روي آب خواهم ريخت تا مردم بدانند با چه نفاق عميقي روبه‌رو هستند. از سرنوشت دوستان قديمي خود كه امروز در عراق و ديگر نقاط جهان آواره‌اند، عبرت بگيريد؛ خانم ميليشيا!
يك آشنا
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار