
برخلاف تلاشهای اولیه سران فتنه برای حاشا کردن همکاری و همراهی برنامهریزی شده و هدفمند با گروهک های ضد انقلاب و خیانت به انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی و پنهان شدن زیر نقاب خط امام (ره) و وفاداری به انقلاب و نظام اسلامی، اخیراً اقداماتی برای آشکار کردن هویت واقعی خویش و عبور از مرزبندیهای مربوط به نظام و انقلاب را صورت دادهاند که نشانگر ورود آنان به مرحله جدیدی است.
به عنوان مثال میرحسین موسوی در دیدار با فرزندان خانوادههای به اصطلاح ایثارگر خود مدعی شده تشکلهایی که با سیاستهای غلط از هم جدا شده بودند، به تدریج به هم نزدیکتر میشوند، با هم مذاکره میکنند و بر سر یک سفره مینشینند. آنچه نقطه وصل آنها با یکدیگر است، تلاش برای آزادی، عدالت و تفاهم بر سر پاسداری از حقوق ملت است. مرزهای خودی و غیر خودی به تدریج کمرنگ میشود و به جای آن تعامل و گفتوگو مینشیند. همچنین سعید رضوی فقیه از عناصر آشوبطلب نفوذی در دفتر تحکیم که در دوره حاکمیت مدعیان اصلاحات به حزب مشارکت پیوست هم در گفتوگو با دویچه وله درباره این سخنان میرحسین گفته است: «جنبش سبز از همان آغاز از مرز خودی و غیر خودی عبور کرده بود.» وی ادامه داده که «هنوز زمینه برای ارتباط عینی و ملموس نیروهای داخل و خارج پیش نیامده است.» و آخر اینکه ابوالحسن بنیصدر، رئیس جمهور مخلوع و مطرود که با تغییر چهره به همراه سرکرده منافقین، پس از آشوبهای خیابانی و خیانت به نظام و مردم به خارج از کشور گریخته و هماکنون در فرانسه ساکن میباشد، در مصاحبه با خبرگزاری اینترپرس سرویس گفته است: «دوستان ما نامههایی را از سوی موسوی برایمان میآورند.» وی مدعی شده این نامهها مورد تأیید خود شخص موسوی نیز میباشد.
گرچه عبور از مرزهای اعتقادی و سیاسی و همنشینی و ائتلافهای پیدا و پنهان با گروهکها و عناصر خائن و ضد انقلاب با شعار تساهل و تسامح و ایران برای همه ایرانیان در بین مدعیان اصلاحات از دوره حاکمیت آنان پس از خرداد 76 سابقه دارد و موضوع تازهای به حساب نمیآید، اما تلاش برای علنیسازی و دفاع از آن، دلالت بر اهداف و مقاصدی دارد که مهمترین آنها را میتوان در گمانههای زیر خلاصه نمود:
1 ـ فشار بر نظام برای باز کردن مسیر بازگشت بدون توبه و ندامت سران فتنه با نمایش روحیه افراطی و احتمال همبستگی و اتحاد با سایر گروهها و جریانات ضد انقلابی و معارض که در واقع نوعی باجخواهی از نظام به حساب میآید.
2 ـ تلاش برای یارکشی مجدد از درون نیروهای سمپات و وابسته به طیفهای ضد انقلاب و فراهم ساختن زمینه اعلام موجودیت و فتنهگری در روز قدس که در شرایط ریزش بدنه خیابانی، حتی سران فتنه امکان حضور تبلیغی و نمایشی برای شخص خود را هم دور از دسترس میدانند.
3 ـ ایجاد زمینه پذیرش و همکاری از سوی نیروهای اپوزیسیون و معارض جمهوری اسلامی در خارج از کشور برای آن دسته از عناصر میانی فتنه که به خارج گریخته و یا قصد خروج از کشور را دارند. جالب اینکه به موازات این اقدامات وقیحانه و عبور از مرزهای خودی و غیرخودی در برخی محافل زمزمههایی مبنی بر بازگذاشتن مسیر بازگشت فتنهگران به عنوان ضرورتی برای تقویت وحدت و انسجام داخلی در مقابله با تهدید بیگانگان و بزرگنمایی تهدیدات بیرونی برای امتیاز گرفتن به نفع فتنهگران نیز مشاهده میشود که اگر از سادهاندیشی نباشد، دنبالهروی از فتنهگران خواهد بود، چراکه سیاست جذب حداکثری و دفع حداقلی متکی بر پاسداری از ارکان هویتی و در رأس آن ارزشها و اصول انقلاب و حفظ مرزهای عقیدتی و سیاسی میباشد.